گنجور

حاشیه‌گذاری‌های حمید سامانی

حمید سامانی


حمید سامانی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

آقای امین کیخا
شما این کلمات را چطور از خود درمی آورید و فارسی را تحریف میکنید
حالا اگر فرضیه را فرزیه نوشتید یعنی شما فارسی را درست صحبت میکنید و مینویسید
دوست عزیز لطفاً از خود و سرسری و بدون تفکر قاعده و روش در نیاورید
فرضیه با ضاد نوشته میشود نه با ز دوست عزیز خودتان هم در کمانه صحیح آن را نوشته اید
تقریباً تمام الفبای فارسی و عربی با هم مشترک هستند و بسیاری از کلمات بین زبانهای عربی و فارسی هم مشترک هستند، تلفظ خیلی از کلمات مشترک که در فارسی و عربی یک جور نوشته میشوند با هم فرق میکند
فارسی از آسمان نازل نشده و خیلی از کلمات فارسی ریشه عربی دارند و علت آن هم به لحاظ موقعیت جغرافیایی و نزدیکی زبانهاست و نه صرفاً به علت حمله اعراب و تحمیل آنها
نزدیکی زبانها را حتی در کشورهای اروپایی میتوان دید این یک بحث زبانشناسی است برای نمونه نزدیکی زبانهای انگلیسی آلمانی و هلندی را ببینید و مقایسه کنید همینطور نزدیکی زبانهای فرانسوی ایتالیایی اسپانیایی و پرتقالی

اگر فرق سین و ث و صاد را نمیدانید
اگر فرق ذال و ز و ضاد و ضا را نمیدانید
اگر فرق ت و طا را نمیدانید
اگر فرق ح و ها ( ه ) را نمیدانید
اگر فرق همزه با یای مکسور را نمیدانید و فکر میکنید حرکت ( ء ) روی حرف ه در کلماتی مثل خانه و کوچه همزه است در اشتباهید
اگر این نکته های ظریف را نمیدانید پس بایستی کمی اصول و قواعد دستور زبان فارسی را درست یاد بگیرید
ما همه عرق ملی داریم و ایران و زبان فارسی را دوست داریم
پاینده باشید

 

حمید سامانی در ‫۸ سال قبل، یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳:

بسیاری از اشعار مندرج در گنجور دچار اشکالهای املایی هستند
در مصراع دوم بیت اول کز صحیح است نه کاز
کز مخفف که از است
استفاده از علامت سؤال در شعر مناسب و جایز نیست و اضافه است
سؤالی نیست که احتیاج به جواب داشته باشد، جمله (مصراع) ادراکی است

 

حمید سامانی در ‫۸ سال قبل، یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴:

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخیز و بجام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه توست
فردا همه از خاک تو برخواهد رست
در بیت اول مصراع دوم، املای بجام غلط است، به جام صحیح است
و در آخرین مصراع خواهد مفرد است و و با (همه) سازگار نیست و میبایست به شکل جمع نوشته شود، خواهند صحیح است

 

حمید سامانی در ‫۸ سال قبل، یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹:

علی جان قاعده استفاده از یای مکسور به شکلی که شما به آن اعتقاد پیدا کرده اید صحیح نیست
تنها کلماتی که به الف و ه ختم میشود زمان ارتباط با کلمه ماقبل خود به خود "ی" میگیرند که در اصل جایگزین کسره است چون تلفظ این کلمات با استفاده از کسره به تنهایی دشوار است و به همین دلیل حرف "ی" به شکل مستقل نوشته میشود
استفاده از حرکت (ء) روی حرف (ه) درست است که نشان یای مکسور روی حرف (ه) است و متأسفانه عده کثیری فکر میکنند که علامت فوق همزه است که روی حرف (ه) آمده و برای همین از (ی) به شکل مستقل
استفاده میکنند که کاملاً اشتباه است
کتاب من
دشت پهناور
خانه من
کوچه بن بست
صدای بلند
صفای یار
چنانچه میتوانید بخوانید، کسره زیر حرف (ب) در کتاب و زیر حرف (ت) در دشت می آید ولی در خانه و کوچه که به (ه) ختم میشوند روی حرف (ه) در این دو مثال علامت یای مکسور می نشیند، متأسفانه در نرم افزاری که برای نوشتن فارسی استفاده میکنم این حرکت را نمیتوانم روی حرف (ه) قرار دهم که پوزش میطلبم
در دو مثال آخر مشهود است که نمیتوان کسره را زیر حرف الف در صدا و صفا قرار داد، بنا بر این چنین کلماتی که به الف ختم میشوند به جای کسره برای سهولت تلفظ به خود (ی) میگیرند
پاینده باشد

 

