بخش ۹ - آرامسازی الانان و سفر به هندوستان
ز دریا به راه الانان کشید
یکی مرز ویران و بیکار دید
به آزادگان گفت ننگست این
که ویران بود بوم ایران زمین
نشاید که باشیم همداستان
که دشمن زند زین نشان داستان
ز لشکر فرستادهای برگزید
سخنگوی و دانا چنان چون سزید
بدو گفت شبگیر ز ایدر بپوی
بدین مرزبانان لشکر بگوی
شنیدم ز گفتار کارآگهان
سخن هرچ رفت آشکار و نهان
که گفتید ما را ز کسری چه باک
چه ایران بر ما چه یک مشت خاک
بیابان فراخست و کوهش بلند
سپاه از در تیر و گُرز و کمند
همه جنگجویان بیگانهایم
سپاه و سپهبد نه زین خانهایم
کنون ما به نزد شما آمدیم
سراپرده و گاه و خیمه زدیم
در و غار جای کمین شماست
بر و بوم و کوه و زمین شماست
فرستاده آمد بگفت این سخن
که سالار ایران چه افگند بن
سپاه الانی شدند انجمن
بزرگان فرزانه و رای زن
سپاهی که شان تاختن پیشه بود
وز آزادمردی کماندیشه بود
از ایشان بدی شهر ایران ببیم
نماندی بکس جامه و زر و سیم
زن و مرد با کودک و چارپای
به هامون رسیدی نماندی بجای
فرستاده پیغام شاه جهان
بدیشان بگفت آشکار و نهان
رخ نامداران ازان تیره گشت
دل از نام نوشینروان خیره گشت
بزرگان آن مرز و کنداوران
برفتند با باژ و ساو گران
همه جامه و برده و سیم و زر
گرانمایه اسبان بسیار مر
از ایشان هر آنکس که پیران بدند
سخنگوی و دانشپذیران بدند
همه پیش نوشینروان آمدند
ز کار گذشته نوان آمدند
چو پیش سراپردهٔ شهریار
رسیدند با هدیه و با نثار
خروشان و غلتان به خاک اندرون
همه دیده پر خاک و دل پر ز خون
خرد چون بود با دلاور به راز
به شرم و به پوزش نیاید نیاز
بر ایشان ببخشود بیدار شاه
ببخشید یک سر گذشته گناه
بفرمود تا هرچ ویران شدست
کنام پلنگان و شیران شدست
یکی شارستانی برآرند زود
بدو اندرون جای کشت و درود
یکی بارهای گردش اندر بلند
بدان تا ز دشمن نیابد گزند
بگفتند با نامور شهریار
که ما بندگانیم با گوشوار
برآریم ازین سان که فرمود شاه
یکی باره و نامور جایگاه
وزان جایگه شاه لشکر براند
به هندوستان رفت و چندی بماند
به فرمان همه پیش او آمدند
به جان هر کسی چارهجو آمدند
ز دریای هندوستان تا دو میل
درم بود با هدیه و اسب و پیل
بزرگان همه پیش شاه آمدند
زدوده دل و نیکخواه آمدند
بپرسید کسری و بنواختشان
براندازه بر پایگه ساختشان
به دل شاد برگشت ز آن جایگاه
جهانی پر از اسب و پیل و سپاه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
انوشیروان
هوش مصنوعی: شاه نوشین روان، با دیدن ویرانی سرزمین ایران از جانب الانان، احساس نارضایتی و ننگ کرد و به آزادگان گفت که نمیتوانند نسبت به این وضعیت بیتفاوت باشند. او نمایندهای را به نزد مرزبانان فرستاد تا از آنها بخواهد از شرایطشان بگویند. نمایندگان الانان به نزد او آمدند و با هدایا و نذورات بر مشکلات گذشته پوزش خواستند. نوشین روان، گذشته را بخشید و دستور داد تا ویرانیها را اصلاح کنند و سرزمین را آباد سازند. سپس، او با سپاهی به هندوستان سفر کرد و با استقبال بزرگان آن سرزمین مواجه شد و با دل شاد به ایران بازگشت.
هوش مصنوعی: یک نفر از دریا به سمت مردم الانان رفت و در راه، مرز و حدودی ویران و خالی از سکنه را مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: آزادگان را گفتم که این شرم است که سرزمین ایران ویران شده باشد.
هوش مصنوعی: نباید در کنار هم باشیم و همنظر، زیرا دشمن از این نشانه میتواند بر علیه ما داستان بسازد.
هوش مصنوعی: از میان سپاه، فردی باهوش و لایق بهعنوان سخنگو انتخاب شد، بهگونهای که شایسته و مناسب بود.
هوش مصنوعی: به او گفت در آغاز سپیدهدم، از اینجا به سوی این فرماندهان لشکر برو و با آنها صحبت کن.
هوش مصنوعی: شنیدم از صحبتهای افراد با تجربه که هر چیزی چه آشکار و چه پنهان، بیان شده است.
