در حدِّ اشارات در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ:
سلام و درود به پیشگاه فرخنده دوستان فرهیختهام.
مخاطبین جدیِ هنر سره را از ناسره،پیرو را از پیشرو، هنر را از ابتذال مشخص میکنند، و سنجشگران باید در در پهنه دریافت مخاطبین والاگهر به سنجش پردازند.
اگر دریافت جمعیِ خاندان هنر این باشد که «الف» هنر است/نیست و «أ» هنرمند است/نیست، سنجشگران نمیتوانند با کمفروشی یا گرانفروشی لبهی سنجه را از ترازمندی و برابری به زیرآورند یا بالا برند و سخن خام و ناپخته را با اینور و آنور کردن، سخته و پخته معرفی نمایند. ولی میتوانند در پهنه دریافت جمعی دریافتکنندگان هنر به سنجش و خردهگیری بپردازند.
باری، شعر شهریار که هم در فارسی صورت بسته و هم در ترکی خوش نشسته، ناگزیر شعر فارسی و ترکی است. شهریار به ساحاتی از زبان میرود که روندهی کامیاب و کامکار ندارد. و این نه مخصوص شهریار که برخی بزرگان معاصر نیز چنیناند.
اما استفاده شهریار از سعدی و حافظ و نیز مولوی به وفور و فراوانی است، ولی او در اشعار موفقش شاگرد زبده است، نه بازیگر و مانشگر و پیرو. چنین بهرهوری و تحفهبری نه تنها بد نیست که بایسته و نیازین است. همانندیِ چکامه لسانالغیب به خواجو بیشتر از همگونی شعر شهریار به حافظ است؛ ولی این سخن حافظ را پایین میآورد، و نه خواجو را فراتر از حافظ.
با بالاترین سپاسها.
saboor raheel در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » شبزندهدار:
این شعر را خانم اقبال بانو خوانند معروف پاکستانی خوانده است و بسیار شیرین خوانده است.
علی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » مسمط:
ای مادر نامهربان هم سالخورده و هم جوان
هادی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:
یک بیت هشتم هم دارد که آن هم اینجا از قلم افتاده
گر طلبی ورنه نخواهد شدن
بهر کم و بیش نصیبت نصیب
منبع همان نسخه ابوالقاسم حالت
هادی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:
از لب مجنون بشنو راز عشق
حالت عاشق چه داند لبیب
..
این بیت بیت پنجم غزل است و درین جا از قلم افتاده ... منبع هم دیوان سلمان ساوجی به مقدمه و تصحیح ابوالقاسم حالت است. صفحه 374
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱:
که عشق زنده ام از بهر امتحان دارد---درست است
هادی بهار در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴۱:
سلام
سوال؟
هر کس هوس سخن فروشی داند / یا دارد
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸:
کم وبیش آن که بدو چشم ترحم دادی---بنظر درست میرسد
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
من ومیخانه ، خضر و راه ظلمات-----درست است
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:
هزار نشئه فزون دیده ام زهر چشمی----درست است
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵:
که وظیفه فروغی زخشک وتر دارد----با بقیه ابیات هماهنگ تر است
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:
ننگ عیشی نکشد آن که زخوناب جگر----درست است
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:
نظرات عزیزان بزرگمهر و کسری در مورد بیت پنجم کاملا درست است---اما اشکال اینست که پیامها توسط ربات تائید میشود و کسی در صدد تصحیح ابیات و اشعار نیست
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:
من و صراحی می بعد از این و نغمه نی----درست است
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:
که زیب عارضت از خط عنبر آگین داد---درست است
لیلا در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
خودتان میگویید اگر نظر و احساس خاصی دارید مطلب بنویسید یعنی خود شما جواز برداشت کاملا شخصی و انتشار آن در قسمت حاشیه را داده اید اما عده ای بیمار دل به نظرات شخصی افراد درباره ی این شعر احترام نمیگذارند و شما مدیران نظرات را پاک میکنید؟ هرچه گشتم نظر آقا ابوالفضل را درباره ی این شعر پیدا نکردم که نشان میدهد شما آنرا پاک کردید اما اشکالی ندارد ولی نا محرمان بدانند من مغازه دار هستم و قبل از اینکه بیام تو این سایت این شعر رو توی دفتر حساب خودم دیدم و حسم بهش کاملا عرفانی بود و برداشتم این بود که امام زمان مورد خطاب قرار گرفته شده پس کارم رو کنار گذاشتم و مشغول جستجوی مطلبی راجع به این شعر شدم و در این سایت فهمیدم شخصی به نام ابوالفضل با من هم نظر است اما متاسفانه شما مسئولین سایت نظر اورا پاک کردید و محرومیت را به من تحمیل کردید
حسین در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:
فرشید
دیگه عمرا در مورد وزن نظری نده! حتی اگه تو بقالی دیدی جای وزنهی یه منی یارو از سنگ دو کیلو استفاده کرد، بذار پای حساب وزننفهمی خودت و چیزی نگو! فقط هیچی نگو دیگه. بلکه بشه حضور اسمت رو تحمل کرد و ناسزا نگفت!
