گنجور

حاشیه‌ها

مژده ظهرابی دهدزی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۴ - زاری کردن فرهاد از عشق شیرین:

ز معروفان این دام زبون‌گیر بر ...

اینجا دام زبون گیر چه مفهومی داره؟ و به طور کلی معنی بیت 39 چیست؟

مهدی فصیحی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » مطالع » شمارهٔ ۱۹۹:

وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن  هست

 

ابوتراب. عبودی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:

باسلام وعرض ادب محضر استادان فرهیخته وگرامی،، تضمین غزل ِ ز دودیده خون فشانم، تقدیم به محضر شما  فرهیختگان بزرگوار.

 

به من ِ حقیر ِ مسکین، چه شود ، نظر نمایی؟

نـــروم طـریق ِ دیگــــر ، تو دلیل و رهنمایی

به گمانم ای مــَــــه من ، نرسد فغان به جایی

( ز دو دیده خون فشانم، زغمت شبِ جدایی

 

چه کنم که هست اینها ، گُلِ بـاغ ِ آشنایـــی

 

بـه امیـد ِ آنکه روزی بــرسم بــه لا مکانت

به صفای روی نیکان ، به شُـکوه خسروانت

بـه وفـای عهـد ِ خوبان، بـه مکان جاودانت

(همه شب نهاده ام سر،چو سگان برآستانت

 

کـه رقیب در نیایـد بـه بهانه ی گدایــی ))

 

لب ِ  لعل  و  زلف یـارم ، گــره از دلم گشایـد

خط و خال و خنده ی او ،به دلم شرَر فزاید

ز کمانِ ابــــروی ِ وی ، غم و غصـه می زداید

(مـُـژه ها وُ چشم ِ یارم، به نظر چنان نماید

 

که میان ِ سنبلستان  چَرد آهوی ختایی))

 

دل ِ بی قرار ِ محزون شب و روز در گداز است

غم ِ دل درون ِ سینه ، چـو سوار ِ یکّه تاز است

شب و روز دستِ حاجت،به سوی خدا دراز است

(در ِ گُل ستان ِ چشمم  زچه رو همیشه باز است؟

 

به امید ِ آنکه شاید تو به چشم ِ من در آیـی ))

 

شده کار ِ من مـداوم غم ِ هجر ِ یار خوردن

ز غم ِ فراق و هجران شده دل بسان ِ گلخن

چه خوش است مهر ِ دلبر به دل ِ غمین سپردن

( سر ِ برگِ گل نـدارم ز چـه رو روَم بـه گلشن

 

که شنیده ام ز گلها همه بوی بی وفایی))

 

ز غم ِ فـراق و هجـران دل ِ بی قـرار غمگین

به صفای نیک مـردان ، سحری بیا و بنشین

که شکایتی ندارم،نه ز تـو، نـه دیـن و آیین

(به کدام مذهب است این،به کدام ملت است این

 

که کـُشند عاشقی را ، که تو عاشقم چرایی))

 

ز شراب ِ لایـزالــی  قـدحی می ام ندادند

بـه مکان ِ خسـروانـی ، ره رفتنم نـدادنـد

ز گل ِ بهـار ِ بُستان  گل ِ نـرگسم نــدادنــد

(به طوافِ کعبه رفتم  به حـرَم رهَم ندادند

 

که برون ِ در چه کردی که درون ِ خانه آیی؟))

 

بـه مساجــدِ عبـادت همـه در نیاز دیـدم

چو به خانقه رسیدم همه حُـقّه باز دیدم

به طوافِ کعبه ی دل همه در گـُـداز دیدم

(بـه قمار خانـه رفتـم همـه پاکـباز دیـدم

 

چو به صومعه رسیدم همه زاهد ِ ریایی))

 

به دلم نـوید دادم ،چو هلال ِ مَه بـرآمد

غم دل فرونشانـدم چو مُحاق آخــر آمد

ز صبا شنو (عبودی) که شمیم ِ دلبر آمد

(در ِ دیر می زدم من،که ز در نـدا بـرآمد

 

که: در آ ، در آ (عراقی)که تو خاص از آنِ مایی))

 

با احترام،چاپ دوم دیوان ابوتراب عبودی

 

جعفر عسکری در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۲۹:

اندر شکستن و افتادن دندان معشوق:

 

گر شد گهری ز لعلِ نوشینت، کم

یک ذرّه نشد ز حسن و تمکینت کم

صد ماه ز اطرافِ رخت می‌تابد 

گو باش ستاره‌ای ز پروینت، کم

رسول کوهساری در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۲۰ در پاسخ به پیمان دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:

دقیقاهمین شعری ک شما فرمودین درسته.

فریستا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:

اَبَر دَه و دو هَفت شُد ...

منظور از داد و دو ، دوازده صورت فلکی است که به ترتیب ذکر می کنم، بره، گاو، دو پیکر، خرچنگ، شیر، خوشه، ترازو، عقرب، کمان، بزغاله، آب ریز و ماهی و منظور از 7 تا، هفت ستاره ماه، ناهید، خورشید، بهرام، مریخ، مشتری و زحل هستند.

برگرفته از کانالِ تلگرامیِ shuhnumeh1

 

فریستا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:

پَدید آمد این گُنبدِ تیز رو ...

راز های آفرینش، بسیار گران بها هستند، زیرا مهتر و کهتر را در آسمان نشان می دهند. ابتدا یک گنبد چرخان وجود دارد( برای درک بهر این موضوع باید بدانیم که خورشید و سایر ستاره ها در آسمان به دورِ زمین می چرخند و این را می توانید با رصدِ این ستاره ها در طیِ ساعت های شب و در روزهای متوالی رویت کنید(و اینست معنیِ خرد، تا که چیزی را خود ندیدید باور نکنید و فریب نخورید، فریب ناسا در این مورد از همه آشکار تر است.))

همه ی ستاره ها به دورِ زمین و حولِ ستاره یِ پردیس می چرخند، ستاره پردیس را پرگارِ آسمان بدانید.از بین این ستاره ها 12 صورت ِ فلکی به گنبد وصل هستند و چسبیده به آن ولی 7 سیاره جدا و هر کردام در مدارهای جداگانه در حالِ چرخشند. (7 سیاره یا 7 ستاره ی کدخدا، ماه، خورشید، ناهید، تیر(عطارد)، بهرام، مشتری و زحل)

این دوازده صورتِ فلکی مهتر هستند بر 7 تا ستاره. 

تمامیِ این دوازده بخشِ آسمان و 7 ستاره بزرگ هر کدام می بایست در جایگاهِ خویش بنشینند تا آفرینش گوهر پنجم روی دهد.

برگرفته از کانالِ تلگرامیِ shuhnumeh1

سفید در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹:

 

شب‌ها گذرد که دیده نتوانم بست...

 

فریستا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:

گُهرها یِک اَندر دِگَر ساخته ...

در خصوصِ این جفت سروده باید گفت که راهِ آفرینش و رشد و گردن برافراختگی، در درست قرار گرفتنِ هر گوهرِ در جایگاهِ خویش است. 

برگرفته از کانالِ تلگرامیِ shuhnumeh1

سفید در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:

 

پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست...

 

فریستا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:

و زان پَس زِ آرام سَردی نُمود ...

به شرحِ بیتِ قبل مراجعه شود.

برگرفته از کانالِ تلگرامیِ shuhnumeh1

فریستا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:

نخُستین که آتش به جُنبش دَمید ...

ابتدا آتش با جنبش و دمیدن بر پا می شود و پس از آن خاک پدیدار می شود و آنگاه وقتی این خاک به آرامی سرد شدهمراه با سرد شدن تری و نمی به آن افزوده می شود. در شاهنامه بگردید ببینید در کجا شباهت هایی این چنینی میبینید، هر کجا شباهتی یافتید، بدانید رازی از رزاهای این کیمیا است.

برگرفته از کانالِ تلگرامیِ shuhnumeh1

فریستا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:

یکی آتشی بَر شُده تابناک ...

منظور از آتشِ بر شده، آتش با حرارت بالاست که در میانش آب و باد تشکیل شده بر روی خاک.

برگرفته از کانالِ تلگرامیِ shuhnumeh1

فریستا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:

سَرِ مایهٔ گوهران این چهار ...

منظور از چهار گوهر(آب، باد، خاک و آتش) هست و در شاهنامه می خوانیم چون خداوند توانا و دادگر بود، هنرِآفرینش را از بنده پنهان نکرد و بنده را توانا بر آفریدن نمود.

برگرفته از کانالِ تلگرامیِ shuhnumeh1

فریستا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:

که یَزدان زِ ناچیز چیز آفرید ...

به عقیده من فردوسی کل آفرینش را، آفرینش جانِ کوچک( آذرخش) و جانِ بزرگ، جانِ آدمی می داند و هر چیزی که بی جان باشد را ناچیز می شمارد. یزدان ز ناچیز، چیز آفرید یعنی از چهار گوهرِ بی جانِ آب، باد، آتش و خاک، جان را خلق نمود و بدان وسیله توانایی و جنب و جوش آفریده شد. 

برگرفته از کانالِ تلگرامیِ shuhnumeh1

فریستا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

چو دیدار یابی به شاخِ سَخُن ...

و اگر به شاخِ دانش برسی، خواهی دید که این دانشِ ناب، آنچنان بینهایت و فراوان هست که نخواهی توانست به ریشه آن برسی. (اشاره به اینکه تمامیِ دانش ها و اسرار نزد/ی خداست)

برگرفته از کانالِ تلگرامیِ shuhnumeh1

فریستا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

زِ هَر دانشی چون سخن بِشنَوی ...

اگر به دنبالِ دانشِ ناب باشی و آن را بیابی، چنان لذتی را تجربه خواهی کرد زمانی را نخواهی توانست به استراحت( غنودن) و یا تفریح اختصاص دهی و تمامِ زمانت برای یادگیری خواهد بود.

فریستا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

به گفتارِ دانندگان راه جُوی ...

فردوسی می گوید: از طریقِ سخنانِ افرادِ دانا ره جو باش و راه جویی کن و در دنیا بگرد و به همه از این دانشی که داری بگو (منظور داد و دهش).

فریدونِ فرخ، فرشته نبود 

ز مشک و ز عنبر، سرشته نبود 

به داد و دِهِش یافت او نیکویی

تو داد و دهش کن، فریدون تویی

برگرفته از کانالِ تلگرامیِ shuhnumeh1

فریستا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

تویی کردهٔ کِردگارِ جهان ببینی هَمی آشکار وُ نَهان

بپرس ای تو که نتیجه یِ خلق و آفرینشِ خدا هستی، بپرس تا از آشکار و نهان با دیدنِ چشمِ خودت آگاه شوی.

برگرفته از کانالِ تلگرامیِ shuhnumeh1

فریستا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

حَکیما چو کَس نیست گُفتن چه ...

فردوسی به افرادِ دانا می گوید وقتی کسی نیست که این سخنان را بشنود، سخن کفتن در این مورد بی فایده است، و از مردمِ دانا می خواهد تا در نحوه یِ آفرینش سوال بپرسند.

برگرفته از کانالِ تلگرامیِ shuhnumeh1

۱
۱۲۱۸
۱۲۱۹
۱۲۲۰
۱۲۲۱
۱۲۲۲
۵۷۲۹