گنجور

حاشیه‌ها

 

چهارمین بیت از آخر:

به آغل صحیح است

پاسخ: با تشکر از شما «بغل» به «به آغل» تصحیح شد.

سید علی فاطمی در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۹:۲۹ دربارهٔ گرگ و سگ


چارده روایت

پاسخ: مشکل خاصی روی این کلمات دیده نمی‌شود.

behzad در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۴


آقا/خانم س ص:
در مورد نظر دومتان من نسخه‌ی قزوینی-غنی را نگاه کردم و ثبت همین است که اینجا آمده (و حاشیه هم ندارد در این مورد). احتمالاً نسخه‌ی مرجع شما ثبتش متفاوت است (تغییری اعمال نشد).

حمیدرضا در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۷


دو چشمونت پیاله ی پر ز می بی
دو زلفونت خراج ملک ری بی
همی وعده که بی امروز و فردا
نذونم مو که فردای تو کی بی
“نمیدانم” نه در همدانی (اصل) وجود دارد و نه در لُری.
با تشکر.

س. ص. در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۳۱۸


دو نکتۀ دیگر:
۱/ در مصرع دوم بیت آخر، بجای “مجو” باید “مجوی” باشد.
۲/ مصرع اول بیت پنجم : ای که “از” کوچۀ معشوقۀ . . .
با تشکر.

س. ص. در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۷


می ساز چو می ز آب انگور گشید

یک قطره از آن برای لذت بچشید

چون دید که عقل از سرش زایل شد

می را بفروخت، عقل مردم بخرید

Anonymous در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۹:۵۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۷۳


غالباً واژه آخر مطلع این غزل باشتباه “شُد” (گذشتۀ شدن) تلفظ میشود. صحیح آن ” شَد ” (مخففِ شود) است. در غیر اینصورت، شعر معنای درستی نخواهد داشت.
با تشکر.

س. ص. در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۹:۴۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۷


غلط املائی در بیت ۵ مصرع۱ :
“یار سایل بود . . .”
با تشکر

پاسخ: تصحیح به این ترتیب انجام شد که «یا رسیلی» بود اسرافیل را جایگزین شد با یار سایل بود اسرافیل را.

س. ص. در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۷:۱۶ دربارهٔ بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بی‌نوایی چنگ زد میان گورستان


غلط املائی در بیت ۴ مصرع ۲ :
“پار دم” ، نه “پا لد م”
با تشکر

س. ص. در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۷:۰۷ دربارهٔ بخش ۱۰۳ - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن


بیت سی و پنج، مصرع دوم :
داد خواهم “نی” زکس زین داد خواه
بیت سی و شش، مصرع دوم :
زانکه هست از من بمن نزدیکتر
با تشکر

س. ص. در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۶:۵۷ دربارهٔ بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه باو آنچ هاتف آواز داد


بیت بیست و چهار:
پیر این بشنید و بر خود می طپید — دست میخایید و جامه میدرید
با تشکر

س. ص. در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۶:۴۶ دربارهٔ بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه باو آنچ هاتف آواز داد


شعر مانند دیکر آثار استاد نشان دهنده شور،پاکی و واقع بینی اوست. برای من مهم اینستکه با وجود در حدود نیم سده گذشت زمان بهبودی در چهره این مردمان نمی یابم: همچنان دانش و حقیقت در پرده و ماسک علم و انسانیت بر چهره بیشتر داعیان استوارست!بیشتر از همیشه بی ارزش بودن دانش و ارجمند بودن دوروئی وآنجه متاسفانه به اشتباه و نا درستی”زرنگی” خوانده میشود جامعه را در بر گرفته است.به پرو پاگاند های شبه دانشمند و فریبنده اعتماد نمیتوان کرد. آماری از دست اندر کاران کشور و حتا پیشینه بسیاری از “استادان” شاهدی بر این تشخیص است. البته این خود به درستی انجام پذیر ممکنست نباشد. با سپاس از کوشش و هدیه گنجور!اسفندیار بداغی.

esfandiar-bodaghi در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ غزل ۲


بیت چهارم ، مصرع اول : کلمه “ننشینی” بجای “بنشینی” در بعضی نسخ آمده است. لیک نکته بسیار جالب (بنظر بنده) اینست که معنای اصلی (به سرو ماندن بالای مخاطب) در هر دو حال دقیقاً یکیست.
با تشکر.

س. ص. در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ غزل ۴۱۴


من شخصاً در یک نسخه خطی قدیمی، بجای “حریفان” در بیت دوم، کلمه “ظریفان” را دیده ام و معنای این بیت با “ظریفان” درست تر بنظر میرسد؛ چرا که در فارسی قدیم و حتی در زبان کردی امروز (کردستان ایران) کلمه “ظریف” بمعنای “زیبا و خوبروی” بکار برده میشود.
نکته دیگر اینکه مصرع دوم بیت آخر در بعضی نسخ باین صورت است: “نه بخاکپایت ای جان . . .”
با تشکر.

س. ص. در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ غزل ۳۹۴


بیت هفتم : بجای “هوش” کلمه باید “خواب” باشد؛
خواب می آمد و می رفت و . . .
با تشکر.

س. ص. در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ غزل ۲۱۳


بیت اول، مصرع دوم در بعضی نسخ:
وآبم از دیده همی رفت و زمین تر می شد
با تشکر.

س. ص. در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۹:۵۶ دربارهٔ غزل ۲۱۳


نکته آقای منطقیان کاملاً “منطقی” میباشد. نه فقط بخاطر زیبائی شعر، بلکه بدلیل اینکه در تقریباً تمامی نسخ معروف کلمه “طوفان” است نه “دریا”
با تشکر.

س. ص. در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۹:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۷۰


غزل در بسیاری از نسخه ها شامل این بیت نیز میباشد : (گرچه نظر شخصی بنده مخالف آنست)
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد زفکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند
با تشکر.

س. ص. در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۸:۳۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۴


غلط املائی در بیت چهارده مصرع دوم: بجای نم باید من باشد. با تشکر.

پاسخ: با تشکر تصحیح به این ترتیب انجام شد که در مصرع مذکور «پس نم اولیتر که خر ملک منست» تغییر یافت به «پس من اولیتر که خر ملک منست»

س. ص. در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۸:۱۸ دربارهٔ بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را ببهانه براه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد بفضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب


I am sorry I am not able to type in farsi at this time however in the 19th line the last word is mississing “T”. It should read “shetaaft” not “shetaaf”
Thanks
Wahid

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

Wahid Amin در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲:۴۸ دربارهٔ بخش ۲


[صفحهٔ اول] … [۴۱۶۴] [۴۱۶۵] [۴۱۶۶] [۴۱۶۷]