مریم در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۳:
در بیت سوم، به نظر می رسد «گه چو نگینم به مزد» باید به صورت « گه چو نگینم بِمَـزَد» تغییر کند.
ناشناس در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:
سلام خیلی لذت بردم
سعید در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » پنجم:
وزن مصراع «نالهای دل و جان را جز تو محرم نیست» نادرست به نظر می رسد
سعید در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » پنجم:
در مصراع اول بیت دوم « برود» از لحاظ وزن درست تر می نماید.
سود و سرمایه ی من گر رود( برود) باکی نیست
صادق در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
در مصرع اول بیت سوم فکر کنم کلمه " من " اضافی باشه و درستش این باشه:
حکایتی ز دهانت به گوش جان آمد...
محمد شبانی امامیه در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » آغیز یِئمیشی:
با سلام و درود
بنده اهل تبریز هستم ولی زادگاه پدری من روستای امامیه مرکز دهستان عباس که روستای خشگناب استاد شهریار در اون هست هستم
این شعر استاد با لهجه محلی هست و قافیه های اون به صورت اولی هست
از نظر نثری و املایی کلمه اولار صحیح هستولی اصل شعر با کلمه محلی اولی نوشته شده
با تشکر از گنجور
ناشناس در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۳:
خمش باش و فنای بحر حق شو
به هنبازی خدایی مصلحت نیست
ناشناس در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » رسوای دل:
با نهایت احترام برای دوستداران شعر فارسی شعر به این زیبایی را بخوانید و لذت ببرید از رمزهای شعر اکاه شوید رهی معیری املا ننوشته که ما تصحیح کنیم تمنا دارم به شعرها اسیب نزنید ،سباسکزارم
سعید در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:
در بیت « ور باز به داورم نشانی /ای داور داوران تو دانی » مرحوم دکتر بهروز ثروتیان نبه داور » مصراع اول را «برآورم » نوشته است طبق نسخهی مورد تصحیح که به معنی « تحقیق و یقین و صاحب و خداوند » آمده و با اشاره به بیتی از بو شکور بلخی « کسی کاو به محشر بود آوری / ندارد به کس کینه و داوری » که آوری را به معنی یقین در لغت نامه ها ذکر کرده اند ودکتر « اور» را به معنی محاکمه و بازجست » معنی نموده اند که زیبا تر به نظر می رسد یعنی اگر مرا به محاکمه و بازجست بنشانی ، ای داور داوران تو خود دانی» وبیتی یدگر به عنوان شاهد :
«کسی را که باشد به دل مهر حیدر / شود سرخ رو در دو گیتی به آور »
مهدی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۹۵ - رجوع کردن به حکایت آن شخص وام کرده و آمدن او به امید عنایت آن محتسب سوی تبریز:
درجایی دیگر خوانده ام
هرزمانی نور روح افزای جان
میرسد از عرش بر تبریزیان
فرهاد در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
من نمیگویم که آن عالی جناب
هست پیغمبر، ولی دارد کتاب
مثنوی معنوی مولوی
هست قرآنی به لفظ پهلوی
مثنوی او چو قرآن مدل
هادی بعضی و بعضی را مضل
-- شیخ محمود شبستری
اگرچه بخشهای بزرگی ار مثنوی تفسیر قرآن است، ولی به نظر من عارف معروف شیخ محمود در حق مثنوی کوتاهی کرده است، چون مثنوی به معنا بسی والاتر از قرآن است. جوهره مثنوی عشق است، ولی از " حرف عشق در دفتر" خبری نیست! بعید هم نیست شیخ چون بسیاری دیگر میدانسته ولی از بیان آن معذور بوده است.
به نظر میرسد از معدود شباهتهای مثنوی با قرآن آغاز آنها باشد، با اختلافی ظریف. پنج آیه نخستین قرآن در سوره علق به معنا، گیرایی، و بلاغت سرامد سایر آیات قرآن مینمایند، درست همانند هیجده بیت نخستین مثنوی که از نظر احساس، معنا، گیرایی و شیوایی و ... از سایر ابیات مثنوی بالاتر می ایستند.
دیگر اینکه قرآن و مثنوی هر دو با فعل امر آغاز میشوند: یکی بخوان و دیگری بشنو. بخوان یک فعل امر اجباری است، باید بخوانی. ولی بشنو اگرچه فعل امر است، اما امریست اختیاری. میتوانی گوش کنی، میتوانی گوش نکنی. مثنوی دعوت میکند به شنیدن، و پندت میدهد. در قران چنین آزادی عملی وجود ندارد. پیام قرآن دعوت نیست، اجبار است.
دیگر نکته درخور توجه این است که مولوی مثنوی را نه با نام خدا آغاز کرده است و نه به رسم، با ستایش پیغمبر و خلفا.
مسعود رضایی بیاره در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ عبید زاکانی » عشاقنامه » بخش ۱۹ - پاسخ معشوق قاصد را بار دیگر:
ز لطف من بخواهش عذر بسیار
به آزرمش بگو کای مهربان یار
مسعود رضایی بیاره در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ عبید زاکانی » عشاقنامه » بخش ۱۸ - حدیث گفتن قاصد با معشوق:
بهر عذری که می آورد در کار
جوابی مینهادش تازه در بار
مسعود رضایی بیاره در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ عبید زاکانی » عشاقنامه » بخش ۱۸ - حدیث گفتن قاصد با معشوق:
کز این آتش بجز دودی نبینی
پشیمان گردی و سودی نبینی
معین در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۵۴:
با سلام
بیت آخر "مرغ تسبیح گوی و من خاموش" هست؛ نه "تسبیح خوان".
لطفا اصلاح کنید.
ناشناس در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:
سعدی اندازه ندارد که چه شیرین سخنی باغ طبعت همه مرغان شکر گفتارند
بهار در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳:
بیت دوم در نسخه فروغی اینطور است:
آن که برگشت و جفا کرد و به هیچم بفروخت
محمدرضا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴ - یاران دغل:
من که غزلی گویم ازعشقش به حسن
خانه ای از مهرووفا درکنج دلم ساخته ام
فرهاد در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
دریغ از این غزل زیبای حافظ، و دریغ از این سایت بی همتا و ارزشمند گنجور، این نماینده کاخ با شکوه شعر و سخن پارسی، که میدان تاخت و تاز خودبزرگ بینی و خود رایی و فخرفروشی برخی گزافه گو شده است!
ای قصر دل افروز که مزلگه انسی،
بادا نکند آفت ایام خرابت!
مریم در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۳: