نادر.. در ۷ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
آن دیده پدید آمد و حاجات برآمد..
omid در ۷ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:
گنجور عزیز..این شعر رو ایرج بسطامی نخونده..شعر سعدی رو خونده که هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم..در قسمت آهنگها لطفا تصحیح کنید ونام بسطامی عزیز رو حذف کنید در اینجا
omid در ۷ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:
گنجور عزیز در قسمت معرفی آهنگ ایرج بسطامی اشتباهی رخ داده...زنده یاد بسطامی شعر سعدی رو خونده:هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم..اگر گوش بدین خودتون متوجه میشوید..این شعر رو بسطامی نخونده
omid در ۷ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲:
دوست عزیز **رضا** سوره فاتحه هر دردی رو دوا میکنه؟؟ این از حرفهاییست که قول خودتون معروف هست ولی واقعیت نداره..سوره فاتحه چه عرض کنم کل قران هم هیچ دردی رو دوا نمیکنه..عشق مگر به فریاد انسان برسه...عشقت رسد به فریاد ورنه بسان حافظ**قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت.....سروه فاتحه پیش کش
اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ۷ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز، توضیحات جناب مجتبی آموزگار در ذیل بیت "همت طلب از باطن پیران سحرخیز زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند" بسیار هوشمندانه و برای اهل نظر دقیق و ظریف است که لفظ "یکی" را معادل خدای یکتا و احد فرض کرده اند که آنها همواره در جهت کسب رضای الهی حرکت می کنند و "یکی" را می طلبند. ولی اگر این بیت را بصورت ساده و روان هم معنی کنیم چیزی عوض نمی شود، معلوم است که پیران سحرخیز از بین عالم مادی و زودگذر دنیا و عالم باقی و بینهایت آخرت کدام را انتخاب می کنند؟ از هر عاقلی این انتظار می رود که عالم آخرت را انتخاب کند، پیران روشن ضمیر سحرخیز که در صدر همه عاقلان قرار دارند. منظور بنده آنست که در مصرع "زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند" پر واضح است که مطلوب آنها چیست. با تشکر
عمو در ۷ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۸:
سما نوشته:
"آیات .... قران؟واقعا منظور چیه از این حرف؟"
شما با این نوع تفکر چه کاری با ادبیات دارید؟
برای مزیذ اطلاع شما افتخار حافظ این است:
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
۸ در ۷ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:
ای بسا شیخ قصد بدی نداشته است
بازی لب لب من لب لب تو باقالی به چند من ؟
را شنیده اید؟
۸ در ۷ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
لست ترانی همان " لن ترانی " است و نیاز به انواع احتمالات ندارد
در مصراع نخست واژه " ایمن " و داستان موسا که میخواست یهوه را ببیند و او پاسخش داد : "لن ترانی"
نمی توانی مرادید، همه چیز را روشن کرده است
شمس رفته است و روی نشان نمی دهد و جنابشان
ویرا با یهوه کلیمیان برابرکرده است.
کمال داودوند در ۷ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۳:
6619
هادی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴:
فقط میتونم بگم متاسم
#شجریان
علی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
این شعریکی ازاشعارناب عرفانیست
آنچه بلبل درمنقاردارد آن شهودات عرفانی عارف است که هرچه قرب او به باری تعالی بیشترمی شود شوریدگی وزاری آن که ماحصل مشاهده تجلیات حضرت حق هست بیشترمی شود که دربیت بعد بیان این مسله واضح ترمی شود
کمال داودوند در ۷ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۲:
جمع این رباعی از 8469
۷ در ۷ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:
در آب دو دیده از تو غرقم
و امید لب و کنار دارم
لب و کنار یعنی لب و آغوش ولی با آوردن آب و غرق در نیم بیت نخست کنار معنی ساحل هم میدهد که به این ایهام آماده گویند.یعنی با آوردن آب و غرق ذهن آماده پذیرش کنار و ساحل است.
بابک چندم در ۷ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
پوزش،
@خانوم نرگس به جای مبینا
بابک چندم در ۷ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
@محمد صابری منش،
کِی بفریبد شها؟ دولت فانی مرا...
"دولت"یعنی اقبال، سعادت. دولتِ فانی یعنی اقبال و سعادت ناپایدار (هرآنچه که به فنا یا نیستی میرود)... اشاره او به جهان هستی است که هر آنچه هم که در آن خوش یمن و پرسعادت است عاقبت نیست شده و از میان می رود.
در این مصرع از شَه می پرسد که جهان هستی و فانی کِی می تواند او را بفریبد زمانی که از لطف و کرم او (همان شه) مولوی به بقا (جاودان بودن، خارج از بعد هستی) می نگرد...خلاصه تر آنکه: جهان مادی و تمام اجزایش به فنا می روند و می باید به آنچه که فنا ندارد (بقا) روی آورد...
@مبینا
وصف العیش نصف العیش،
اگر که شاعر هدفش راحت بودن مخاطب در فهم بیان بود یقیناً به نثر ساده می نوشت و نه نظم...زمانی که خواننده همان تامل و کنکاشی را فرمودید به کار برد آنگاه گویی زمین و زمان می ایستند و درک معنی و شیرینی آن صد چندان می شود...
توصیه من به شما که راه راحت را انتخاب نکنید و در تامل و کنکاش کوشا باشید...
مهرآفرین محمدی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۳۴ - حکایت طیطوها:
لطفا اصلاح شود:
آوردهاند که نوعی است از ...
noooooshin در ۷ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۰:
میشه لطفا کسی شعرها رو کمتر تفسیر کنه و بیشتر معنیشو به زبون فارسی مدرن بنویسه مرسی اه
تماشاگه راز در ۷ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:
نسبت مکن به غیر که اینها خدا کند
خوانش اول - (جبری) :
حکیم به غیر نسبت مکن که رنج و راحت را خدا میدهد ما باید تسلیم باشیم
خوانش دوم - (اختیاری) :
حکیم به خدا نسبت مکن که رنج و راحت را خدا میدهد . خدا به ما اختیار داده که سرنوشت خود را خود بسازیم
العاقل یکفیه بالاشاره
۷ در ۷ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱:
مست در بیت دوم به معنی زار .و نزار است مانند مستمند
اگر شاخ بد خیزد از بیخ نیک
تو با شاخ تندی میاغاز ریک
به جای ریک باید ویک باشد که یعنی وای بر تو
گر از بفگند فر و نام پدر
تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
گر او بفکند فر و نام پدر
کرا گم شود راه آموزگار
سزد گر جفا بیند از روزگار
چندین چراغ دارد و بیراهه میرود
بگذار تا بیفند و بیند سزای خویش
سعدی
همان تازی اسپان آگنده یال
به گیتی ندانست کس را همال
تازی یعنی تازنده و در برابر آن یابو میباشد که باری است.
اگر در خورم بندگی شاه را
گشاید بر تخت او راه را
گشایید باید باشد
بگفتا که رامشگری بر درست
ابا بربط و نغز رامشگرست
نوشتن بربت به شکل بربط نشان نادانی است.
اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ۷ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶: