گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

امشب از چشم و مغز خواب گریخت

دید دل را چنین خراب گریخت

خواب دل را خراب دید و یباب

بی نمک بود از این کباب گریخت

خواب مسکین به زیر پنجه عشق

زخم‌ها خورد وز اضطراب گریخت

عشق همچون نهنگ لب بگشاد

خواب چون ماهی اندر آب گریخت

خواب چون دید خصم بی‌زنهار

مول مولی بزد شتاب گریخت

ماه ما شب برآمد و این خواب

همچو سایه ز آفتاب گریخت

خواب چون دید دولت بیدار

همچو گنجشک از عقاب گریخت

شکرلله همای بازآمد

چونک باز آمد این غراب گریخت

عشق از خواب یک سؤالی کرد

چون فروماند از جواب گریخت

خواب می‌بست شش جهت را در

چون خدا کرد فتح باب گریخت

شمس تبریز از خیالت خواب

چون خطاییست کز صواب گریخت

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید علی حسنی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۶ نوشته:

مولانا خواب را بعنوان منبع موثق برای تصمیم گیری قبول ندارد، شب و روز براساس گردش زمین دور خودش به وجود می آیند، و شب تقدس و ارجحیت بالاتری نسبت به روز ندارد، علاوه بر این در خواب مغز در حالت استراحت است، پس توانایی مغز در خواب از بیداری بیشتر نیست، به همین دلیل مولانا می فرماید، کسی که عاشق است، یا در لحظه زندگی می کند، نمی تواند منتظر وقوع اتفاقات در آینده بر اساس خواب بماند، و آینده را ببندد و مسدود کند،
خواب دیدن و بر اساس خواب تصمیم گرفت در مذهب عاشقی معنی ندارد،

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۱ نوشته:

از غزل های آتشین و زیبا و شبانه، در عشق ویژه جلال دین که بر بنیاد دوستی دو انسان استوار است که شکارچی معنا ها هستند، شب نقش ویژه ای دارد، چون شب فرصت همنشینی را بدون حضور دیگران فراهم میسازد.
بطور معمول انسان در برابر خواب نمی تواند پایداری کند ولی براستی وقتی ضیافتی و موقعیتی ویژه و کمیاب پدید می آید گویی خواب چون سایه ای ناپدید میشود و چون ماهی کوچکی در دریا گم میشود و یا چون گنجشکی از پیش عقاب می گریزد
این غزل تنها برای همین منظور سروده شده است زیرا این شب زنده داری ها از با ارزش ترین های زندگی جلال دین بوده است و همه بیت ها تنها به این موضوع اختصاص دارد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهدی در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۳ نوشته:

سید علی حسنی
این شعر درباره خواب دیدن صحبت نمی کند. درباره خوابیدن است!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.