گنجور

حاشیه‌ها

علی در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۶:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۹:

آیا درسته که بیت آخر این غزل یا قصیده اینه:
حافظ به جان محب رسول است وآل او
حقا بر این گواست خداوند داورم یا
براین سخن گواست خداوند اکبرم

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۵۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۳ - توصیف روح در بدن:

در زبان تبری ( مازندرانی) سما یعنی رقص
در زبان نایینی سما یعنی رقص
سماع صوفیه از همین ریشه است و از ریشه سمع به معنی شنیدن نیست

دکتر ترابی در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۲:

روفیای بسیار گرامی،
خوانده ام و خواهم خواند، آموخته ام از شما و خواهم آموخت .
اندرز استاد توس در گوش جانم نشسته است
" میاسای زآموختن یک زمان"
که در کنار نام دانشگاه تهران نیز نوشته بودند
( و من روستایی نا دانشمند بخت آنرا یافته ام تا دانشجوی همیشگی آن کعبه‌ی ارزوها باشم )
یادش به خیر !
کعبه گفتم و یاد جاوید جهان پهلوان در دلم زنده شد.
در شب پایانی بازیهای والیبال دانشگاه گاه برخی نامداران روزگار نیز به تماشا می آمدند
دو تن را به خوبی به یاد می آورم، گلپایگانی و تختی، گلپایگانی آواز مست مستم ساقیا خواند و جهان پهلوان که در دل دانشجویان جای ویژه ای داشت سخنی بدین مضمون به زبان آورد ( هر گاه که هوای زیارت خانه‌ی خدا در سرم مِی پیچد طواف دانشگاه دلم را آرامش میبخشد)فریاد های زنده باد بازی را بیش از بیست دقیقه به تعویق انداخت.
به گمانم سالی نکشید که مرگ نابهنگام و مشکوک او دلهای ایران دوستان را داغدار کرد.
ببخشایید حاشیه رفتم ، حاشیه نویسی است نه؟؟ خوب حاشیه رفتن دست کم خویشی واژگانی با حاشیه نویسی دارد!. بگذریم
این کمترین سرشته ای از عرفان ندارد از آن جمله عرفان عملی ( و این شاید ریشه در سرشت سر کش من دارد که سر سپردن را بر نمی تابد داستان مراد و مرید را که گویا جایگاه ویژه ای در عرفان کلاسیک دارد)
دیدگاه شما درس تازه ای برای رهروان است و هم اندکی با آنچه من گفته ام همخوانی دارد ، مگر که آن شما علمی و راهگشاست و نوشته‌ی من مبهم ونارسا ، اما گویا هردومان نشانی سر منزل مقصود را یافته ایم همسفر ( شکر ایزدکه بانگ خوش جرس طنین انداز است )

داود در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۱۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸:

این شعر رو مرحوم عالینژاد در اجرای آئین مستان بسیار زیبا اجرا کردند...

بابک در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۵۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۳ - توصیف روح در بدن:

دوست گرامی جناب کیخا،
غزل مورد پرسش را یافتم.

بابک در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

کسرای عزیز،
انشاءالله زمانی که به دلدارت رسیدی شیخ و خواجه را از یاد نبری و با یار این اشعار را بخوانی.

علی در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۸۲ - سفر اشک:

فوق العاده است این غزل...

دکتر ترابی در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:

زحمت افزا میشوم،
من نیز چون حضرت شمس نه حافظ شناس که تنها حافظ دوستم و از آنجا که رند هم نیستم از صبح خیزی و سلامت طلبی بی خبر،
اما اینقدر میدانم که گر رندا ن سحر خیز و عافیت جویند مصرع بعدی رندان ، ورنه قرآن است

دکتر فریبرز ملک نصری در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:

همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی
بعد از سلام
اولین بار معلم تاریخم در دبیرستان امیر کبیر تهران / / ایران کمپلت در چنگال طاقوت بود//این غزل را دکلمه کرد
چند روز قبل انرا در سما 1 اوردند.
من بسیار خوشحالم که میتوانم این غل را دوباره و دوباره بخوانم
موفق باشید
دکتر فریبرز ملک نصری
کارلسروهه
المان

کسرا در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:

خدا بیامرزه روح اون عزیزانی رو که برنامه رادیو گلها رو در حدود 40.. 50 سال پیش راه اندازی کردن و به زیبایی و هنرمندی وصف نا پذیری آثار جاودانی... بهتره بگم میراث جاودانی... از خود و شاعران و هنرمندان سرزمین پاکم ایران به یادگار گذاشتن... به شخصه علاقه ای به شعر نداشتم اما این برنامه چنان شوقی رو به جان من انداخته که حالا هزاران شعر رو با جون و دل حفظم...
این شعر رو هم از اونجا شنیدم... معرکس...

کسرا در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:

با اجازه مرحوم شاعر گرانقدر هلالی جغتایی... شعری از ایشون رو که فقط برازنده ی حضرت سعدیست... میخوام تقدیم کنم به روح والا مقام عشق جاودانم سعدی...♥♥♥♥♥♥♥♥♥
جان خوشست، اما نمی‌خواهم که جان گویم تو را
خواهم از جان خوش‌تری باشد، که آن گویم تو را
من چه گویم که آنچنان باشد که حد حسن توست؟
هم تو خود فرما که چونی، تا چنان گویم تو را

فرزام در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیه‌السلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن:

"صبح شد ای صبح را پشت و پناه
عذر مخدومی حسام الدین بخواه"
اشاره به این دارد که سرایش مثنوی شریف گاه تا سپیده دم ادامه داشته و حسام الدین که دلیل و انگیزه ی مولانا برای سرودن مثنوی بوده را خواب فرا می گرفته است .

کسرا در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:

بی نظیره این شعر... چه غمی داره... بغض همه وجودمو گرفت... بیت اول و دوم که عالی.... خصوصا مصرع دوم بیت دوم کمر شکنه... و اما اوج درماندگی و غم توو این شعر بنظر من حقیر بیت ششم است... و جواب ویران کننده ی معشوقه ی سنگدل... فروغی روحت شاد ♥♥♥
روح تمام اونایی که با عشقی توو سینه مردن و الان زیر خروارها خاکند... شاد ♥♥

کسرا در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۸:

بیت سوم... بیت سوم... تکرار میکنم بیت سوم ... دیوونم کرده... این بیت رو سر لوحه زندگیم قرار میدم...

روفیا در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

کسرای گرامی
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
no pain no gain .

کسرا در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:

سعدی جان بقول خودت قیامت میکنی با این شیرین سخنی... اخه این شعره گفتی؟؟ والا جواهره... هرچی بخونی باز سیر نمیشی... البته به شرطی که عاشق باشی :-)

کسرا در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵:

در ازل داده‌ست ما را ساقی لعل لبت
جرعه جامی که من مدهوش آن جامم هنوز...
روحت شاد استاد بزرگ

کسرا در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

بنظر من.. که هیچ علمی از ادبیات ندارم و فقط عاشقم و عشق شعرهای سعدی... بیت های اول و دوم.. .سوم و هشتم این شعر بسیار زیباست... البته که بیت های دیگر این شعر هم زیباست اما از درک من خارجه... ولی 1 مصرع سعدی توو این شعر هست که ازتون میخوام اینو همیشه توو زندگیتون به یاد داشته باشین ... گرچه کوتاهه ولی میشه از همین 1 مصرع داستانها نوشت... ( همه دانند که در صحبت گل خاری هست ) فوق العاده پر معنیه... هر که گلی رو میخواد هر کی اون عطر و رنگ و جاذبه ی زیباش رو میخواد... باید خار گل رو هم به ناچار بپذیره...

روفیا در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

سپاس بانو ملیحه رجایی گرامی
نیکو پندی بود .

مجید در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن....که شبی نخفته باشی به درازنای سالی.....( وقتی که یک شب رو هم شب نخوابی نداشتی در درازی یک سال) چو شبی ندیده باشی معنی نمیده

۱
۴۴۶۵
۴۴۶۶
۴۴۶۷
۴۴۶۸
۴۴۶۹
۵۷۲۰