حمید سامانی در ‫۸ سال قبل، یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

بوده است در مصراع اول غلط است
مخفف بوده است (بودست) است
بودهست هم در دیگر مصراعها هم غلط است
در ترکیب کلمات بوده و است حرف ه در بوده و الف در است حذف میشوند
خوانش بودهست شعر را ناموزون میکند و سکته (گرفتگی یا مکث) در خواندن ایجاد میشود
همینطور دستیست (مخفف دستی است) سر هم و متصل نوشته میشود

 

حمید سامانی در ‫۸ سال قبل، یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

بوده است در مصرا اول غلط است
مخفف بوده است (بودست) است
بودهست هم در دیگر مصراعها هم غلط است
در ترکیب کلمات بوده و است حرف ه در بوده و الف در است حذف میشوند
خوانش بودهست شعر را ناموزون میکند و سکته (گرفتگی یا مکث) در خواندن ایجاد میشود
همینطور دستیست (مخفف دستی است) سر هم و متصل نوشته میشود

 

حمید سامانی در ‫۸ سال قبل، یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳:

ای دل صحیح است نه ایدل

 

حمید سامانی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:

مصراع اول بیت دوم (هر کس سخنی از سر سودا گفتند) از نظر دستوری غلط است و همچنانکه مشهود است (هر کس) مفرد ولی فعل جمله (گفتند) جمع است که با هم هماهنگی ندارند
همینطور املای زآن غلط است
زان مخفف از آن است که هم (از) مخفف و تبدیل به (ز) شده و هم علامت مد از رو الف حذف شده و دو کلمه از و آن با هم ترکیب شده اند و به شکل مختصر و موزون شعری به صورت زان نوشته میشود

 

حمید سامانی در ‫۸ سال قبل، یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۲۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۳ - سبب نظم کتاب:

خداوند روحت را شاد کند ای سعدی بزرگوا
شعر مورد نظر با املای صحیح
در اقصای گیتی بگشتم بسی
به سر بردم ایام با هر کسی
تمتع به هر گوشه‌ای یافتم
ز هر خرمنی خوشه‌ای یافتم
چو پاکان شیراز خاکی نهاد
ندیدم که رحمت بر این خاک باد
تولای مردان این پاک بوم
برانگیختم خاطر از شام و روم
دریغ آمدم زان همه بوستان
تهیدست رفتن سوی دوستان
به دل گفتم از مصر قند آورند
بر دوستان ارمغانی برند
مرا گر تهی بود از آن قند دست
سخنهای شیرینتر از قند هست
نه قندی که مردم به صورت خورند
که ارباب معنی به کاغذ برند
چو این کاخ دولت بپرداختم
بر او ده در از تربیت ساختم
یکی باب عدل است و تدبیر و رای
نگهبانی خلق و ترس خدای
دوم باب احسان نهادم اساس
که منعم کند فضل حق را سپاس
سوم باب عشق است و مستی و شور
نه عشقی که بندند بر خود به زور
چهارم تواضع رضا پنجمین
ششم ذکر مرد قناعت گزین
به هفتم در از عالم تربیت
به هشتم در از شکر بر عافیت
نهم باب توبه است و راه صواب
دهم در مناجات و ختم کتاب
به روز همایون و سال سعید
به تاریخ فرخ میان دو عید
ز ششصد فزون بود پنجاه و پنج
که پر در شد این نامبردار گنج
بماند‌ست با دامنی گوهرم
هنوز از خجالت سر اندر برم
که در بحر لؤلؤ صدف نیز هست
درخت بلندست در باغ و پست
الا ای هنرمند پاکیزه خوی
هنرمند نشنیده‌ام عیب جوی
قبا گر حریرست و گر پرنیان
به ناچار حشوش بود در میان
تو گر پرنیانی نیابی مجوش
کرم کار فرمای و حشوم بپوش
ننازم به سرمایهٔ فضل خویش
به دریوزه آورده‌ام دست پیش
شنیدم که در روز امید و بیم
بدان را به نیکان ببخشد کریم
تو نیز ار بدی بینیم در سخن
به خلق جهان آفرین کار کن
چو بیتی پسند آیدت از هزار
به مردی که دست از تعنت بدار
همانا که در پارس انشای من
چو مشک است کم قیمت اندر ختن
چو بانگ دهل هولم از دور بود
به غیبت درم عیب مستور بود
گل آورد سعدی سوی بوستان
به شوخی و فلفل به هندوستان
چو خرما به شیرینی اندوده پوست
چو بازش کنی استخوانی در اوست

 

