گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۷

 
سنایی غزنوی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای سنایی کفر و دین در عاشقی یکسان شمر

جان ده اندر عشق و آنگه جان ستان را جان شمر

کفر و ایمان گر به صورت پیش تو حاضر شوند

دستگاه کفر بیش از مایهٔ ایمان شمر

ور نمی‌دانی که خود جانان چه باشد در صفا

هر چه آن را از تو بیرون برد آن را آن شمر

چشمهٔ حیوان چه جویی قطره‌ای آب از نیاز

در کنار افشان ز چشم و چشمهٔ حیوان شمر

یوسف گم کرده از نو دیدهٔ شوخی بدوز

پوست را بر قالب خود خانهٔ احزان شمر

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Vafa در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۵ نوشته:

چه دانستم که این دریای بی پایان چنین باشد

 

آواره در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۰ نوشته:

اگر همین چند بیت رو بفهمیم بیشتر از کافیه!

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.