گنجور

حاشیه‌ها

محسن در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » غرق تمنای توام:

با راستی و دلیری شعر خود و ناله ها و نوحه های پوشالی را به تیغ انتقاد کشیده است .

محسن در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » رسوای دل:

تعبیر روشن جالب توجه است

محسن در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » طوفان حادثات:

اگر ردیف را با گویش مشهدی نِدِشته است بخوانیم وزن شعر صحیح تر به گوش می آید

محسن در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » آتش خاموش:

در زیبایی میان غزلهای زبان پارسی کم نظیر و شاید هم بی نظیر است

رهگذر در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۹:

سلام. خداقوت
صرفنظر از اینکه برخی این رباعی از آنِ خیام می دانند، شما در «گنجور» آن را به دو شاعر منتسب کرده اید. یکی «خواجه عبدالله انصاری» و دیگری «ابو سعید ابوالخیر».
حال سروده کدام است، والله اعلم!

محسن در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » حدیث جوانی:

این سیم را به نقد جوانی خریده ام
جناب ابراهیم به نظر می آید همین بیت ای سرو پای بسته از ارزش معنوی غزل کاسته است و شاعر بزرگ را بر آن داشته که سرمایه اشک را به نوعی برای نفس خویش خرج نماید

مهدی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:

سید علی حسنی
این شعر درباره خواب دیدن صحبت نمی کند. درباره خوابیدن است!

سمیرا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۰:

در بیت دوم صلای ماجرا آمده است. ماجرا اصطلاحی خانقاهی است که وقتی کدورتی بین مرید و مراد یا مریدان ایجاد می شده طی مراسمی به نام "ماجرا" این کدورت برطرف می شده است. به این ترتیب که ابتدا صلای ماجرا می‌گفتند و فقرا جمع می شدند و ... (شرح مثنوی شریف/657)

میر ذبیح الله تاتار در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

✍ شب اخیر که مریضی مولانای بلخ سخت شده بود خویشان و پیوستگان اضطراب عظیم داشتند و سلطان ولد فرزند مولانا هر دم بیتابانه به سر پدر می آمد و باز تحمل آن حالت ناکرده از اطاق بیرون میرفت و مولانای بزرگ این غزل آتشین را نظم فرمود و این آخرین غزل حضرت مولانا می باشد:
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خرابِ شب گرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
اهل قونیه از کوچک و بزرگ بر جنازه مولانا حاضر شدند وعیسویان و یهودیان نیز که صلح جوی و نیک خواهی وی را آزموده بودن به همدردی اهل اسلام شیون میکردند.
شیخ صدرالدین بر پیکر بیجان مولانا نماز خواند از شدت بیخودی و درد شهقه ی بیزد و از هوش برفت. جنازه مولانا را به حرمت تمام بر گرفتند در تربت مبارک مدفون ساختند و مدت چهل روز یاران و مردم قونیه تعزیت مولانا میداشتند و ناله و گریه میکردند و بر فوت آن سعادت آسمانی دریغ و حسرت میخوردند.
جنات نصیب شان باد!

هادی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷:

بیت دوم
آورده اند پشت بر این ...

سینا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۱ - کل‌ الصیدفی جوف‌الفرا:

یکی دیگر از اشتباهات در خوانش شعر در بیت بیست و سوم است:
"چند روح اندر یکی شاعر به میراث اوفتاد
فیلسوفی‌، پادشاهی‌، گُربِزی‌، کُندآوری"
تلفظ کلمه "گُربِز" به ضم گاف و کسر ب صحیح است ( و البته در بعضی موارد به ضم ب هم آمده است) اما در خوانش شعر به غلط با فتح گاف و فتح ب خوانده شده است. معنی این کلمه "زیرک و دانا" است که بار مثبت دارد اما در بعضی متون قدیم به معنای "حیله گر" و "طرار" هم آمده است که بار منفی دارد. در اینجا معنی اول درست است که با کلمه "کُند‌آور" که به معنای "حکیم" و "دلاور" با بار مثبت است همخوانی دارد.

سینا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۱ - کل‌ الصیدفی جوف‌الفرا:

یکی دیگر از اشتباهات در خوانش شعر، در بیت شانزدهم، بدین قرار است:
"شاعری را شعر سهل و شاعری را شعر صعب
شاعری را شعر سخته شاعری را سرسری"
هر چهار حرف "ی" در چهار کلمه "شاعری" در این بیت "ی" نکره هستند و باید بدان صورت خوانده شوند که معنای "یک شاعر" را بدهند. در خوانش شعر این کلمات به صورت اسم مصدر به معنی "شاعر بودن" خوانده شده اند.
مقصودِ مرحومِ ملک از این بیت و دو بیت بعدی که به نحوی موقوف المعانی هستند این است که هر شاعری سبکی در شعر دارد ولی بهترینِ انواعِ شعر در کتاب سترگ شاهنامه آمده است.

سینا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۱ - کل‌ الصیدفی جوف‌الفرا:

بیت سی و پنجم مصراع اول بدین صورت صحیح است:
"هر کسی مشهور شد این قوم بدخواهِ وِیَند"
که به غلط نوشته شده "بدخواه وبند"، و همچنین در خوانش شعر به غلط خوانده شده "بد خواه و بَدَند".

یاسر رییسوند(پاییز) در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:

سلام به دوستان گنجوری
نکته ای به ذهنم رسید و بهتر است در پای
این تمثیل بزرگوار مولانا بنویسد...
ببینید تمثیل کلا همان استعاره است
و ارتباط میان مشبه به خصوصا در زبانشناسی شناختی
یک ارتباط دو سویه در یک محدوده است .رابطه ی انتزاعی
در تمثیل کمترین حد را دارد چون وقایع را ملموس بیان می کند.
تمثیل انسانی و حیوانی داریم.سعدی مثلا از نوع
تمثیل کنایه ای استفاده کرده است در گلستان,یکی
هم بمانند مولانا که زیاد دور هم نیست جورج ارول
در مزرعه حیوانات از نوع تمثیل حیوانی بهره برده است.
یا کلیله و دمنه و حتی طنز های کنایه ای عبید زاکانی.
این ایراد بر مولانا وارد نیست واقعا که چرا ملموس
از واژگانی بهره برده است که همین اکنون نیز کاربرد
استعاری دارند.بواقع از نظر بلاغیون وجه افتراق استعاره
با مجاز در علاقه شباهت است و در اینجا ارجاعات برون متنی
بر می گردد به وقایع ملموس.
ایراد اصلی بر مولانا در رویکرد و نظرگاهش به پیرامون
بوده است همعصر با حمله مغول که شاعران درونگرا شثند
به دلایل متعددی, در شرح حال وضع نابسامان مردمان
همسفره اش در شعر قدمی بر نداشته است .سعدی در گلستان
یا نامه های خود به حاکمان کم و بیش در حد توان یک
شاعر یا رو زده است یا نصیحت کرده است که مردم اش
در رنج اند و شماها رعایت کنید.ملاک هم این نیست که
سخن سعدی اثری داشته است یا نداشته است بلکه مهم
نگاه جامعه گرای سعدی ست با اینکه شاعری عاشق پیشه
است .شاعران زیادی داریم که فقط سر در خرقه فرو نبردند
از قرن چهارم پنجم به بعد که تحولات اجتماعی گسترده ای
در ایران اتفاق افتاده است.هیچوقت شاعر از جامعه جدا نمی شود مگر به قیاس همین اثر مولانا ,یابو بر اش بدارد و گریبان
خدا را بگیرد اما از بندگان خدا غافل شود.چکیده:همین اثر
از مولانا خودش را زیر سوال میبرد از ان حنبه ها نه کاربرد تمثیل موجود در شعر.پاییز

بهروز صفاییان حقیقی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹:

توانگر دل دردیش خود بدست اور این مصرع بسیار زیبا را میتوان دو گونه خواند اول انکه پس از خود اندکی درنگ نماییم که در اینصورت لسان الغیب به توانگر غنی کردن و خودسازی درونی را توصیه میکند بدین معنی که تو با این همه ثروت ظاهری از درون فقیر وعاری ازمعنویت هستی ودیگر در خوانش دیگر بدون درنگ پس از کلمه خود حضرت حافظ به دستگیری فقرا توسط خود توانگر اشارت دارد که حشمت وثروت را بی دوام وبقا میبیند از حضرت حافظ از این دست ابیات با دو خوانش منفاوت بسیار داریم که این باعث جذب حداکثری مخاطب برای این شاعر بگانه میباشد

مهدی ت در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - پند و موعظه:

به گمانم حضرت اجل این شعر را در ترجمان آیه شریفه
إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا ﴿3﴾. ما راه را به او نشان دادیم خواه شاکر باشد و پذیرا گردد یا ناسپاس
سوره مبارکه انسان، سروده باشند.

Parisa در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۵ - رهانیدن مجنون آهوان را:

با سلام و تشکر.من شنبه باید از رو این شعر بخونم.میشه اگر زحمتی نیست فایل صوتی هم بزارین چون خوندش خیلی واسم سخته و اشتباه میخونم.ممنون

فرید شهابی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴ - انتظار:

با درود
شعر زنده یاد استاد شهریار در گلهای تازه شماره 20، با صدای عندلیب نغمه پرداز زنده یاد استاد محمودی خوانساری بسار شنیدنی است. روح استاد شهریاد، استاد خوانساری و استاد ملک شاد باشه

عباس بایندر در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند
یعنی هرکسی بخواهد همچو منصور اسرار الهی رو فاش کنه به دار آویخته خواهد شد
آن یار کزو گشت سر دار بلند
عیبش آن بود که اسرار هویدا میکرد
مراد خداوند هس از خلقت انسان وآوردن انسان به زمین واسرار الهی که با دوستانش که اولیا الله نامیده میشوند به اشتراک میذاره هرکس فاش کرد
دشمن براش پیدا وبه دار نادانان آویخته خواهد شدچون انسان خام هست وتحمل اسرار الهی رو ندارد
وهرکس مرا دوست بدارد اورا دوست خواهم داشت وهرکس مرا دوست بدارد عاشق من خواهد شد وهرکس عاشق من شود منم عاشق او خواهم شد وهرکس من عاشق اوشوم اورا به قتل گاه بکشانم کشته شود ومن دیه او را خواهم داد حدیث قدسسی

علی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۹ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۴:

توی گنجور رومیزی نوشته مصرع اول بیت دوم نوشته که: " اینجا به می لعل، بهشتی می‌ساز"

۱
۱۹۷۳
۱۹۷۴
۱۹۷۵
۱۹۷۶
۱۹۷۷
۵۷۳۱