گنجور

حاشیه‌ها

مهراب در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:

آن کم دهد فهم بیا گوید که پیش من بیا
آن که مرا این فهم میدهد که به سویش حرکت کنم هم او به من می گوید و امر میکند به سمت من بیا.یعنی اول کشش و جاذبه و فهم ایجاد می شود بعد حرکت و عمل !

Vafa در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۷:

چه دانستم که این دریای بی پایان چنین باشد

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸:

معانی لغات غزل (258)
دیدم به کام خویشت باز:به کام خویش تورا باز دیدم.
کام: آرزو ،مراددل .
صدق:راستی
.صفا: پاکدلی ، یکرنگی.
گشته با دلم دمساز:با دلم دمساز شده یی ، با دل من همدم و موافق شده یی.
روندگان طریقت: سالکان را ه حق ، رهروان طریق معرفت ، سائران الی الله.
رفیق عشق: عاشق ، آنکه با عشق رفیق وهمراه می شود.
حبیب: دوست یار ، محبوب ، محب.
رقیب: مدّعی.
ارباب کینه : اشخاص کینه توز ، افراد دشمن خوی، صاحبان کینه.
مشاطه: آرایشگر.
قضا: تقدیر ، سرنوشت.
مشاطه قضا: آرایشگرتقدیر.
سرمه ناز: (اضافه تشبیهی) ناز به سرمه تشبیه شده.
کِید: مکر ، حیله ، فریب .
حجاز : مغرب شبه جزیره عربستان ، نام یکی از دستگاههای موسیقی.
عراق:مغرب ایران ، سرزمین بین النهرین ، نام یکی از دستگاههای موسیقی.
معانی ابیات غزل غزل(258)
(1) هزار بار شکر که تو را آنطور که دلم آرزو می کرد ، دیدم که از روی راستی و پاکدلی با دل من همدم و موافق شده یی
(2) رهروان حق و عارفان عاشق، راه بلا ومحنت را در نمی نوردند ، آنکه رفیق راه عشق می شود از پستی و بلندی راه نمی هراسد.
(3) همان بهتر که غم عشق دوست از مدعی پرسشگر پنهان باشد چراکه اشخاص کینه توز ، محرم نبوده و سینه آنها جای نگهداری راز نیست.
(4) این چه فتنه گری بود که دست آرایشگر تقدیر به پا نمود و چشم مست اورا با سرمه ناز ، سیاه و دلفریب تر کرد.
(5) به شکرانه اینکه مجلس از نور جمال توروشن است ، به مانند شمع اگر بر تو جفا و ستمی رود با شکیبایی بسوز و بساز .
(6) با نیم بوسه (بوسه مختصر ) که به اهل دل و شیفتگان خود می دهی، دعای خیر آنها را خریدار شو تا دعای اهل دل ، جسم وجان تورا از مکر دشمن دور سازد .
(7) باز تاب آهنگ غزلهای حافظ که در شیراز بر سر زبانهاست در اهالی حجاز و عراق شور عشق افکنده است.
شرح ابیات غزل (258)
وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان
بحر غزل : مجتث مثمن مخبون اصلم مسبغ
*
همانطور که شادروان دکتر غنی تشخیص داده اند این غزل را حافظ در سال 767 هجری مقارن ایام ورود شاه شجاع به شیراز سروده و از اینکه بار دیگر شاه شجاع آن دوست قدیمی شاعر به مسند حکومت بازگشته خوشحال و شادمان است. در تعداد ابیات این غزل و غزل دیگری که به همین وزن و قافیه وردیف ودر همین موضوع و همین ایام سروده شده است اختلاف است و بعض ابیات در این دو غزل جا به جا شده است . این طلب می رساند که شاعر نسخه هایی متفاوت در آن ایم ورود شاه به شیراز بین دوستان توزیع کرده است و یا اینکه بعداً با جابجایی ابیات دو غزل ساخته وپرداخته است. شاعر در بیت دوم وسوم این غزل را خودش مثال می زند و کنایتاً به شاه شجاع می گوید من که در این مدت دوری تو در بلا و معرض خطر بودم به عشق تو از هیچ مشکلی پروا نداشتم و غم و غصه خود را در تمام این مدت از رقیب سلطنت تو یعنی شاه محمود پنهان می کردم چرا که اوبا تو موافق نبود و نمی توانست محرم رازها و آگاه به کارهای من باشد . شاعر دربیت پنجم خطاب به شاه شجاع می گوید به شکرانه اینکه همه مردم شیراز با آمدن تو خوشحال و در راحتی به سر می برند مشکلات و سختی هایی را که در پیش رو داری تحمل کن و در بیت ماقبل آخر یعنی بیتی که همیشه حافظ در مضمون آن خواسته خود را می گنجاند اشاره غیر مستقیمی به لطف و همراهی و مساعدت دارد . منظور شاعر در بیت مقطع غزل از ذکر حجاز و عراق همان سرزمینهای عربستان و بین النهرین است که با نامهای دستگاههای آواز ایرانی منطبق و با کلمات : زمزمه ، نوا، بانگ، غزل جمعاً همخوانی داشته و به لطف کلام می افزاید.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

سروش در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۱۳:

من مصرع نخست بیت دوم ر این‌جوری شنیده بودم؛
زبان یار من ترکی و من ترکی نمی‌دانم.

مازیار mazisangari@gmail.com در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷:

"هر کسی اندر جهان مجنون لیلایی شدند" "عارفان لیلای خویش" لیلا در هر دو مصرع لیلایی است.
پاینده باشد ادبیات فاخر ایران زمین

خسروساسان در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۱۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:

درود بر شما محسن گرامی. بسیار از راهنمایی شما دوست نازنین سپاسگزارم.
شاد، پیروز و تندرست باشی.

علی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

حافظ شیرازی زرتشتی بوده و دلیلی نداره واسه حضرت محمد شعر بگه
نور خدا در خرابات مغان میبینم
تو عجب بین این نور از کجا تا به کجا میبینم
به باغ تازه کن ایین دین زرشتیی
یا اگر از ره مسجد به میخانه شدن خرده مگیر
مجلس و‌ضع دراز است و زمان خواهد شد
پس این شعر در مورد شاه شجاع است و مسلمانان عزیز حقیقت رو تحریف نکنید ممنون

* در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):

با سلام
بعد از کاوشهای فراوان و مشاهده نسخه بسیار قدیمی دیوان شاه نعمت الله ولی متوجه شدم این اشعار در متن دیوان نیامده و فقط این اشعار در حاشیه صفحه و با جوهری متفاوت از متن کل دیوان به آن اضافه شده و نویسنده اضافه کننده هم نامعلوم است؛ لذا اساسا صحت انتساب این اشعار به شاه نعمت الله مورد تشکیک است. ضمن اینکه قسمت هایی که ناظر به زمان ماست، بسیار مختصرتر از ابیات شایع شده است. نکته بعدی اینکه مصرعی که بسیار مورد توجه است اینطور نوشته شده:
( دو چهل سال ای برادر جان دور شاهی تبار می بینم)
با جستجو در گوگل، می توانید نسخه قدیمی پی دی اف را ملاحظه کنید (صفحه 18).
پیوند به وبگاه بیرونی

فرهاد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵:

منظور دوست عزیز امیر بود

محمد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸:

واقعا فردوسی شایسته ستایش است،انقدر این شعر قویه حتی کسی هم که اصلا اهل ادبیات نیست با خواندن این شعر بغض گلویش را می‌گیرد.

فرهاد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵:

این رباعی، کاملا دیدگاه اومانیستی دارد؛ و به هیچ وجه عرفانی نیست. و چنانچه دوست عزیز گفتند، کاملا با ذهنیت و خط فکری و ادبی خیام همسو است؛ و انتساب آن به ابوسعید ابوالخیر عجیب خواهد بود.

محسن،۲ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش هفدهم » (۶) حکایت جهاز فاطمه رضی الله عنها:

ابوبکر و عمر نیز در زمره ی عشره ی مُبَشّره هستند

محسن،۲ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳:

زهرای گرامی
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
حریف خانه و گرمابه و گلستان باش
منظور از یارِ گرمابه و گلستان که حافظانه اش شده :
حریف خانه و گرمابه و گلستان ، به مانای رفیق و همراه بودن در تمام حالات و همه جا ، در غم و شادی، رنج سختی و خوشی ست
یار غار هم به همین ماناست

ناصر در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲ - مطلع دوم:

آقادکتر!
مگه تضمینی غیر ازین گفته؟باید خواند ” شمرِ من“

محسن ، ۲ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:

گرامی خسروساسان
سر تازیان مهتر نامجوی
شب آمد سوی باغ بنهاد روی
به چاه اندر افتاد و بشکست پست
شد آن نیکدل مرد یزدان‌پرست
به هر نیک و بد شاه آزاد مرد
به فرزند بر نازده باد سرد
همی پروریدش به ناز و به رنج
بدو بود شاد و بدو داد گنج
آری ، می توان چنین نظر داد که پدر در مورد فرزندش هیچگونه خودخواهی و خوپسندی روا نداشته بوده،
میخوهد بگوید : پسر جواب نیکویی های پدر را با خود بینی و ناجوانمردی داد
از ابیات پیشین و بعدی نیز چنین نتیجه ای می توان گرفت
من نیز مثل شما بیش ازین در نمی یابم
پایدار باشی

خسروساسان در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:

درود بر محسن گرامی. بسیار سپاسگزارم. آیا همین برداشت را از تکه دیگر هم میشود داشت:
«به هر نیک و بد شاه آزاد مرد
به فرزند بر نازده باد سرد»
اگر پاسخ آری است، سپاسگزار میشوم که در مورد این بیت هم مرا راهنمایی کنید.

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲ - مطلع دوم:

با کمال اعتذار از آقا یا خانم تضمینی که نوشته اند حرف رای شمر را باید با کسره خواند تا وزن شعر درست باشد یاد آور می شوم لزومی ندارد که با کسره بخوانیم چون در تقطیع اشعار اگر دو حرف ساکن پشت سرهم باشند در موثع قرایت شعر حرف ساکن دومی خود بخود صوت متحرک پیدا می کند. در اشعار فارسی این پدیده مکرر وجود دارد.

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱ - در یکتاپرستی و ستایش حضرت خاتم الانبیاء:

باکمال اعتذار
احد در میم احمد گشت ظاهر در این دور اول آمد عین آخر

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱ - در یکتاپرستی و ستایش حضرت خاتم الانبیاء:

توضیجی در مورد قاب قوسین: عرفا عقیده به تکامل دارند بر طبق عقیده آنها مراحل تکامل چهل مرتبه می باشد آعاز این تکامل عقل کل می باشد آفرینش از عقل کل شروع می شود سپس نفس کل و مراحل دیگر را طی می کند تا به مرحله چهلم که وجود حضرت ختمی مرتبت است برسد تمام مراحل جهل گانه کمانی را تشکیل می دهند اول و آخر این کمان به هم به قدری نزدیک می شود که انگار به هم چسبیده اند. یعنی انتهای این کمان با ابتدای کمان یکی می شود به عبارتی هر ویژگی در ابتدای کمان بود انتهای کمان نیز همان ویژگی ها را حایز می شود ابتدای کمان که عقل کل و ذات باریتعالی است دارای تمام کمالات است بنابراین آخر کمان دارنده همه کمالات می شود به قول شیح محمود شبستری
جهان انسان شد و انسان جهانی از این پاکیزه تر نبود بیانی
بخشی از کمان را که در سیر تکاملی تعینات در او به وجود می آیند سیر نزولی و بخش دیگر که تعیتات به تدریج کنار زده می شوذ سیر صعودی گویند پس این مراحل دارای دو قوس یا کمان است قوس نزولی و فوس صعودی که مجموع این دو قوس را قاب قوسین می گویند و آیه قاب قوسین او ادنی اشاره به این مطلب دارد. باز از قول شیخ شبستر در گلشن راز
ز احمد تا احد یک میم فرق است جهانی اندر این یک میم غرق است
احد در میم احمد گشت ظاهر در این دور اول آمد غین آخر
میم در حروف ابجد شماره 40 دارد که اشاره به به مراتب چهل گانه تکامل در سیر نزولی و سیر صعودی دارد احد یعنی دات باریتعالی و احمد یعنی حضرت ختمی مرتبت یکی در آغاز قوس و دیگری در پایان قوس که تجلی قاب قوسین او ادنی است. که در بیت دوم این قصیده خاقانی به آن اشاره کرده است.

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:

خاقانی از بهترین قصیده سرایان فارسی است. تمام قصاید او بسیار مستحکم و دارای صنایع ادبی فراوان و تلمیحات زیبا است و در بین قصاید ایشان «ایوان مداین» ویژگی های ممتازی دارد و می توان گفت که هم از نظر صنایع ادبی و هم محتوا کم نظیر و شاید بی نظیر است. خاقانی در این قصیده عرق ملی خود را در نهایت زیبایی به تصویر کشیده است. روحش شاد باشد.
این قصیده از نظر وزن نیز مطنطن و آهنگین است. از نظر عروضی بحر هزج مثمن اخرب است. هر مصرع تکرار دوبار مفعول مفاعیلن است. لازم است یاد آور شوم که بحر هزج تکرار مفاعیلن می باشد. و اگر از مفاعیلن حرف اول و آخر را حذف کنیم فاعیل باقی می ماند فاعیل نیز هم وزن مفعول می باشد به این تغییر در اصطلاح عروضی اخرب می گویند.

۱
۲۷۵۰
۲۷۵۱
۲۷۵۲
۲۷۵۳
۲۷۵۴
۵۷۲۹