زیزیگولو در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۴:
جناب مزدک، "سر مست گفته باشد" کاملا درست است اگر دقت میکردی به ادامه بیت که میگه "من از این خبر ندارم"
التماس تفکر
بابک در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۲:
(منوچهر جمالی) « چپ رفتن » هم ، همان کج کوله رفتن است . در کردی معنای اصلی « چه پ » باقیمانده است .« چه پ » ، دارای معانی 1- کج وکوله 2- کف زدن 3- پول قمار 4- دسته گل و گیاه و 5- دور افتاده ... است . این خدا ، دسته گل و گیاه ، مجموعه همه جانها در یک خوشه است . « بغ = باغ = باغه» نیز همین معنی را دارد . و « چه پی » ، رقص گروهیست . دل که ریم من ( مینوی ریم، یا نی است . خرّم یا سیمرغ را سغدیها ، ریم ژدا میخواندند- آثارالباقیه ) باشد ، جایگاه این خداست، که در سوی چپ قرار دارد . و مرکز اندیشیدن را در اصل ، در کله و مغز نمیدانسته اند ، بلکه در دل ( سیمرغ= هما ) و در جگر ( بهمن) میدانسته اند . کسیکه از بُن وجودش میاندیشد ، چپ رو است . اینست که گوهر این خدا ، کج روی و پیچ زنی و چپ روی است ، نه رفتن در راه راست . گوهر این خدا ، با کجی ( کژپشت ، کچه ، پیچه ... ) کار داشته است . پیله ابریشم ،« کژ= قز=کج ) خوانده میشود ، چون پیله ابریشم ، همان « بهرامه یا سیمرغ » است، که خدای مهر است . پیله ،دور کرم ابریشم که بهرام باشد ، پیچیده است، و پیله ، همان مشیمه و یاوره و اتون یا بلک است . زهدان آسمان و کل آفرینش، که هلال ماه است ، کج است . جستجوی بینش نیز، در کجروی است . نیایشگاههای این خدا ، درایران ، هم « در ِمـهر » که همان « دیـر مـهر » باشد ، و هم « دیـرکجـین » خوانده میشده است . رد پای« دیرکجین » دربهمن نامه( ایرانشاه بن ابی الخیر) ، باقیمانده است . کج روی در غزلیات مولوی با مهره فرزین در شطرنج ، کار دارد . این « فرزین » یا « برزین » ، یکی ازچهره های این صنم است، که در فرصتی دیگر به بررسی آن پرداخته خواهد شد . کج و مژ رفتن ، ویژگی ، سرشار و لبریز بودن از خدا و یا از بینش حقیقت است . اینست که دیده میشود که « مست ، که خدا را نوشیده است ، که اشه یا شیره حقیقت را نوشیده است» ، کج رو است .
در حدِّ اشارات در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ: