گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۹

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار

نکته‌ای روح فزا از دهن دوست بگو

نامه‌ای خوش خبر از عالم اسرار بیار

تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام

شمه‌ای از نفحات نفس یار بیار

به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز

بی غباری که پدید آید از اغیار بیار

گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب

بهر آسایش این دیده خونبار بیار

خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست

خبری از بر آن دلبر عیار بیار

شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن

به اسیران قفس مژده گلزار بیار

کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست

عشوه‌ای زان لب شیرین شکربار بیار

روزگاریست که دل چهره مقصود ندید

ساقیا آن قدح آینه کردار بیار

دلق حافظ به چه ارزد به می‌اش رنگین کن

وان گهش مست و خراب از سر بازار بیار

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » پیام نسیم » ساز و آواز (درآمد ابوعطا، حجاز، فرود به ابوعطا)

احمد شاملو » غزلیات حافظ » ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

حسین علیزاده » چهارگاه و بیات ترک » تصنیف افشاری (بیات ترک)

وحید تاج » سرِ سماع » مژده ی دلدار

سالار عقیلی » مایه ی ناز 2 » ساز و آواز چهارگاه(مقدمه،چهار مضراب،درآمد،زابل،فرود)

سهیل نفیسی » طرح نو » ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » اسیران قفس – اجرای خصوصی کسایی، شجریان و مشکاتیان

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » مرغ همایون – اجرای خصوصی شجریان، موسوی و شریف

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید سلامات نوشته:

در برخی از ویرایشها بعد از بیت “گردی از رهگذر دوست…”
این بیت آمده : “دل دیوانه به زنجیر نمی آید باز / حلقه ای از خم آن طره طرار بیار”

👆☹

مسعود نوشته:

وزن عروض این غزل اشتباه است.
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان

👆☹

علی عباسی نوشته:

محتوای شعر برحول امید رهایی است در دل اسارت در قفس جهان، و بوی شادی در ژرفنای اندوه،واستشمام رایحه ای از عوالم اسرار.شاعر در عین حال اشاره میکند که امید او نه چون خوش خیالی خامان است.

باآنکه درشعر بنمایه هایی از حواس مختلف میتوان دید،اما غلبه محسوس با بنمایه های شمّی است مثل نکهت،معطر،نسیم(=بو) مشام،شمّه،نفحات،چمن،گلزار و…که تناسب کامل با محتوای مذکور دارند،همراه با نفَس یا دم،که در ارتباط با شمّ است.مجموعه ای از اینها به ایجاد فضایی آرزوپرور،دل انگیز و قدسی مدد میرساند،و محتوی را آشکارا از اموری مادی و محسوس تمایز میدهد.
امور و عناصر دیگر هم در القای محتوی دارای نقش اند،مثلا آهنگ کلمات، به ویژه کثرت هجای کشیده و بالاروندۀ “”آ”" ،که خود به تقویت دوهجای “”آ”" در قافیه و ردیف کمک میکند،و جملگی اینها تاثیری چشمگیر بر بیان مژده،آرزو و روح طلبِ موجود در شعر میگذارد.
ویژگی برجستۀ دیگر،موسیقی کاملاً هماهنگ قافیه و ردیف است.ردیفِ امری در الحاق به قافیۀ مجانسی که جان کلام درآن نیز”"آر”" ar است دوبانگ پیاپی را به صورت ((بیار،بیار)) پدید می آورد،و همین تاثیری تعیین کننده بر روح انگیزش و خواهشی میگذارد که درشعر موج میزند.به عبارت دیگر ،این دوهجای پایانی،تمام معانی کلمات را همراه با همان هجاهای فراوان “”آ”" یکجا جمع میکند و به صورت دوبانگ پیاپی به بالا میفرستد. آری،عمده تاثیر شعر در عناصر شکلیِ یاد شده است.
/
شرح شوق–دکترر سعید حمیدیان–نشرقطره–چاپ اول–جلد چهارم–صفحه ۲۷۷۲ و ۲۷۷۳

👆☹

شبرو نوشته:

در تأیید فرمایش آقای عباسی که درباره دو بانگ پیاپی “آر” در پایان ابیات گفته بودند، خوب است مقایسه ای داشته باشیم بین این غزل و غزل قبلی با مطلع “ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر”.
هر دو غزل مطلب یکسانی بازگو می کنند و به احتمال زیاد غزل حاضر صورت تکمیل شده غزل قبل است و شاید خود حافظ ضعف های غزل قبل را دریافته و نهایتا غزل را به این صورت طبع فرموده است.
اول: همان دو بانگ پیاپی “آر” (یار بیار) که در این غزل بسیار زیباتر و تأثیرگذارتر از ترکیب “به من آر” غزل قبل دیده می شود و در تمام ابیات وجود دارد.
دوم: مصرع دوم بیت اول در هر دو غزل را مقایسه کنید. اولی می گوید: “زار و بیمار غمم راحت جانی به من آر” و دومی: “ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار”. در اولی کلمات زار و بیمار مترادف اند و عطف آنها به یکدیگر برای پرکردن وزن بوده است و بی هر کدام از آنها خللی در معنی نیست. مصرع اول بیت چهارم (در غریبی و فراق و غم دل پیر شدم) نیز همین گونه است. برخلاف آن در مصرع دوم غزل دوم از بردن اندوه که یک مطلب است و بعد از آن آوردن مژده دلدار که مطلبی دیگر، در قالب یک مصراع کوچک صحبت شده و قاعده “معنی بسیار در لفظ اندک” بیشتر رعایت شده است.
سوم: مصرع دوم بیت سوم غزل قبل با “ز ابرو” شروع می شود و شکستی که در تلفظ آن به صورت “زبرو” وجود دارد دور از لطف می نماید.
چهارم: غزل قبل پایان خوبی ندارد و از روی ناچاری و بدون قرینه معنایی مناسب، مطلع غزل تکرار شده است.
می توان گفت بهترین بیت غزل قبل همانا بیت ماقبل آخر است: ساقیا عشرت امروز…
اینها همه هوشمندی و لطافت طبع و نبوغ حافظ را می رساند که این غزل را به جای غزل قبل پدید آورده است.

👆☹

بابک احمدی نوشته:

اگراین غزل راباصدای استادشجریان گوش کنیدبه این مطلب که درک کلام وارائه آوای متناسب باآن کارهرکسی نیست.
بخصوص نحوه خوانش
شکرآن راکه تودرعشرتی ای مرغ چمن
به اسیران قفس مژده دیداربیار
حتما برای بزرگان خوانندگی هم درس آموزست

👆☹

رضا ساقی نوشته:

ای صبا نکهتی ازخاک ره یاربیار
ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
حال وهوای این غزل با غزل “ای صبا نکهتی ازکوی فلانی به من آر” تقریباً یکی ودریک راستا طبقه بندی می شود. شاعرعاشق پیشه ی ما در فراق یار اندوهباراست وازباد صبا مدد می خواهد تاباخود شمیم روحپرور خاک راه یاررابرای این عاشق دلخسته بیاورد وازسلامتی یاخبرآمدن یار،خبرهای خوشی بازگوکند.
امّاچنانکه ازحافظ سراغ داریم همیشه حقیقت ماجرا اینگونه نبوده که حافظ واقعاً چنان عاشق کسانی مثل شاه شجاع وشاه یحیی شده باشد که ازبیتابی وبیقراری دست به دامان بادصباشده باشد!.
بسیاردیده شده که چگونه حافظ بااطرافیان خود به ویژه شاه شجاع وغیره باادبیّات ِعاشقانه-عارفانه وباسوز وگداز واندوهبارسخن می گوید درحالی که چه بسا بدان شدّت که درغزل، بصورت مجازی شاعردرسوز وگداز است درحالت حقیقی ودر خلوت خود درسوزو گدازنبوده باشد.
درست است که اغلب غزلهای عاشقانه ازجمله همین غزل تحت تاثیررابطه ی عاطفی ِپرفراز وفرودِ حافظ وشاه شجاع سروده شده است لیکن باید درنظرداشت که شرح اشتیاقِ درونی وخَلق کردنِ مضامین لطیف وارایه ی یک الگوی عاشقانه ی بدیع ونو، برای حافظ بسیار مهمتروباارزش ترازخودِ این پادشاهانِ هرچند خوش صورت وخوش سیرت بود.
حافظ سرشارازعشق وهیجان عاشقی بود وبه لطف طبع روان وموسیقیایی که داشت درپی مضرابی بود که برتارهای دل بزند تاآهنگ عاشقی نواخته گردد.شاه شجاع یاغیره به عنوان مضرابیست که تارهای طبع حافظ رابه ارتعاش درآورد وغزلهای سوزناک وآهنگین خَلق گردد. مخاطبان اینچنینی ارزشی بیشترازاین(مضراب) درنظرگاه حافظ ندارند هدف اصلی دراین میان، به تصویرکشیده شدن احساسات درونیِ شاعر بربوم غزل وخَلق اثری ماندگار است .
حافظ بامهارت خاصی که داردقادراست درشرح و بیان شوقِ دیدار،بامبالغه وغلوّ وخَلق مضامین بکرعاشقانه، حتّاروابط عادی وروزمرّه ی خودبا هر کسی را، طوری دربسترغزل عاشقانه پرورش داده وبه تصویربکشدکه برای همگان درهمه ی دوره ها، فارغ ازاینکه مخاطب چه کسی بوده، حسی عاطفی، شورانگیزوبه یادماندنی تولیدکند…

حال دراین میان برای حافظِ شیدا،چه دستمایه ای بهترازرابطه ی عاطفی با شاه شجاع که اتفاقاً می گویند سیمای جذّاب و دلستاننده ای داشته وهمچون یوسف بسیاری اززنان رانیزبه خودمشغول کرده بود تاآنجاکه داستانهایی دراین موردشکل گرفته است.
لیکن چنانکه گفته شد بنظرنمی رسد که حافظ درعالم حقیقی نیز به همین اندازه که درغزل بیتابی میکند برای این شاه خوش قد وبالا بیتابی کرده باشد. برای مانیزآنچه که اهمیّت دارد جاودی زبان وشیوه ی بیان واندیشه های حافظانه هست که درمتن غزل جاری شده وشنونده وخواننده را محظوظ ومسرورمی کند.
باد صبا: بادی که درادبیات عاشقانه ی مابعنوان پیک وپیام رسان عاشق ومعشوق است. دست عاشق که ازهمه چیزکوتاه می شود واز معشوق خویش جدا می افتد دست به دامن بادصبا می شود تاشایدباگرفتن بوی یار، دلِ بیقرارخودرااندکی آرام سازد.
نـَکهت:(نَ یا نُ) بووشمیم روح پرور، عطرنفس یار
معنی بیت: ای نسیم صبا،شمیمی جانبخش ازخاک راهِ یاربیار. خبر خوشی ازسلامتی یا آمدن دلبربیارو تا با آن خبرخوش وروح افزا، اندوه وغم فراق که بردل سنگینی می کند زدوده شود.
ای صبا نکهتی ازکوی فلانی به من آر
زاروبیمارغمم راحت جانی به من آر
نکته‌ای روح فزا از دهن دوست بگو
نامه‌ای خوش خبرازعالم اسرار بیار
“عالم اسرار” برای عارفان همان بارگاه ملکوتی معبود(عالم غیب) وبرای عاشقی مثل حافظ،همان محضرمعشوق وخلوتگاهِ محبوبی مثل شاه شجاع است که احتمالاً پشت مرزهای شیرازدرانتظارفرصتی برای حمله به شیرازوبازگشت به مسندقدرت بسرمی برد.
معنی بیت: ای صبا بیا ونکته ای روح انگیز اززبان دوست بازگو ونامه ی مسرّت بخشی (درموردسلامتی یا بازگشت به وطن) ازمحضرمبارک دوست بیاور.
بااین فقیرنامه ی آن مُحتشم بخوان
بااین گدا حکایت آن پادشابگو
تامعطّرکنم از لطفِ نسیم تومشام
شمّه‌ای از نفحات نفس یار بیار
همچنان روی سخن بابادصباست.
مشام: دماغ
شمّه : اندک وبه میزان کم.
نفحات: جمع نفحه ،شمیم،عطر و بوی خوش
معنی بیت: ای بادصبا بیا ونامه ی آن محتشم بخوان تابه لطفِ نسیم توکه آغشته به عطروبوی نفس دوست هست بتوانم دماغ خودرامعطّرسازم.
بوی خوش توهرکه زبادصباشنید
ازیارآشنا سخن آشنا شنید
به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز
بی غباری که پدید آید از اغیار بیار
به وفای تو : به وفاداری توسوگند . حافظ دراینجا وفاداری بادصبا رابه اویادآورمی شود تابیشتر رازداراین ماجراباشد وبیگانگان باخبرنشوند.
“غبار” دراینجاایهام دارد.۱- گردوغبار ۲- کنایه ازشیطنت ،حسادت وکینه توزی دیگران که به غبارتشبیه شده است.
اغیار: بیگانگان ودشمنانِ این دوستی
“بی غباری که پدیدآیدازاغیار” به واسطه ی ایهام درمعنی غبار، دومعنا دارد:۱- بدون گرد وغباری که اززیرپای اغیارپدید می آید یعنی ای صبا وقتی خاک راه دوست برمی داری مراقب باش خالص باشد وغبارخاک راه اغیاردرآن نباشد. ۲- ای صبا مراقب باش وخاک ره دوست رابی سروصدا بیاور بطوریکه باآورون آن، حسد وکینه ی بیگانگان رابرنیانگیزی وآنهارابرعلیه من نشورانی کینه وحسد بیگانگان خاطرعاشق رامکدّرمی کند.
معنی بیت: ای بادصبا که همیشه وفاداربودی تورا به وفاداری توسوگندمی دهم که خاک راه دوست رابی سروصدا ومخفیانه بیاورمبادا بیگانگان وکینه توزان باخبرشوند وباعث ناراحتی وکدورت خاطرگردند.
یا: ای بادصبا….. مراقب باش گرد وغبارخاک راه دوست خالص باشد وبه گردوغبارخاک راه حسودانِ کینه توزآمیخته نگردد.
