رستم دستان در ۶ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳ - نکوهیدن ناموسهای پوسیده را کی مانع ذوق ایمان و دلیل ضعف صدقاند و راهزن صد هزار ابله چنانک راهزن آن مخنث شده بودند گوسفندان و نمییارست گذشتن و پرسیدن مخنث از چوپان کی این گوسفندان تو مرا عجب گزند گفت ای مردی و در تو رگ مردی هست همه فدای تو اند و اگر مخنثی هر یکی ترا اژدرهاست مخنثی دیگر هست کی چون گوسفندان را بیند در حال از راه باز گردد نیارد پرسیدن ترسد کی اگر بپرسم گوسفندان در من افتند و مرا بگزند:
درین جا که مولانا میگوید _گر بودیش لطف ما سبق کی بدی این بدلی با جذب حق_ یعنی مولانا عقیده خود را در موردی ابوطالب صاف و واضح مثل هر سنی دیگر بیان میکند که در ایمان ابوطالب شک دارد دیگر جای این نیست که یک کسی بیاد و بگوید نه منظو مولانا اینجا شمس بود اینطور بوده و آنطور مولانا واضح روشن عقیده خوده را بیان کرده هست .
دکتر صحافیان در ۶ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست
با موهای پریشان و عرقی که صورتش را زیباتر می کرد می خندید و سرخوش، آواز خوان، ظرف شراب در دست( معشوق حافظ در حالت بسط کامل-زیبایی .بیخودی شراب و... به پیشش آمده است)
بیت2:چشمان زیبایش فریاد میزد و با لبانی که به سخره ام گرفته بود سحرگاهان دیشب( دوش: بی زمانی) پیشم نشست.
بیت3: با صدایی نرم در گوشم گفت ای عاشق من که دیرزمانی است مشتاقی آیا خوابت می برد؟!
( ورود حال خوش در بسط کامل در سه بیت بالا وصف شده : معشوق و شوق به او پایه های دریافت است)
بیت4: دیدارت شراب سحرگاهی بود پس از آن اگر تمام تمرکزم بر این باده نباشد(باده پرستی) در مذهب عشق کافرم.
بیت5:ای زاهد که وسعت درک این حال در تو نیست، بر آنان که جام دوستی را تا آخر سرمیکشند(سرخوش اویند) عیب نگیر.
بیت6: پس از این سرخوشی تسلیم اویم و آنچه او در جامم بریزد می نوشم چه شراب بهشتی و چه شراب بیخود کننده( باده مست) که فراتر از آن است.
بیت7:اکنون که حال خوش کامل است( نشاط شراب و موهای مجعد یار) مشتاقان بسیاری چون حافظ را به عبور از خویشتن وا می دارد( توبه شکنی)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روحاینستاگرام:drsahafian
علی شیرازی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:
درود بر شما
بر در قدیمی آرامگاه سعدی نوشته بود:
ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید
هزار سال پس از مرگ او گرش بویی
شقایق عسگری در ۶ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۱:
چه زیبا و دلنشین دعوتمون کرده به اقامه نماز
محمد روستایی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲۸:
با سلام
بیت سوم رو از دکتر الهی قمشه ای اینطور شنیدم:
چه باشد زر چه باشد جان چه باشد لولو و مرجان
چو نبود خرج سودایی فدای قامت یاری
یکی (ودیگر هیچ) در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
به نام او
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
منت خاک درت بر بصری نیست که نیست
روشنایی جلوهء جمال تو در هیچ منظری که با چشم سر مشاهده می گردد نیست که البته اینطور است و نباید که باشد!
لیاقت و سزاواری دیدن خاک در کویت برای هیچ چشم مادی وجود ندارد که البته اینطور است و نباید که باشد!
ناظر روی تو صاحب نظرانند آری
سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست
بله اینطور است که تنها اولیا و بلند نظران شاهد جلوهء زیبای تو هستند.
سر رشتهء پرتو انوار الهی ات در هیچ سری موجود نیست (تنها آنان که از سر گذشته اند قادر به یافتن سر این رشته هستند)که البته اینطور است و نباید که باشد!
اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب
خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست
اشک من که احازه به او نمی دادم راز دل مرا فاش کند با خون دیده ام جاری گشت تا مرا رسوا سازد و اسراری را که من در دل خویش نهان داشتم هویدا سازد.
هیچ رسواگر و پرده دری از کردهء خویش نادم و پشیمان نیست و حقیقت همین است چرا که ذات او اینگونه است.
جادوگر در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۵:
کمترین متوجه نشدم اینجا جای شعر شناسیست یا مدح و ثنای گفتن چاووشی !!! من از مدیران محترم این سایت تفاضا دارم در صورت امکان محل تعریف و تمجید از این چیزها را در جای دیگری در همین سایت انتقال دهند تا بجای اصل شعر و شاعر و فرهنگ در ان قسمت معلوم و معین ستایش خوانندگان محبوبشان را کنند و این قسمت از مطلب را به شاعر شناسی واگذار کنند ، دولتتان منصور. فدوی جادوگر 29 تیر هزار و سیصد و نود هشت خورشیدی
سحر خیاطی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۹:
با سلام
اول از این سایت زیبا تشکر میکنم و حالا بازم میتونم ازتون تشکر کنم چون تمام احساسم رو که در این شعر بیان میشه نمیتونم توصیف کنم فقط میتونم بگم شمس ممنون مولانا ممنون خدا ممنون و تمام بندگانش ممنون که باعث می شید ما کمی به خودمون بیایم
امیر در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۸:
صحبت های جناب همایون منطقی تر و نزدیکتر به حقیقت نشون میده!
چیزی که واضح و شکی توش نیست عظمت و بزرگی دینی و عرفانی مولانا و شمس هست. و افرادی که سعی در تخریب این شخصیت های بزرگ ادبی و عرفانی میزنند، در واقع "از حسد همچون سگان از دور بق بق میزنند".
برای درک بزرگی این عزیزان همین کافیه که اثرات جاودانشون رو با چشم دل مطالعه کنیم. و اگه جایی منظور و مفهوم اصلی قسمتی از مطالب رو نمیفهمیم سعی در تخریب نکنیم!! و اینم فراموش نکنیم که شاید قسمتی از مطالب ذکر شده در آثار این عزیزان تحریف شده باشه که دور از منطق و عقل هم نیست.. تنها قرآن هست که اطمینان از عدم تحریفش داریم. نه هیچ چیز دیگه.
کافیه کمی از مقالات شمس رو بخونید تا متوجه درجه فهم و ایمان و شخصیت بی نظیرش رو درک کنید.. (البته متن کتاب کمی سنگینه)
و تازه این کتاب نوشته ی صحبت های شمس توسط شاگردهاش بوده.
نهایتا صحبتم رو با این جمله ی زیبای شمس کوتاه میکنم:
معرفت در دل است، شهادت بر زبان است و خدمت بر اندام.
از دل، شناخت و شفقت بر خلق..
از زبان، ذکر و خوش زبانی بر خلق..
و از اندام پرستش و یاری دادن بر خلق..
اگر از دوزخ رستن خواهی خدمت کن،
اگر بهشت خواهی طاعت کن،
اگر شفاعت خواهی نیت کن،
و اگر مولا خواهی رو بدو آر که همان ساعت بیابی!
مجید در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
درود بر مهراب عزیز
اگر فرصتی بود در همین نوشتار در تایید صحبتت برای تک تک ابیات حدیثی از حضرات معصومین خواهم نوشت فعلا به این یک دانه گوهر اکتفا میکنم
3ـ «پیامبرگرامی اسلام صلیالله علیه و آله و سلم»:
لَوِإجتَمَعَ الناسُ عَلی حُبِّ عَلِیّ بنِ ابیطالبٍ لَما خَلَقَ اللهُ النارَ!
اگر تمام مردم در دوستی و محبت علی بن ابیطالب علیهالسلام یکدل بودند و وحدت کلمه داشتند خداوند آتش جهنم را هرگز نمیآفرید! (مقتلالحسین خوارزمی، ج 1، ص 38 ـ الفردوس، ج 3، ص 373)
زر در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱:
بیتهایی در مورد سرزنش توس از سوی کیخسرو از پدر گرامیم که شاهنامه را در سینه داشت شنیدهام که متاسفانه در شاهنامههای مکتوب آنها را نیافتم
نگفتم نرو سوی موسیان و عین جرم (چرم) که آنجا فرود است با مادرم
همی هدیه نو به نو دادمت به جنگ برادر فرستادمت
و این دو منطقه موسیان و عین جرم همچنان با همین نامها در شهر دهلران هستند.
رفیعی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۱:
اساتید و صاحب نظران لطفا در مورد معنی مصرع آخر راهنمایی کنند
مجید در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
سلام به همه
در پاسخ به دوست عزیز میلادی رومی و با تشکر از اقا رضا که فتح باب نمود این حدیث نورانی را با ذکر منبع تقدیم میکنم
نَّهُ رَأی یَوما جَماعَةً ، فَقالَ :مَن أنتُم؟ قالوا : نَحنُ قَومٌ مُتَوَکِّلونَ. فَقالَ : ما بَلَغَ بِکُم تَوَکُّلُکُم؟ قالوا : إذا وَجَدنا أکَلنا ، و إذا فَقَدنا صَبَرنا. فَقالَ علیه السلام : هکَذا یَفعَلُ الکِلابُ عِندَنا! فَقالوا : کَیفَ نَفعَلُ یا أمیرَ المُؤمِنینَ ؟ فَقالَ : کَما نَفعَلُهُ ؛ إذا فَقَدنا شَکَرنا ، و إذا وَجَدنا آثَرنا.
روزی امیر مؤمنان ، گروهی را دید . پرسید : «شما کیستید؟» . گفتند : ما جماعتی اهل توکّل هستیم . فرمود : «توکّلتان ، شما را به چه رسانیده است؟» . گفتند : هر گاه چیزی بیابیم ، می خوریم ، و اگر نیابیم ، صبر می کنیم. فرمود : «سگ های ما هم همین کار را می کنند!» . گفتند : پس چه کنیم ، ای امیر مؤمنان؟ فرمود : «کاری که ما می کنیم : هر گاه نداشته باشیم ، شکر می کنیم و هر گاه به دست آوریم ، ایثار می کنیم».
( مستدرک الوسائل : 7 / 217 / 8076 )
عارفی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
خطاب به دوستانی که غزلیات حافظ را جدای از دین و قرآن می دانند این بیت از شعر حافظ را یادآور می شوم:
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
علی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:
کل معنیش اشتباه بود واقعا متاسفم برای اونی که اینو ترجمه کرده
سلامان در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۹ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۰:
متوجه نشدم؟ عاشق پسری شده بوده؟ ممکنه توضیح بده یکی از دوستان.
مبین در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
سلام
خطاب به آقا محمد، دو تا نکته: 1.نشاب به معنی تیر ها هست و 2.معنی اون بیت هم این هست که امروز حال افراد غرق شده را دارم زمانی که به کنار (ساحل) افتادم اون موقع حکایت غرقاب رو بهت میگم
بختیار بختیاری "آگاه" در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
.
ضمن سپاس از لطف دوستان و درج نظرات شان.
دوستان گرامی که مطلع شعر حضرت شاه نعمت الله ولی را :
( ما خاک را به نظر کیمیا کنیم ) مرقوم داشته اند،
حداقل متوجه نا موزون بودن این مصراع شده، در مقام
یک محقق و صاحب نظر، اصل شعر را به صورت صحیح آن :
( ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم) ثبت نموده و سپس در مقام افاضه برآیندد .
با مهر : " آگاه" .
.
امین ش در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
میرزا رضا کرمانی هنگامی که ناصرالدین شاه را ترور کرد در هنگام دستگیری این شعر را بر زبان داشت و میخواند و در هنگام استنطاق برای بازجو بارها این شعر را خوانده و مورخین این را ثبت کرده و در برگه های بازجو هم مستند شده و در کل این شعر در هر دوره زمانی ما کاربرد دارد چه زمان سرودن چه مرگ ناصرالدین شاه و .... امید روزی که وقتی این شعر را میخوانیم بگوییم در این زمان کاربرد نداره و برای گذشته است ' به امید زنده است آدمی
عباس مشرف رضوی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷: