راضیه در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۴۱:
در مورد بیت چون سر بر اوریم ز دریا که چون صدف ... باید گفت ارزش صدف به گوهری است که در درون اوست و وقتی شکافته می شود و گوهر از آن بیرون می آید و در بیرون دریا در ساحل می افتد دیگر آن ارزش قبل را ندارد . با این وصف اگر ما هم گوهر درون خود را از دست دهیم مانند صدفی هستیم که گوهر خود را از دست داده و بی اعتبار و آبرو شده است .
نیکومنش در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸:
با سلام و درود فراوان
حافظ در ابیات پایانی گله و نیازمندی رو به درگاه معشوقه نهانی خویش برده وبا زبان شکایت ودر عین حال نیازمندی و عجز می رساند که این بی سرو سامانی که از دست معشوق می کشد و شیدا شده و انتظار محبت و ترحم از پادشاه و وزیر وقت دارد به دلیل کم صداقتی دل خویش در برابر معشوق نهانی بوده که ان را به صبح نخست تعبیر کرده و زبان گلایه را باز کرده و می گوید که معشوق نطاق سلسله جفا را باز سست نمی کند (با این همه در به دری حافظ )که این جفا ماهیت لاینفک معشوق ازلی است یعنی جبر معشوقی
درود فراوان بر جویندگان و پویندگان راستی
ارسلان در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:
واقعا چرا باید یک نفر که درک و شناخت درستی از حافظ نداره درباره حافظ شاعر بزرگ ایران زمین نظر بده. آقای فرهاد این نظرات کوبنده رو برای خودتون نگه دارید و به حافظ نسبت ندید. قبل از این که ما هر چیزی باشیم ما ایرانی هستیم. حافظ هم همینطور اما حافظ مخالف اسلام هم نیست کجا به قرآن توهین کرد غیر از این که این موارد فقط در تفسیرهای افرادی مثل شماها است.
نیکومنش در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
در نعل سمند او شکل مه نو پیدا وز قد بلند او بالای صنوبر پست
استعاره از (ماه از قدمهای یارم می بارد و همه از بالا بندی او در حیرتند)
محمد رنانی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۳۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » از ازل نوشته [۳۴-۲۶] » رباعی ۲۹:
در یکی از حاشیه های پیشین آمده بود که مراد خیام از چهار و هفت،دو مذهب شیعه زیدی و اسماعیلی است که چهار امامی و هفت امامی اند!این گقته بی گمان خطاست،چون زیدیان چهار امامی نیستند و البته اسماعیلیان نیز هفت امامی نیستند. شمار امامان در این دو مذهب محدود نیست و همینک از سی گذشته! زیدیان در چار امام نخست و اسماعیلیان در شش(نه هفت) امام نخست یا شیعه امامی (اثناعشری) مشترک اند و نامیدن آنان یه چهار یا شش امامی نادرست است.
تفسیر صحیح شعر خیام همان هفت آشمان (فلک) و چهار عنصر مادی (خلک و آب و آتش و هوا)است. زیرا در فلسقه شرق، آسمان را پدر حیات و زمین را مادر آن می دانستند. در آثار ملاصدرا و استادش میرداماد بارها یدین مطلب اشارت شده است
حــٓم در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۵۹ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۷۱ - ذکر حسین منصور حلاج قدس الله روحه العزیز:
حریف باده پیش امد،چه سنجدباستمکاران
می ام نوشاند ،مرد افکن،چو مهماندار با مهمان
چنان که جام دوری زد ،ناگه خواست تیغ و خوان
چنین باشد سزا انکس که نوشد باده با اژدر به تابستان
مزدک در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
کشتی شکسته درست است که حالت نیاز و اضطرار و یاری خواهی را میرساند وگرنه کشتی نشسته که دچار بدبختی٬ نیاز و اضطرار نیست. کشتی شکسته هم بایسته نیست که کشتی درهم شکسته باشد ( که غرق میشده) بساکه کشتی آسیب دیده که در معرض نابودی است اگر بهنگام به ساحل نجات نرسد. از ترکیب زورق شکسته هم در ادبسار پارسی برای رساندن حالت اضطرار سود جسته اند.
مزدک در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
گمانه زنی هابی که برای «ترک شیرازی» شده کمابیش همه نادرست بودند. این نه امامزاده بوده و نه زن یا دختر کسی. باید به این چامه از دید «هرمنوتیک» نگریست و آن اینست که از روزگاران سامانیان یا حتی پیشتر٬ پسران ترک را برای بهره وری جنسی میخریدند و میفروختند و بسیار هم گاهی گرانبها بوده اند.مرکز و دروازه ی این خرید و فروش هم سمرقند و بخارا بوده اند که همسایه ی ترکستان بوده اند. بزرگان ایران حتی با این پسران به هم پُز میداده اند و به آنها پوشاک گرانبها و کمربند زرین میپوشانده اند. یکی از پراوازه ترین آنها ایاز٬ غلام بچه ی سلطان محمود غزنوی بوده.
پس ترک شیراز یک پسر نوجوان ناشناخته یا حتی پسر معشوق مجازی نوعی ( برای شعر گفتن اختراع شده بوده) در شیراز بوده که حافظ در بزمی این را ساخته و پرداخته و بایسته نیست که وجود خارجی داشته باشد.
مزدک در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
قافیه نادرست نیست. درنگ کوتاه( سکون خفیف) پس از« خراب » که ناچاری است ( چون «کجا» با آوا آغاز نمیشود) از دید آوایی برابر زیر کوتاه (کسره ی خفیف) در « به کجا».
نوید جوان در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲۸:
بیت اول این غزل زیبا رو محمدرضا معتمدی روی تیتراژ ابتدایی مستند ایران خوانده است. به آهنگسازی عالی افشین عزیزی.
سعادت در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۵۰:
"روج" معرب واژه "روژ" هست ، در زبان لری روژ با روز مترادف است. همانطور که میدانیم باباطاهر لر بود
نیکومنش در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
سلام و درود بر دوستان
در نعل سمند او شکل مه نو پیدا وز قد بلند او بالای صنوبر پست
ماه نو با ان همه زیبایی و نور افشانی همانند نعلی در زیر پاهای سمند رنگ (زرد و برنزه) یارم می باشد و صنوبر با ان همه بالا بلندی شرمنده از قد یار من می باشد
تعبیر این حقیر با اجازه دوستان : چنین معشوقه ای در زمین پیدا نمی شود و مرا د و منظور حافظ عشق اسمانی اوست که همیشه از جام الست مست بوده و به مریدان افاضه می کند واین نکته مهم هست که ما در فرهنگ ایرانی حتی قبل از اسلام در حکومت هخامنشیان که اسناد ان در تخت جمشید پیداست برای زن عفاف و پوشیدگی داشتیم و به دلیل غیرت هیچ عاشقی زیبایی های عشق زمینیش رو به همگان باز گو نمی کرده ولذا به تعبیر اینجانب منظور حافظ عشق اسمانی او (پیر و مراد)اوست که عاشق اجازه غیرت ورزی در خصوص او ندارد و در خیال خود همه گونه عشق بازی با او می کند وصف العشق نصف العشق البته با کمال احترام به تفاسیر دوستان
مهدی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۲۰ - ماهیخوار، پنج پایک و ماهیان:
جان شکر به چه معناست
کمال داودوند در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱:
ولادت حضرت امام حسن عسکری فرخنده باد
جمع این رباعی از 5283
همایون در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸۶:
بنظرمی آید که حق با خانم پریسا باشد وزن شعرو معنی نیز این را می گوید
عشقی که جلال دین از آن سخن می گوید یک نوع بیداری است و از یک روزی سخن میگوید که نه شبی دارد و نه خوابی و نه خورشیدی
از یک دگرگونی کامل سخن می رود و بار ها در غزل ها شب و ماه و زهره و طرب و بیخوابی تکرار شده است
سراسر زندگی همان شبی است که پیک بیداری ممکن است بیاید
و انسان دیگر مثل گذشته اش نیست و این همان عدم است که تفاوت آن با مرگ مثل طلوع است با غروب چنین کاری با عقل و خرد جور در نمی آید و در مدار علم و دانش نیست
شبی که غم گذشته و بیم آینده در آن نباشد تنها با عشقی که جلال دین یافته است و همواره مژده آن را به ما می دهد فرا می رسد
علی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:
آفرین بر جناب هفت زیبا فرمودید
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
علیرضا ابوالحسنی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
سلام خدمت اهالی ادب و معرفت
پیرو این متن که یکی از دوستان قرار داده بودند می نویسم:
اشان نوشته بودند :
اوتک نوشته:
در بیت اول از تاخیری سخن میرود که مابین دفتر اول و دوم پیش آمده است که گویا به خاطر افسرده شدن حسام الدین است که در اثر :
هر چند یکی از دلایل این وقفه این بوده است، اما تمامش این نبوده و نیست و منطقی هم نیست مولانایی که می گوید :
آن کس که ترا شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند
بخاطر مرگ همسر یکی از عزیزانش و بدلیل افسردگی او چنین کند، بنده نمی گویم نبوده است می گویم تنها این دلیل نبوده، همچنانکه خوانده ایم در آن دوره پسر مولانا صلاح الدین از دنیا رفته است، بنظر بنده چندین دلیل با چنین دریای چنین کردند، مانا باشید.
علیرضا ابوالحسنی
ع.ا.پژواک @A_pezhvak
بهرام شاهی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۲:
با سلام و با سپاس،
این بنده نیز در «نوشتار-شناسی» (فیلولوژی philology) شعرها و شاعران پارسیگوی هیچ چیرگی ندارم. با اینهمه، از روی بررسی خردورزانهی این شعر (based on logical deduction، استنتاج منطقی) ، با زند آقای مصطفی گلیاری هماوا هستم: این شعر هم از رویهی سبک و هم از رویهی روانشناختی سراینده، به بیشینه احتمال، از آن ناصرخسروست نه از آن رودکی. بدین معنا که
نخست اینکه، آهنگ شعر و واژههای بکاررفته به ژرفا یادآور سرودههای ناصرخسرو هستند؛ و،
دوم اینکه، ناصرخسرو از بادهنوشی پرهیز میداشته و دور است که این مصرع از آن او باشد: انگور نه از بهر نبیذ (باده، شراب) است به چرخشت!
محمدجواد محمدی نیا در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۰:
این شعر را حسام الدین سراج هم خوانده است.
در آلبوم نرگس مست--> تصنیف درویشی و خرسندی
راضیه در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۴۱: