گنجور

حاشیه‌های رحیم غلامی - صفحهٔ ۲

 

رحیم غلامی


رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۰:

حضرت عیسی علیه‏ السلام فرمود:
«لَمْ یَلِجْ مَلَکوتُ السَّماواتِ حَتّی یولِدُ مَرَّتَیْنِ

 

رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۹:

گر چت یک بار زاده اند، بیابی/ عالم دیگر اگر دوباره بزایی (حکیم ناصرخسرو)
حضرت عیسی علیه ‏السلام فرمود:
«لَمْ یَلِجْ مَلَکوتُ السَّماواتِ حَتّی یولِدُ مَرَّتَیْنِ

 

رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۳۳:

قصیدهٔ شمارهٔ 47

ناصرخسرو
ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید

نشنیده‌ای که زیر چناری کدو بنی
بر رست و بردوید برو بر به روز بیست؟
پرسید از آن چنار که «تو چند ساله‌ای؟»
گفتا «دویست باشد و اکنون زیادتی است»
خندید ازو کدو که «من از تو به بیست روز
بر تر شدم بگو تو که این کاهلی ز چیست»
او را چنار گفت که «امروز ای کدو
با تو مرا هنوز نه هنگام داوری است
فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان
آنگه شود پدید که از ما دو مرد کیست»

 

رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۳۳:

ناصرخسرو نکو گفته که سرسبزی سرو/از کدو ناید مگر در شدت گرما پدید

 

رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸:

به پیروی از عطار در دیوان قائمیات قصیده ای هست به مطلع:
زمانه را قلم عافیت ز جان برخاست
جهان نماند ز بس فتنه کز جهان برخاست

 

رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۳۴ - این قطعه را بر گور نظام الملک محمد نوشتند:

دیوان قائمیات
صفحۀ 290:
برخوانده ام این بیت که گفته ست سنائی المنة لله که به مقصود رسیدم

 

رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مقام اهل توحید:

به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که در منزل
بیابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا
دیوان قائمیات - ص 50

 

رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح اتسز:

دیوان قائمیات، صفحۀ 368:
حکیم زمانه بر این وزن گوید زهی خیل تو کوه و صحرا گرفته

 

رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳ - در پند و اندرز و مدح پیامبر بزرگوار:

با سلام در دیوان قائمیات چنین آمده است:
جواب آن سخن است اینکه گفت خاقانی عروس عافیت آنگه قبول کرد مرا
ساز بدر حبش پردۀ عراق و بگو نبات و نی شکر از طرف جویبار وفا (ص 34)

 

رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۲۲:

با سلام. حکیم سنایی فرموده است:
بمیر ای حکیم از چنین زندگانی
ازین زندگانی چو مردی بمانی

 

رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۳۶:

با سلام. حکیم نزاری بیتی از حکیم نزاری را تضمین کرده است.

 

رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۳۶:

با سلام. حکیم نزاری بیتی از حکیم سنایی را تضمین کرده است.

 

رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ حکیم نزاری » دستورنامه » بخش ۲۱ - ادب میزبانی:

با سلام در بیت پنجم کلمه او ما جکی را لطفاً به اوماجکی تغییر بدهید. آش اُماج: ماده اصلی این آش، آرد گندم است که ان را با کمی روغن «سرشته» و از سوراخهای غربالی ریز یا الک درشتی رد میکنند. به این دانه های آرد که از سوراخ های غربال یا الک رد میشود، «اماج» میگویند. این آش با مراسمی خاص همراه با دعا و نیایش پخته می شود.
پیوند به وبگاه بیرونی/

 

رحیم غلامی در ‫۲ سال قبل، یک شنبه ۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹:

سلام. از روضه برون آی رسول ثقلین

 

رحیم غلامی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » چهل و چهارم:

با سلام لطفاً در بیت اول، گز زهره به گر زهره تصحیح شود.

 

رحیم غلامی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۱:

باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد باز آرزوی جان ها از راه جان درآمد
باز از رضای رضوان درهای خلد وا شد هر روح تا به گردن در حوض کوثر آمد
باز آن شهی درآمد کو قبله شهانست باز آن مهی برآمد کز ماه برتر آمد
سرگشتگان سودا جمله سوار گشتند کان شاه یک سواره در قلب لشکر آمد
اجزای خاک تیره حیران شدند و خیره از لامکان شنیده خیزید محشر آمد
آمد ندای بی چون نی از درون نه بیرون نی چپ نی راست نی پس نی از برابر آمد
گویی که آن چه سویست آن سو که جست و جویست گویی کجا کنم رو آن سو که این سر آمد
آن سو که میوه ها را این پختگی رسیدست آن سو که سنگ ها را اوصاف گوهر آمد
آن سو که خشک ماهی شد پیش خضر زنده آن سو که دست موسی چون ماه انور آمد
این سوز در دل ما چون شمع روشن آمد وین حکم بر سر ما چون تاج مفخر آمد
دستور نیست جان را تا گوید این بیان را ور نی ز کفر رستی هر جا که کفر آمد
کافر به وقت سختی رو آورد بدان سو این سو چو درد بیند آن سوش باور آمد
با درد باش تا درد آن سوت ره نماید آن سو که بیند آن کس کز درد مضطر آمد
آن پادشاه اعظم در بسته بود محکم پوشید دلق آدم امروز بر در آمد

 

رحیم غلامی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴ - یوسف گم گشته:

ماه من، شاهد آفاقی و معشوق منی
شمع هر جمعی و سر حلقه ی هر انجمنی
من سر کوی تو یک جا وطنم گشت و تو خود
چون دل من همه جایی و پریشان وطنی
لب لعل تو که تشنه است به خون دل من
نمکیده است ز پُستان مُروت لَبنی
یوسف وقتی و از مصر عزیزان ترسم
نفرستند به کنعان حزین، پیرهنی
نگذرد شاهد ما بر شکرستان وفا
«شهریارا» همه گر طوطی شیرین سخنی
سلام چرا این شعر در گنجور نیست؟

 

رحیم غلامی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۳۲۳:

حسام الدین ابوالمظفر اسماعیل گیلکی از حاکمان اسماعیلی مذهب طبس بوده و بنا به نوشته مرحوم عباس اقبال در سیاستهای سلجوقیان دخالتهایی داشته است.

 

رحیم غلامی در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۹۲۶:

با سلام. عطار نیشابوری در منطق الطیر این بیت را دارد:
حاکم خود را به جان فرمان کنم
نیک و بد هرچ او بگوید آن کنم

 

رحیم غلامی در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۳:

به پیروی از این قصیده دیوان قائمیات سروده شده است به مطلع:
زمانه را قلم عافیت ز جان برخاست
جهان نماند ز بس فتنه کز جهان برخاست

 

[۱] [۲] [۳] [۴]