گنجور

حاشیه‌ها

غلامعلی حامدبرقی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

با عرض سلام و احترام دربند دوم سطر ششم به نظرم ازین یاکرد " از این یادکرد" و در بند دوم سطر هشتم این کناپائی " این کندپائی"صحیح است.

شیرازی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۱:

این شعر فک کنم درست تصحیح نشده.

آیین در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۷:

شهریار, تخلص خود را در این غزل پیدا کرد.

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:

همانگونه که هادی در بالا اشاره کرده است، احتمالن در بیت بکی ماده به آخر "دولت رندان" صحیح باشد. زیرا در بیت اول میگوید پیروی مذهب رندان کرده است و همینطور پیشتر هم عبارت دولت رندان را بکار برده است:
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۳/

نورعلی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ:

ادب دوستان عزیزتقاضادارم منصف باشند.حاشیه نوشتن برمطلبی یاشعری نظرعامیانه یاافراطی وتفرقه افکنی نیست بلکه هماننددوست عزیزمان آقای ابوالفضل ارمی توضیحی که تفسیریاتشریح باشدبرای فهم بیشتریانقد علمی مناسبتر.

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

در پاسخ به بهرام و دیگر علاقمندان که در باره بیت معروف "آن تلخوش (شراب) که صوفی ام الخبا ئثش (مادر پلیدی هایش) خواند، اشهی ... (برای ما از بوسه دوشیزگان وسوسه انگیز تر و شیرینتر است)" پرسیده بودند:
رابطه بین خبیث و شراب مربوط به آیه 100 سوره مائده است: "قل لا یستوی الخبیث و الطیب ..." (بگو آلوده با پاگیزه برابر نیست ...)
که البته حافظ بر خلاف قرآن میگوید آن "خبیت" برای ما بسیار شیرین و گواراست :)
به گفته النسائی، ام الخباثت را ظاهرن اولین بار عثمان بن عفان بکار برده: در حدیثی از وی نقل میکند "اجتنبوا الخمر، فانها ام الخبائث" (از شراب دوری کنید که مادر پلیدی هاست). همینطور العجلونی از عمرو العاص نقل میکند "الخمر ام الخبائث". به هر حال اشاره ای مبنی بر گفتن ام الخبائث از زیان محمد ندیده ام. اما همانکه قرآن خبیث گفته کافیست :)

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

باعث بسی شگفتیست ... معنا را رها کرده در بند لغاتند ... گیریم "شکسته" باشد یا "نشسته" باشد، چه اهمیتی دارد؟! به نظر شما مفاهیم موجود در این عزل مهمتر نیستند، که چه نشسته بگیریم چه شکسته فرقی نمیکنند؟

بهتاش در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

بیدق = مهره سرباز در شطرنج

تنگ طه در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » غرق تمنای توام:

یکی از اشعار بسیار زیبا و پر معنایی است که تا کنون شنیده ام . البته یکی از خوانندگان این شعر را بسیار زیبا خوانده است و من ابتدا با توجه به شعر فکر کردم از اشعار مولانا باشد . که بعد با مراجعه به گنجور به اشتباهم پی بردم .

آموزگار در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:

درست است

مختار در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:

حافظ به چنان درجه ای از شناخت و بینش می رسد که فراتر از دین و مذهب به خدا و انسان نگاه می کند و حتی می خواهد آن طرح قرآن آفرینش را نیز دگر کند و به شادی کند و شادخواری کند که در بیت شگفت آور زیر بیان شده است:
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
این بیت به روشنی در نقد این گفته های مکرر خدا در قرآن است که گفته ما آسمانی سخت و محمک و بدون درز آفریدم که هیچ شکافی در آن نیست!

آموزگار در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:

در شناخت باید همه ی مجموعه شعرهای او را در نظر گرفت. ولی شکی نیست که حافظ آنچنان اندیشه ی والایی داشت که فراتر حتی دین اسلام و قرآن به خدا و انسان نگاه می کرد، چه رسد به مذهب شیعه یا سنی!
او خود را آنچنان به خدا نزدیک می دید که رندی می کند و گاهی در برابر سخنان او می ایستد. برای نمونه این همه ستایش می نمونه ای از رندی و دگر اندیشی اوست و او به صراحت می گوید که منظورش خون رزان و می حقیقی است نه می مجاز!
شناخته ترین و برجسته ترین غزل او در این زمینه همین است که در بیتی از آن می گوید:
بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
از آنجا که در قرآن بسیار تاکید شده است (ده ها جا) که ما آسمانی آفریدم سخت و محکم که هیچ شکافی در آن نیست،‌ به روشنی می توان گفت که اینجا حافظ در برابر خدای سنتی می ایستد و باور به خدایی فراتر از خدای فقهی و قرآنی دارد و در این بیت به دگردیستی دینی رو می آورد و به دنبال شادی و شادخواری کل این طرح که مانع اوست را می خواهد بشکافد و دگرگون کند و طرحی برابر باور خود درست کند
یا در جایی دیگر می گوید:
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی!
با اشاره به همین دارد که برابر باورهای قرآنی این آدمی که گفته شده از خاک و گل ساخته شده مطلوب او نیست و آن آدمی که او باور دارد از این عالم خالی حاصل نمی شود و باید دوباره عالمی دیگر و آدمی دیگر ساخت که به گونه ای دیگر از آدمی و عالمی که مطلوب اوست و در سراسر غزل هایش تعریفش می کند باور دارد

مجتبی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:

با سلام،تصویری که برای افتخارملی ایرانیان حضرت شیخ اجل انتخاب کرده اید چهره مغولی دارد!آیادلیلی دردست است که سعدی تبار مغولی داشته است؟

محمد امین در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۶:

واقعا زیباست
سپاس از شما

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده:

تریاک از یونانی به فارسی آمده است فارسی اش نارکوک و یا کوکنار است و با لغت انگلیسی narcotic همبسته است . طلسم هم که فارسی اش نیرنگ بوده است و از thelesma این لغت وارد شده است .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده:

قفس عربی نیست . کابک به گمانم فارسی اش باشد ولی قفس گویا دگرگونیده یک واژه یونانی باشد که در عربی رفته است . مانند تریاک و طلسم و ....

حیدری در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده:

املای «قفص» که با توجه به حاشیه پیشین به «قفس» اصلاح شده، صحیح بوده است؛ در متون کهن فارسی از جمله کلیله و دمنه این واژه همه جا به شکل «قفص» و با ص یعنی به صورت کاربرد آن در زبان عربی ضبط شده است. سپاس

پرهام در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱ - به خوانندهٔ کتاب زبور:

درود بر دوستان عزیز.
دوستانی که می خواستن این آواز رو با صدای آقای کمانگری بشنوند می تونند بخش جدا شده ی فیلم رو در پیوند زیر که خودم جداش کردم دریافت کنند.
امیدوارم لذت ببرید.
پیوند به وبگاه بیرونی

روزبهان در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱:

دوستداران حافظ توجه کنند که بیت ماقبل آخر به غلط "بپرسید " چاپ شده صحیح آن "نپرسید " است .
روزبهان

جواد در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۲۶:

این رباعی توسط همایون شجریان، توی آلبوم جدیدش خونده شده که پیشنهاد میدم حتماً گوش بدین، ولی با اینی که نوشته شده کمی تفاوت داره:
ای همدم روزگار چونی بی من
ای مونس و غمگسار چونی بی من
من با رخ چون خزان زردم بی تو
تو با رخ چون بهار چونی بی من

۱
۴۸۲۴
۴۸۲۵
۴۸۲۶
۴۸۲۷
۴۸۲۸
۵۷۰۵