حمید سامانی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

دوستان نظرهای مختلفی نوشته اند
بزرگترین مشکل املا و نگارش صحیح و دانستن معنای درست کلمات است که قسمت بزرگی از نقدها را در بر میگیرد
همگی میدانیم که متأسفانه فرهنگ امانت شعر و پرهیز از تحریف در کار نیست به عمد و یا به میل و سلیقه خود و در موردی از نادانی اشعار شاعران تغییر پیدا میکنند و با اشتباه دست به دست میگردند با این وصف ابتدا بایستی خوب به معانی مختلف کلمات توجه کرد و معنای مجاز و صحیح را در نظر گرفت در این صورت تفهیم و تفسیر شعر به مراتب دقیقتر و لذت بخشتر میشود
با این همه انتظار میرود که دست اندرکاران تارنمای گنجور در نوشتن اشعار دقت بیشتری به خرج دهند که بازدید کنندگان مشتاق چیزی را به دلیل سهل انگاری دیگران اشتباه یاد نگیرند
خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا
در این مصراع خیره کشیست صحیح است نه خیره کشی است
همینطور در
دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد
دردیست صحیح است
دوستی ایراد غلطی گرفته است, در مصراع دوم بیت چهارم صد صحیح است نه سد
در بیت یکی به آخر مانده
گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد
عشق صحیح است و حرف "ی" اضافه است و احتیاج به مکث بعد از ره است
به این صورت گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد
در بیت آخر
تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن
بوالعلا به معنای فرد احمق و نادان است و احتمالا اشاره به ابوالعلا معری که خانم فرزانه توضیح داده اند و مفهوم مصراع بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی ساده است و آشکار
مفهوم مصراع آخر چنین است که از ابوعلی سینای دانشمند بگویید و صحبت کنید که درس عبرتی برای افراد نادان باشد
درود بر تمامی دوستداران ادبیات فارسی

 

حمید سامانی در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم:

چند بیت از این شعر از جمله بیت پنجم از مولانا نیست و یا اگر هم هست بسیار ناقص و ناهنجار دستکاری و تحریف شده
بوک فیما بعد دستوری رسد
رازهای گفتنی گفته شود
این بیت نه قافیه درست دارد و نه معنای درستی و نه املای درستی، چنین شعری را مولانا اینقدر ناقص و ناهنجار و ناموزون نمیگوید
حمید سامانی

 

حمید سامانی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۶:۵۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۸:

دوست ناشناس "فرمانروایان اند" اشتباه است، انتظار میرود که شما املای کلمات را بهتر بدانید، "فرمانروایانند" صحیح است، ضمیرها و شناسه های صرفی را درست به کار ببرید، کلماتی که به "ه" ختم میشوند بعد از "ه" به خود "الف" میگیرند و به جای "ند" از "اند" استفاده میشود و دلیل آن برای تلفظ راحت است
خانه => خانه ام
نامه => نامه اش
ولی فرضاً نمینویسیم: کتاب اش یا دفتر اش، مینویسیم کتابش یا دفترش
فرمانروایان + هستند یا (ند) = فرمانروایان هستند یا فرمانروایانند

 

حمید سامانی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۰۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۹ - حکایت:

امانت داری شعر بسیار مهم است و مهمتر اینکه بازنویسی شعر با املای صحیح انجام شود، از جمله حفظ فاصله بین کلمات برای کمک به خوانش درست، در جاهایی استفاده از علامت مکث (ویرگول) برای خوانش صحیح لازم است
در بیت سوم شاعر سؤال از کسی نمیپرسد و انتظار جوابی در آن نیست، تنها یک جمله است که "حالت" سؤالی دارد و هر چند بیت با لحن پرسشی خوانده میشود با این وصف دلیل استفاده از علامت سؤال مناسب و درست نیست
بدرگان معنا ندارد این یک کلمه مرکب است از ترکیب بد + رگان ساخته شده ( رگان جمع است: رگ + ان)، بین بد و رگان بایستی فاصله رعایت شود به این شکل: بد رگان
ز قوم غلط است "زقوم" صحیح است به معنای میوه تلخ دوزخ، بین (ز) و (قوم) فاصله ای نیست
همینطور (گرما به) هم غلط است، بایستی نزدیک هم نوشته شود (گرمابه) به معنای حمام است
مربنده هم بایستی مجزا نوشته شود، "مر" مخفف مگر است، آن را به این صورت تصیح کنید: مر بنده
اشتباه های خیلی زیادی در بسیاری از شعرهای دیگر به چشم میخورد، شما که اینقدر زحمت میکشید کمی بیشتر دقت کنید که اشعار این بزرگان که به زحمت نوشته اند اشکال نداشته باشد، اینها را به شخس واردی و با تجربه اید بدهید که متن آنها را بررسی و تصیح کند

 

۱
۲
۳