هوش مصنوعی: شما که میگویید ما از کسری (پادشاه ایران) چه ترسی داریم، ما نسبت به ایران چه احساسی داریم، ما فقط یک تکه خاک هستیم.
هوش مصنوعی: بیابان وسیع و کوههای بلند وجود دارد و لشکر در آن مستقر است و از تیر و گرز و دامهای خود استفاده میکند.
هوش مصنوعی: ما همه جنگجویانی هستیم که به نوعی غریبه هستیم و نه ارتشی و نه فرماندهای از این سرزمین به شمار میآییم.
هوش مصنوعی: حالا ما به حضور شما آمدهایم و برای استراحت، چادر و خیمهای برپا کردهایم.
هوش مصنوعی: در و غار مکانهایی هستند که برای کمین مناسباند و همچنین محیطهای مختلف مثل دشتها، کوهها و زمینهای وسیع نیز برای شما مهیا هستند.
هوش مصنوعی: فرستادهای آمد و گفت که رهبری ایران چه کار کرده است.
هوش مصنوعی: جمعی از صاحبنظران و بزرگان با هم جمع شدند و به بحث و تبادل نظر پرداختند.
هوش مصنوعی: نیرویی که به عنوان هنرش تاختن به میدان میآید، از انسانهای آزاد و با اندیشه کمی برخوردار است.
هوش مصنوعی: از آنها بدیهایی در شهر ایران دیدم که کسی برای او لباس و زر و سیم نمانده است.
هوش مصنوعی: یک زن و مرد به همراه کودکی و چهارپایی به منطقهای به نام هامون رسیدند و دیگر در آنجا توقف نکردند.
هوش مصنوعی: پیام فرستاده شاه به آنها بهطور واضح و پنهان منتقل شد.
هوش مصنوعی: چهرهی برجستگان از آن رنگ گرفت و دل از نام آن کسو که رویش شگفتانگیز است، حیرت زده شد.
هوش مصنوعی: بزرگان و نیکان آن دیار با ثروت و اموال خود به سفر رفتند.
هوش مصنوعی: همه مادیات و ثروتها مانند لباس و طلا و نقره ارزش چندانی ندارند، بلکه تعداد زیاد اسبها از اینها با ارزشتر است.
هوش مصنوعی: هرکس از آنها که به سن و سال بزرگتر هستند سخن بگوید و به علم و دانایی توجه داشته باشد، مورد احترام است.
هوش مصنوعی: همه به خاطر رفتار خوشایند و دلپذیر او به نزدش آمدند و از کارهای گذشته خود حرف زدند.
هوش مصنوعی: وقتی به نزد پردهی ملک رسیدند، با هدایایی و نذوراتی در دست بودند.
هوش مصنوعی: در این بیت تصویری از افرادی ارائه شده که در حال مبارزه و کوشش هستند. آنها در حالی که در خاک غوطهورند، چشمانشان پر از غبار و دلهایشان پر از غم و درد است. این نشاندهندهی زحمت و رنجی است که آنها متحمل میشوند.
هوش مصنوعی: در هنگامی که خرد و اندیشه به یاری دلیران میآید، چون با احترام و ادب همراه است، نیازی به عذرخواهی و شرم احساس نمیشود.
هوش مصنوعی: شاه بیدار بر آنانی که خطا کرده بودند، بخشش کرد و تمام گناهان گذشتهشان را فراموش نمود.
هوش مصنوعی: فرمان دادند تا هر چیزی که ویران شده، مکانی برای پلنگان و شیران شود.
هوش مصنوعی: یک شهر را به سرعت میسازند و در داخل آن مکانهایی برای کشاورزی و آرامش در نظر میگیرند.
هوش مصنوعی: یک بار در بلندیها بچرخ تا از دشمن آسیب نبینی.
هوش مصنوعی: گفتند به شاه بزرگ و معروف که ما خدمتگزاران او هستیم و در مقابل او تواضع میکنیم.
هوش مصنوعی: ما باید به گونهای عمل کنیم که پادشاه فرمان داده است، یک بار و در مکانی معتبر و شناخته شده.
هوش مصنوعی: از همان مکان، شاه لشکر را به حرکت درآورد و به هندوستان رفت و مدتی در آنجا ماند.
هوش مصنوعی: همه به خاطر فرمان او جمع شدند و هر کسی که در جستجوی راه حلی بود، به سوی او آمد.
هوش مصنوعی: از دریای هندوستان تا دو مایل، من با هدایا، اسب و فیل، در دسترس بودم.
هوش مصنوعی: بزرگان همه به حضور شاه آمدند و به خاطر دلسوزی و نیت خوبشان این کار را کردند.
هوش مصنوعی: کسری از آنها پرسید و با محبت و مهربانی، هر یک را به اندازه و بر اساس جایگاهش، مورد تحسین قرار داد.
هوش مصنوعی: با دلی شاد به خانه برگشت از آن مکان که پر بود از اسبها، فیلها و سربازان.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.