اشکین در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۷ - مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن:
«چارپا را قدر طاقت با رنه» باید بشود «چارپا را قدر طاقت بار نه»
مهدی کاظمی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضیالله عنها از مصطفی صلیالله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود:
عایشه از پیامبر پرسید که ای خلاصه و برگزیده عالم حکمت باران امروز چه بود ایا باران رحمت بود و لطف الهی یا باران قهر و تهدید حق ؟ ایا این باران لطف بهاری بود یا بارش پر اسیب پاییزی ؟ پیامبر ص جواب دادند که این باران لطف الهیست که برای تسکین غم بشر میبارد
گفت صدیقه که ای زبدهٔ وجود
حکمت باران امروزین چه بود
این ز بارانهای رحمت بود یا
بهر تهدیدست و عدل کبریا
این از آن لطف بهاریات بود
یا ز پاییزی پر آفات بود
گفت این از بهر تسکین غمست
کز مصیبت بر نژاد آدمست
مولانا در ادامه میفرماید که این باران لطف الهی در اتش سوختن انسان را کمتر میکنه اما زیادی این رحمت هم باعث اگاهی و بیرون شدن حرص و میل در انسان میشه و او را از ادامه تلاش برای بقا بازمیداره ... میفرماید که این جهان بر پایه غفلت و نادانی بنا شده است و هوشیاری الهی برای مردمان عادی مثل باران خزانی افت است و زیان دارد
گر بر آن آتش بماندی آدمی
بس خرابی در فتادی و کمی
این جهان ویران شدی اندر زمان
حرصها بیرون شدی از مردمان
استن این عالم ای جان غفلتست
هوشیاری این جهان را آفتست
این اگاهی ها مختص جهان دیگرست وقتی زیاد فرود بیاد باعث پستی این عالم میشه ...هوشیاری مثل افتاب میمونه که یخ غفلت رو آب میکنه و یا مثل آبی میمونه که چرک و کثیفی(وسخ) رو میشوره میبره ... ازین اگاهی و هوشیاری اندکی در جهان ما ترشح میشود تا ادمیزادی از نادانی و حرص و طمع نابود نشه اگه ازین باران اگاهی خداوندی بیشتر بر عالم بباره همه چیز اشکار خواهد شد و نه ذوق هنری باقی میمونه و نه عیبی ...
هوشیاری زان جهانست و چو آن
غالب آید پست گردد این جهان
هوشیاری آفتاب و حرص یخ
هوشیاری آب و این عالم وسخ
زان جهان اندک ترشح میرسد
تا نغرد در جهان حرص و حسد
گر ترشح بیشتر گردد ز غیب
نه هنر ماند درین عالم نه عیب
این اسرارو حقایق حد و پایانی نداره پس بهتره که به اول برگردیم به قصه پیر چنگی ....
این ندارد حد سوی آغاز رو
سوی قصهٔ مرد مطرب باز رو
علیرضا ابوالحسنی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۷۹ - قصهٔ «سُبْحانی، ما اَعْظَمَ شَأْنی» گفتن ابویزید قدّس الله سرّه و اعتراض مریدان و جواب این مر ایشان را نه به طریق گفت زبان بلک از راه عیان:
با سلام و احترام خدمت عزیزان و مولانا دوستان درمیانه های این صفحه نوشته شده است
هر که اندر شیخ تیغی میخلید
" بازگونه " از تن خود میدرید
منظور بنده از نوشتن این پانویس اشاره به بازگونه است که به حق به معنی "برعکس " است یعنی تیغ میزدند و ولی تیغ به بدن خودشان فرو میرفت، تصویر بسیار عجیب و ماوراطبیعه دارد، درود بر مولانای "باژگونه" تصور.
البته اگر اشتباه نکنم دکترسروش عزیز این بیت را باژگونه می خوانند و قید می کنند، که هر دو به یک معنی متصور هستند و ایرادی در معنی بوجود نمی آید . البته از نظر زیبایی شنیداری به حق که باژ از باز بسیار زیبا تر است .
@A_pezhvak
نادر.. در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴۶:
گرد او گردم که دل را گرد کرد..
کمال داودوند در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹:
آقای امیر نوروز ی خوش یه سعادت شما که کتابشوداری
بنده بر نامه دیوان شمس (مولانا)رواز بازار دانلود کردم و استفاده میکنم
بهر حال میبایست درفکر کتابی از اشعار مولوی باشم شاید موبایل درمورد تحقیق خدای نکرده دچار عیبی گردد، بهرحال...
جمع این رباعی از 7754
امیرحسین در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
استاد شهرام ناظری این شعر را فوق العاده زیبا خواندند...واقعا با آواز ایشان می توان خیلی زیبا دردناکی غم عشق موجود در این شعر را درک کرد.
آریا والا در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۰۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۱۹ - عقد چهارم در استدلال به ظهور آثار وجود آفریدگار سبحانه ما اعز شأنه و ما اجلی برهانه:
ذات نایافته از هستی بخش
چون تواند که بود هستی بخش
تفسیرش چی میشه ؟
بهمن ساکی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۵۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۰۳ - این قصیدهٔ را تحفة الحرمین و تفاحة الثقلین خوانند در کعبهٔ معظمه انشاد کرده و پیش حظیرهٔ مقدس پیغمبر اکرم به عرض و اتمام آورده است:
در بیت نهم این بیت اشتباه نوشته شده است
ا
رستهٔ دندان از در سلطان به دست خاصگان
از بن دندان طفیل هفت مردان آمده
درست این است:
رسته دندان نیاز آنجا و پیر هشت خلد
از بن دندان طفیل هفت مردان آمده
مهدی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:
بسمه تعالی
به گمان من حفظ اینجا با انسانی رو برو ست که طوطی وار است چیزهایی شنیده و همان ها را نقل می کند این حکایت ها به خودی خود شیرینند و جناب حافظ برا آن انسان طوطی صفت آرزو می کنند که لبشان از این سخن ها خالی نباشد سپس در بیت های بعدی او را به. درک عمیق تر دعوت کرده و می فرماید بیا و حال اهل درد بشنو به لفظ اندک و معنی بسیار
این از نشان اهل درد است که کم گوی هستند و در نهایت پس از اینکه ابتدا او را مورد تکریم و لطف قرار داده و به او مهربانی کرده نکته ای به او می فرماید که با مستوران مگو اسرار مستی ...
ای یار طوطی صفت من بیا از اهل درد بشنو کم بگو و با نقش دیوار راز و رمز مستی را مگو
باقی بقایتان
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
1-من مرغکی پربستهام زان در قفس بنشستهام
2-پس زان که بشکستی قفس بنمودمی پرواز را
1-من پرنده زار پر بسته ام و از آن جهت در قفس نشسته ام(آرام گرفته ام)
2-که اگر قفس شکسته میشد پروازم را مینمودم(نشان میدادم)
بیت پایانی از زبان معشوقه میباشد
به نظرم بجای (گر)در آغاز مصرع دوم (پس) درست تر باشد:
2-پس زان که بشکستی قفس بنمودمی پرواز را
پس زآن که=پس از آن که
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار
پرده از سر برگرفتیم آن همه تزویر را
کافی است بجای سر مترادف آن روی را بنشانید
پرده از روی برگرفتیم آن همه تزویر را
پرده از روی آن همه تزویر برگرفتیم
پرده را کنار زدیم و آن همه تزویر را آشکار کردیم
هانیه سلیمی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۹:
در خوانش این غزل، مصرع اول را اشتباه خواندم. صحیح آنطور است که دکتر سروش میخواند: آن سرخ قبایی که چو مه، پار (پارسال) بزآمد؛ امسال...
من مهپار را سرهم (به معنی مهپاره) خواندم.
آتنا در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
میشه لطفا بیت یکی مونده به اخر رو معنی کنید؟
و اینکه چرا در بیت اخر سعدی خودش با خودش حرف میزنه؟
آریا والا در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
از خلاف امد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از ان زلف پریشان کردم
در دنیای امروز چه استفاده ای میشه کرد از این بیت و چه نمودی پیدا میکنه تو زندگی ما ؟
چطور تفسیرش کنیم که تو زندگی ازش سود ببریم ؟
آتنا در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
سلام ب همه ی دوستان .
میشه یک نفر مصرع" پرده از سر برگرفتیم انهمه تزویر را " رو و همچنین بیت اخر رو معنی کنه؟
هانیه سلیمی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۲۰ - جواب به سوال دوم:
عنوان به نظر " جواب به سوال دوم "است نه سال دوم
محمد در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
دوست عزیز بابک
میفرماید: سعدی!تو باز ادعای پرهیز کاری کردی و گفتی که دیگر عاشق نمیشوی؛ همه مدعیان دروغگویند!
صالح در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۳:
در مصراع دوم از بیت دوم « میبماندم» به «میبماند» تغییر کند.
هادی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۲:
سلام ، لطفا معنی کنید . ممنون
مهدی حمزه پور در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲: