فرامرز در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۵:
سلام بر دوستان جان .
از آنجایی که در این آشفته بازار روزگار ما که نه نیازی به بازگویی آن است نه قصد آزردن دوستان دل و جان است ، چیزی که میتواند حال ما را بهبود ببخشد و از پس آن حال دیگرانی که در اطراف ما هستند را نیز ، فرو رفتن در افکار بزرگان شعر و ادب این سرزمین است .
پس بیاییم به جای این سنت نا میمون که هر کجا جمعی است همگان در بحث و جدل و مرافعه بر سر اقتصاد و سیاست و... هستند ، ما که پیشتر و بیشتر از آنها پی به این معجون روح افزا برده ایم ، آنان را نیز گوش کشان بر سر این خوان بی دریغ بنشانیم .
شاید که اندکی از وضع موجود را بهبود توانستیم داد با همگانی کردن مباحث اینچنینی و سخن گفتن از یافته هامان با دیگران ، به جای مباحث بیهوده و کسالت آور .
نکند که خدای نا کرده حال خوبمان را از دیگران دریغ کنیم .
"هواداران کویش را چو جان خویشتن داریم "
محسن ، ۲ در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۳۴ - پایه و دیوار:
قفل سیمم بنزد سیمگر است
پردهٔ اطلسم ببازار است
سفارش ساخت قفلی از نقره به نقره ساز داده شده ، از بازار هم پرده ی اطلس به زینت می آید
نادر.. در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
عیسی لب روحبخش تو دید....
شیرازی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:
در دیوان قدیمی اینجانب این بیت درج شده
بیار باده بخور زانکه پیرمیکده دوش
بسی حدیث غفور و رحیم و رحمن گفت
شیرازی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:
در تعدادی متون این بیت درج شده
بیار باده بخور زانکه پیرمیکده دوش
بسی حدیث غفور و رحیم و رحمن گفت
شیرین در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در تنبیه و موعظه:
این قصیده از سعدی نیست 1371 اضافه شده
سوره صادقی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیببندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:
کرد این خیال وهم غلطکار، کان غبار * تا دامن جلال جهانآفرین رسید
بنظر میرسد شاعر بنحوی شاعرانه گفته است: «نعوذبالله حتی خداوند هم در غم حسین به عزا نشست. »ـ در واقع شاعر میداند که این حرف کفر است ولی توصیفهای جانگداز و سوزناکش را نمیتواند متوقف کند انگار. میگوید خیالات برم داشته و میدانم اشتباه، ذاتِ خیال و وهم است ولی انگار خود خدا هم عزادار شده...
بنظرم این برداشت با بیت بعدش هم باز تاکید میشود که میگوید خداوند بری از ملال و غم است (همچنانکه از شادی و سایر احساسها بری است که خصیصه بشر است نه خداوند) ولی باز هم حس شعر وادارش میکند بگوید بهرحال خداوند میداند ملال چیست چون جای هر دو یکی است (هم خداوند و هم احساسات بشری در «دل» جای دارند). بیشتر، شاعرانگیست.
در همان بند در ابیات قبل هم حرف از آنست که غبار غم آنچه با حسین (ع) کردند رفته است به عرش و انبیا و اولیا را به عزا نشانده و در اوج و در آخر بند میگوید حتی نعوذبالله به خود خدا هم رسیده این عزای عظیم...
نظیف در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:
همچنان یک بیت دیگر در این نسخه ذکر نشده است:
ای غم اگر زر شوی ور همه شکر شوی
لب بندم گویمت خواجه شکر خوار نیست
نظیف در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:
در این نسخه یک بیت فراموش شده:
غصه دران دل رود کز هوس او تهیست
غم همه انجا شود کان بت عیار نیست
لطفا تصحیح نمایید
دکتر الهی قمشه ای نیز این بیت را بار ها در سخنرانی های خویش اضافه کرده است
بهزاد در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۳۴ - پایه و دیوار:
قفل سیمم بنزد سیمگر است
پردهٔ اطلسم ببازار است
این بیت معنیش چی میشه؟ ممنونم
هما در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:
بیت پنجم ، مصرع دوم ، قافیه اشتباه است
قافیه صحیح : نصیبست
علیرضا در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:
میوه نمیدهد به کس باغ تفرج است و بس
جز به نظر نمیرسد سیب درخت قامتش
در غزلی دیگر با همین مضمون میفرماید
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشا کنان بستانیم
اعظم در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):
این جور که شما از ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه و ... نوشتید ، فکر می کنم این چند بیت هم جا مونده باشه. لطفا اینها رو هم اضافه کنید تا این خزعبلاتتان تکمیل گردد.!!!!!!