کُحل الجواهری به من آرای نسیم صبح
زان خاک نیکبخت که شد رهگذاردوست
گردی ازرهگذردوست به کوریّ رقیب
بهر آسایش این دیده ی خونبار بیار
رهگذر: گذرگاه
رقیب دراینجا هم می تواند به معنای مراقب ونگاهبان هم به معنای حریف وکسانی باشد که درنزدیکترشدن به دوست باشاعردرحال رقابت هستند.
معنی بیت: ای بادصبا حال که مراقبان معشوق ازنزدیک شدن هرچیز وهرکسی ممانعت می کنند به کوری چشم آنها گرد وغباری ازگذرگاه دوست رابرای این دلداده بیاورتاهمچون مرهمی برچشمان خونبارم بگذارم واندکی بیاسایم.
روامدارخدایا که درحریم وصال
رقیب مَحرم وحرمان نصیب من باشد.
خامی وساده دلی شیوه ی جانبازان نیست
خبری از بر آن دلبر عیّار بیار
خامی: ناآگاه وبی خبربودن،بی تجربگی
“جانبازان” کنایه ازعاشقانیست که برای دیداربادوست خطرات رابه جان می خرند وجانبازی می کنند.
عیّار : رند وزیرک ، زرنگ وچالاک
معنی بیت: ای نسیم صبا، بی خبری ازاوضاع واحوال یاردرشان ِ ماعاشقانِ سینه چاک وفدایی نیست خاصّه آنکه دلبرما بسیاررند زیرک است بنابراین حتماً برای ماخبری ازجانب معشوق بیاور.
ای پیک راستان خبریارمابگو
احوال گل به بلبل دستانسرابگو
شُکرآن را که تو درعشرتی ای مرغ چمن
به اسیران قفس مژده گلزار بیار
معنی بیت: ای بلبل که درباغ ودرحضورگل به عشرت وغزلخوانی مشغول هستی به شکرانه ی اینکه تودرنازونعمت غرق شده ای حداقل برای تسکین گرفتارانِ بیقرار درقفس، خبرهای خوشی ازگلشن وگل وگلزاربیاور
به شکرآنکه شکفتی به کام بخت ای گُل
نسیم وصل به مرغ سحردریغ مدار
کام جان تلخ شدازصبرکه کردم بی دوست
عشوه‌ای زان لب شیرین شکربار بیار
معنی بیت: ازدرد ورنج ِ صبرو شکیبایی که درفراق دوست کردم دل وجانم تلخ کام شده است ای صبا ای پیک ، برای رفع تلخی کام ،سخنان عشوه آمیزی از آن یارنوشین لب وشیرین سخن بیاور.
به لب رسید مراجان وبرنیامد کام
به سررسیدامید وطلب به سرنرسید
روزگاریست که دل چهره ی مقصود ندید
ساقیا آن قدح ِ آینه کردار بیار
قدح: پیاله وجام شراب، کاسه ی بزرگ که دونفرراسیراب کند.
قدح ِآینه کردار: قدح به واسطه ی شرابی که دردل دارد همانندآینه نورراانعکاس می دهد. ضمن آنکه اشاره به صاف وزلال بودن شراب نموده، این نکته رانیزخاطرنشان کرده که شراب رازهای زیادی رابه مامنعکس می کند.
معنی بیت: ای ساقی مدتیست که من ازدیدارمعشوق محروم مانده وبه مقصود نرسیده ام قدح ِ آئینه صفت را بیاورتاشرابِ صاف وگوارایی بنوشیم واوضاع را درآئینه ی شراب بنگریم و بسنجیم.
صوفی بیاکه آینه صافیست جام را
تابنگری صفای می لعل فام را
دَلق حافظ به چه ارزد به می‌اش رنگین کن
وان گهش مست و خراب از سر بازار بیار
دلق: خرقه ولباس ویژه ی صوفیگری که درنظرگاه صوفیان حرمت وقداست دارد لیکن درنظرگاه حافظ نه تنها هیچ ارزشی ندارد بلکه مایه ی ننگ وشرمساریست ودراینجاقصد دارد حداقل باآلوده کردن خرقه به شراب،آن راقابل تحمّل ترکند.
معنی بیت: خرقه ی حافظ که پوششی برریاکاری های اوست به چه مقدارمی ارزد؟ هیچ ارزشی ندارد به ریاآلوده شده وکثیف وغیرقابل تحمّل هست حداقل ببرید آن راباشراب بشوئیدتابه رنگ شراب درآید واندکی ارزش پیداکند این خرقه ی بی ارزش را به بازارببرید به اوشراب دهید تاهمگان ببینند که آن خرقه ی مقدس وریاکار چگونه مستی می کند بگذاریدتاکاملاً رسوا وپاک گردد.
من این دلق مُرقّع رابخواهم سوختن روزی
که پیرمی فروشانش به جامی برنمی گیرد.

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام