گنجور

حاشیه‌ها

نوشین در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا!!!
عاشق این بیتش هستم،
احساس به معنای واقعی کلمه از این غزل میباره...
این همه ناکامی توی عشق که همیشه بوده و هست!
واقعا چرا این دنیا و آدماش اینطورن،افسوس... شهریار دیگه دلی براش نمونده بود که ثریا رو قبول کنه!اما ای کاش قبولش میکرد :(

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

این چامه چه مهربانانه و دلسوزانه مردم را به خدا خواهی و جانپروری می خواند . هیچ از خود خواهی نشان ندارد انسان گویا ملکی را می بیند در سخن که نرمگوی و دلسوز و نیکخواه است .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

پشت دار نام یزدان است و چه نام نیکی

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

کامبخش معنی روسپی هم می دهد کسی که کامجوی را سیر می کند .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

غوطه از لغت گود است باید غوته نوشته شود

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

میر در بیت اول همان میرشکار است که جهانی مسخر اوست تا شکاری بکند و گویا در دشتی جرگه می کنند و میرشکار تاختن و واماندن اسبها را پایشمندانه ( با احتیاط) دنبال می کند. درست مانند ادم که اسما ن و زمین اماده اند که او درستی را بگزیند و راستی را بخواهد . گویا ادم را مولانا میر شکار پنداشته است

سعید در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۲:

خیر جناب کامران کمیلی پور اشتباهی صورت نگرفته است و آن غزل را در شماره 1097این مجموعه میتوانید بیابید ،میشود گفت همین غزل است با کلماتی اضافه و البته موسیقی و وزنی دیگر اما چرایی این ماجرا و اینکه کدام نخست سروده شده را میسپارم به جناب گوهری عزیز

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۳:

سعید جانم من تنها واژه از بر می کنم وانگهی تو خود بزرگی و شایسته بزرگ داشتن . من به گمانمندی خو کرده ام ادم قاطع را دوست ندارم بیشتر قاطع ها نادانانی هستند که مطمئن هستند و گروه کمی دانایان که درستی را از ناراستی به موشکافی باز می دانند گویا کف به ایشان نمی توانیم رساندن ! من از زیر و زبر کردن و بررسیدن سود می برم درست مانند اینجا که شما معنی بهتری از من دریافتید درود به شما درست است انچه شما می فرمایید و خرمی کردم .

سعید در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۳:

لطفا از عبارات فکر میکنم یا گمان میبرم و...در صورت امکان استفاده نفرمایید که این لغات در خور اساتید نیست و از طرفی ما ناآگاهان و کم سوادان را به جسارت و گمان کردن و ابراز نظروامیدارد و تحریک میکند القصه جسارتا فکر میکنم معنی به این صورت باشد که مثل فاخته بگو کو کو یعنی سوال کن تا طلبکار از این حالت استفهام تو گمراه شود و آگاه نشود و دست به خبر نزند

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۳:

لت اخر بیت فرجامین می پندارم که بگوید مدعی با این خوی و صفت به خبر و اگهی ای ( برین ) دستش نمی رسد .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۳:

از جمله شگفتی هایی که در گویش لری می بینم این است که به عضله به لری گزم می گویند مثلا گزمدار یعنی تنومند و عضلانی و این شاید گزم بودن جسم را برایمان پیش نهد یعنی جسم پارسی باشد و گزم بوده باشد ولی دلاسوده نیستم و هنوز دلیل دیگری ندارم باید در زبان هندی اروپایی دیگری بجز فارسی هم انرا یافت تا این ادعا درست دراید

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۳:

سروبر البته نه اینجا نام یک دیو است که در کنار ضحاک از دیوان شناخته و خنیده روزگار ساسانیان بوده است و سرو معنی شاخ می دهد و بر یعنی روی پس سروبر یعنی کسی که سرو و شاخ بر خود دارد.

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۳:

زالنه بسته به شعر پیشین بود و شعر را جابجا گرفتم شوربختانه

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۳:

عقل به ریسمانی می گویند که با ان پای شتران را می بسته اند که از رفتن بایستد . به لری امروز به ان زالنه می گویند به فارسی کهنتر هم کاربرد داشته است

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۱:

گویند شمس ملکداد را گفتند چرا گوشه می گیری از مردم گفت مرا سخن اسان گفتن نفرمودند ! (یعنی مولانا ( خداوندگار ) را تنها می خواسته به راه کند .)

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۰:

لغت دیگر راه همان پند است که با path یکیست و پند دادن معنی راه نشان دادن است .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۰:

آری هست ، مانند مارسرده یعنی از گونه مار که صفت دهاک است .همان sort .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۰:

حبیب الله نوبخت واژه دان ( لغوی ) بوده اند همروزگار پهلوی نخست و نیز در نوشته هایشان از نژاد اریایی و برتری اش که در ان روزگار بخاطر کشورگشایی هیتلر مطرح شده بود هواداری می کرد ، البته با تجاوز انگلیسی ها به ایران در جنگ ایشان به زندانی در ناکجا برده شد ! و نیز شاهنامه اش که از نبرد هرمزان سر لشگر خوزستان اغاز می شود و تا زمان پهلوی کشاله( ادامه ، به افغانی ) دارد نیز خبری نیست ! البته باید هر کجا باشیم نژاد پرستی را از هر دستی باشد شرم بدانیم چه فارسی باشد و چه عربی و چه المانی و جز این ها و نیز بیگانه پرستی را ننگ بدانیم .

سعید در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۰:

سرتک پهلوی به معنی گونه (نوع)نیست؟

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۰:

سعید جان سرده از دادن است یعنی کسی که به سران می دهد و نگاهشان به باده است یعنی باده دهنده ، اما سرتک پهلوی یا street انگلیسی و صراط عربی و استراشه المانی همه یکیست البته باید نام دانایان را اورد گویا این وابستگی و پیوند را استاد حبیب الله نوبخت پیدا کرده اند که نویسنده شاهنامه نوبختی هستند و از ان تنها یک نسخه است و انهم در موزه مجلس شورای إسلامی است . اما سرتک را دوست دانا و مهربانم اسد الله حبیب نماینده مردم افغانستان در شعری سروده اند به همین نام که خواندنیست .

۱
۴۸۲۷
۴۸۲۸
۴۸۲۹
۴۸۳۰
۴۸۳۱
۵۵۳۰