مشکلاتی که هست در دولت
همه را از دلار می بینم
می رود این "ترامپ" لا مذهب
دولتش برکنار می بینم
سوریه می شود شبیه بهشت
و اسد بر قرار می بینم
حوثیان در یمن شوند پیروز
دشمنان در مزار می بینم
در عراق مقتدای صدر حاکم
جعفری برکنار می بینم
ماهیان در میان کوهستان
فیلها بر چنار می بینم
مردمان غرق در جهالت و فقر
و بزرگان چه خوار می بینم
و.......
جز تاسف خوردن بر این جهالت و نادانی مردمان ما چه می شود گفت که در طول تاریخ هر کسی به یک بهانه ای برگرده آنان سوار شده است!!!!!!!!!
اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:
با عرض سلام خدمت دوستان گرامی، در مورد پیشنهاد جناب عباسی از فسا برای جایگزینی کلمه چوپان بجای شبان در مصرع "ای موسی جان شبان شده ای"، بنده نمی دانم کلمه چوپان از چه زمانی وارد ادبیات شعری ما شده؟ آیا در اشعار مولانا از کلمه چوپان در جایی استفاده شده یا خیر؟ در مورد این موضوع باید اساتید فن نظر بدهند ولی می دانیم از کلمه شبان در شعر معروف "موسی و شبان" استفاده شده،" دید موسی یک شبانی را براه" ضمناً اگر در مصرع مذکور "شبان" بدون تشدید و کمی باسرعت بیان شود بنظر بنده مشکلی ایجاد نمی شود لطفاً یکبار "شبان" را بدون تشدید و کمی با سرعت تکرار کنید" ای موسی جان شبان شده ای" اساتید راهنمایی کنند.
حکیم ابیانه در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۴۹ - در مرثیهٔ خواجه ناصر الدین ابراهیم عارف گنجهای:
در بیت دوم طیقت صحیح است یا بنظر صحیح می آید.
در وجد و حال بین چو کبوتر زنند چرخ
بازان کز آشیان طریقت پریده اند
دوم آنکه چرا در برخی از اشعار بزرگان گروه زیادی از دانایان حواشی می نگارند و گرچه در برخی اوقات دایره ادب می شکند ولی آثار حواشی آنان به درک بهتر ابیات کمک شایان میکند ولی در آثار دیگر شاعران رغبتی به اظهار نظر و نقد مشاهده نمیشود. حیف است.
Hamed Salehi در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۰ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۰ - سحر می گفت بلبل باغبان را:
به نظر من بجای( نگیرد ) نروید صحیح است
سحر میگفت بلبل باغبان را
در این باغ جز نهال غم نروید
به پیری میرسد خار بیابان
ولی گل چون جوان گردد بمیرد
شیرازی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
با سلام
این سه بیت در حافظ قدیمی آمده است
چون لاله کج نهاد کلاه طرب ز کبر
هر داغ دل که باده چون ارغوان گرفت
می ده بجام جم که صباح صبوحیان
چون پادشه بتیغ زرافشان جهان گرفت
فرصت نگر که فتنه چو در عالم اوفتاد
عارف بجام می زد و از غم کران گرفت
رضا ساقی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
گُلعِذاری زگلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس
گُلعِذار : زیباروی،گل رو،خوش سیما
"سروِ روان" کنایه از معشوق ِ خوش قدوبالاست.
چمن: باغ، کنایه ازدنیاست.
معنی بیت: (مازیاده خواه نیستیم) ازگلستان جهان تنها یک گلرُخ ِ دلستان برای مادل عاشق پیشه ی کفایت می کند ازمیان این همه نعمت وازاین باغ باصفای دنیا، همین که سایه ی آن سروقامت برسرماباشد برای ماکافیست.
تابوکه یابم آگهی ازسایه ی سروسَهی
گلبانگ عشق ازهرطرف بر خوش خرامی می زنم
من و همصحبتیِ اهل ریا دورم باد
ازگرانان جهان رَطل گران مارا بس
اغلب ابیات این غزل که بامضامین بکروبدیع وحافظانه خَلق شده اند بیانگرمیزان مناعت طبع ،بی نیازی ورهایی ازقیدوبند دینی ودنیوی شاعراست که حتّادرسخت ترین شرایط، هرگزسرپرغرورش به دُنیی وعُقبی فرونیامد وتاپایان عمر آزادانه اندیشید وآزادانه زندگی کرد.
رَطل: پیمانه ی بزرگ وسنگین
ازگرانان: ازمجموعه ی گران ها، وزین ها وسنگین ها . دراینجا کنایه اززاهدان وریاکاران نیزهست فریبکارانی که به وجهِ عبوس می نشینند و تصوّرمی کننددارای شخصیّتی ارزشمند و وزین وسنگین هستند. حافظ درمصرع اوّل، رندانه خودراازصف ریاکاران جدامی سازد ودرادامه، بابکارگیری مناسب "گرانان" ریاکاران رانیز به مجموعه ی گرانان اضافه می کند وهمه را دریک جا ودرکناره می نشاند تا به راحتی بتواند ازمجموع آنها اعلام برائت کند.
معنی بیت: من هرگزباریاکارانِ خودبین وحُقّه باز نشست و برخاست نمی کنم وهم صحبت نمی شوم برای من همین مایه ی سعادت است اگرتوفیقی داشته باشم با پیمانه ی سنگینِ شراب هم نشین وهمنفس گردم. این همنشینی بسی ارزشمندتراز همدمی با ریاکارانِ خودپسنداست.
نیکنامی خواهی ای دل با بدان صحبت مکن
خودپسندی جان من بُرهان نادانی بُوَد
قصرفردوس به پاداش عمل میبخشند
ما که رندیم و گدا دیرمُغان ما را بس
قصر فردوس : کاخ بهشت
دیر: عبادتگاه ،صومعه ، محل عبادت راهبان مسیحی،خراب آباد کنایه از: دنیا، جهان مادی .
مُغان: درلغتنامه ی دهخدا می خوانیم:
مغان در اصل قبیله ای از قوم ماد بودند که مقام روحانیت منحصراً به آنان تعلق داشت . آنگاه که آیین زرتشت بر نواحی غرب و جنوب ایران یعنی ماد و پارس مستولی شد مغان پیشوایان دیانت جدید شدند. در کتاب اوستا نام طبقه ٔ روحانی را به همان عنوان قدیمی که داشته اند یعنی آترون می بینیم اما در عهد اشکانیان و ساسانیان معمولاً این طایفه رامغان می خوانده اند.
دیرمُغان: معبد زردشتیان ، دراینجا کنایه ازخرابات ومیخانه
معنی بیت: بهشت ونعمتهای آن را به عنوان پاداش به آنهایی می بخشند که دارای اعمال ورفتارهای نیک هستند ما که لااُبالی وگناهکاروفقیر هستیم (البته اززاویه ی دید زاهدان) همین کُنج میخانه وگوشه ی خرابات کافیست.
ای گدای خانقه بَرجَه که دردیرمغان
می دهندآبیّ ودلها راتوانگرمی کنند
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
براستی که برای مشاهده ی سرعت گذرعمرآدمی،آئینه ای شفّاف ترازحرکت آب در جویباران نیست. دراین آئینه ی عبرت انگیز به روشنی می توان دریافت که این قافله ی عمر چگونه به سرعت وبی وقفه درگذراست.
معنی بیت: (به کجاچنین شتابان؟) اندکی درنگ کن وبرلب جویباری بنشین وببین که قافله ی عمر،چسان بی درنگ وشتابان درگذراست. اگرمنصفانه بنگریم ودرمورد این حقیقت تلخ بیاندیشیم عبرت گرفته وبیشترقدرلحظات عمر راخواهیم دانست. اینکه بتوانیم درآئینه ی جویبار، گذرعمر خودراببینیم تلنگریست که برای بیدارشدن ماکافیست وقتی که بیدارمی شویم تازه درمی یابیم که نه تنها آب وعمرآدمی بلکه تمام اجزای هستی درگذراست ولحظه ای توقّف نمی کند.
حافظاچون غم وشادیّ جهان درگذراست
بهترآنست که من خاطرخودخوش دارم
نقدِ بازار جهان بنگر و آزار جهان
گرشما را نه بس این سود و زیان ما را بس
نقد : آن چه که در حال داده شود، خلاف نسیه ،مال یاپول حاضر دراینجانعمت هاوهرآنچه که دنیا به ما ارزانی می دارد.
"بازارجهان" : شاعردراین بیت نسبت به فرآیندزندگانی به چشم تجارت نگاه کرده است. تجارتی که سود آن درقیاس با زیانهایی(دردها ورنجهایی) که داردخیلی کمترو ناچیزاست به عبارت دیگر این تجارت یک معامله ی زیانباراست.
معنی بیت: مال ونعمت هایی را که دنیا به مامی دهد خوب ببین وارزیابی کن رنج هاودردهای خودرانیزدرنظربگیر ببین که چگونه ما تن به یک معامله ی زیانبارداده ایم! اگر به رغم اینکه می دانید دراین تجارت باخته اید همچنان به معامله بادنیا دل بسته اید وعبرت نمی گیرید مااین هشدارراجدی گرفته وبه دنیا پشت کرده ایم.
دراین بازاراگرسودیست بادرویش ِ خرسنداست
خدایامنعم اَم گردان به درویشیّ وخرسندی
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
معنی بیت: درادامه ی بیت قبلی، تنهاخواست وآرزوی ما درکناردوست وومعشوق بودن هست وما به خواست اصلی خویش رسیده ایم وهیچ نیازی به مال ومنال دنیوی ومعامله بادنیا نداریم. هم صحبتی بایار دولتی سعادت بخش است که نصیب ماشده است.
مِی دوساله ومحبوبِ چهارده ساله
همین بس است مراصحبت صغیروکبیر
از در خویش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
خطاب به معشوق است. معشوقی که دولت صحبت اوحافظ راکامیاب کرده است.
معنی بیت: ای حبیب، محض رضای خداوند مرا ازدرگاه خویش مران ومحروم مکن حتّا اگرقرارباشد به بهشت فرستاده شوم بازهم خواست وآرزوی قلبی من درگاه توست. ازبهشت وازهرآنچه که درعالم هستی وجود دارد برای من همین که درکوی تو ساکن باشم کافیست.
ذرّه ی خاکم ودرکوی تواَم جای خوشست
ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم
حافظ از مَشربِ قسمت گله ناانصافیست
طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس
مَشرَب : آبشخور .
قسمت : تقدیر، سهمی که ازجانب خداوند برای هرکس تعیین شده است.
طبع : قریحه ی شاعری
ای حافظ اظهار گلایه وشکایت ازتقدیر بی انصافیست ازآبشخورقسمت،برای هرکس سهمی مشخّص شده باید رضابه داده بدهیم وازجبین گره بگشائیم. بنابراین گله وشکایت نمی کنم همین قریحه ی لطیف و ذوق شاعری که همانند آب جویباران جاریست ونصیب من شده برای من کافیست.
حافظ اَرسیم وزرت نیست چه شدشاکرباش
چه بِه ازدولتِ لطفِ سخن وطبع سلیم؟
محسن ، ۲ در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۶ - حواله کردن مرغ گرفتاری خود را در دام به فعل و مکر و زرق زاهد و جواب زاهد مرغ را:
پوزش
شاید پدرِ داماد فروغی بوده
دکتر رحمت مظاهری سیف در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۶: