گنجور

شمارهٔ ۴۲۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

پای بستند و ره سعی نشانم دادند

دست و بازو بشکستند و کمانم دادند

جان سختم حذر از دوزخ جاوید نداشت

خانه در کوچهٔ آسوده دلانم دادند

العطش زاست درین وادی تفسیده دلم

جگری گرمتر از ریگ روانم دادند

بر رخ خرقه کشان هم در رحمت باز است

بار در انجمن باده کشانم دادند

شمعها برده ام از صدق به خاک شهدا

تا دل و دیدهٔ خونابه چکانم دادند

اجر صبری که به حرمان گلستان کردم

چمن آرایی آن سرو روانم دادند

همّت از ابر نمی گشت طلبکار حزین

رگ ابر قلم ژاله فشانم دادند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط