گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ماها چو به چرخ دل برآیی

چون جان به تن جهان درآیی

ماها چه لطیف و خوش لقایی

ای ماه بگو که از کجایی

داریم ز عشق تو براتی

وز قند لطیف تو نباتی

از لعل لبت بده زکاتی

ای ماه بگو که از کجایی

ای یوسف جان که در نخاسی

در حسن و جمال بی‌قیاسی

در ما بنگر چو می‌شناسی

ای ماه بگو که از کجایی

زان سان ز شراب تو خرابیم

کز خود اثری همی‌نیابیم

بفزای اگر چه می‌نتابیم

ای ماه بگو که از کجایی

در زیر درخت تو نشینیم

وز میوه دلکش تو چینیم

جز گلشن روی تو نبینیم

ای ماه بگو که از کجایی

هر دم که ز باده تو نوشیم

بس روشن جان و تیزگوشیم

بی هوش شدیم و بس به هوشیم

ای ماه بگو که از کجایی

از آتش‌هات در فروغند

فارغ از صدق وز دروغند

با قبله آتشین چو موغند

ای ماه بگو که از کجایی

ای رشک بتان و بت پرستان

آرام دل خراب مستان

پا را بمکش ز زیردستان

ای ماه بگو که از کجایی

شمس تبریز پادشاهی

در خطه بی‌حد الهی

از ماه تو راست تا به ماهی

ای ماه بگو که از کجایی

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمدجواد در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۳۲ نوشته:

این الان غزله؟!!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Erfan در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۰۴ نوشته:

فکر کنم غالبش مسمط مربع باشه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.