گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۱

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » جان عشاق و گنبد مینا » آواز و سنتور

محمدرضا شجریان » جان عشاق و گنبد مینا » ادامه ساز و آواز (عشاق، قرچه، رضوی، عشاق و فرود)

حسین کاظمیان » در پناه یادها » تصنیف غم عشق

برگ سبز » شمارهٔ ۱۲۶ » (ابوعطا) (۰۹:۴۸ - ۱۷:۲۰) نوازندگان: جلیل شهناز (‎تار) خواننده آواز: محمودی خوانساری سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

برگ سبز » شمارهٔ ۲۸۰ » (اصفهان) (۲۳:۵۱ - ۲۷:۱۱) نوازندگان: امیرناصر افتتاح (‎سنتور) ; همایون خرم (‎ویولن) ; ملک، جهانگیر (‎ضرب / تنبک) خواننده آواز: عبدالوهاب شهیدی سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

صدیق تعریف » فراق » ساز و آواز ۱

صدیق تعریف » فراق » ساز و آواز ۲

نوید کرمانشاهی » حافظ به روایت دیگر » غم عشق (مقدمه)

شهرام ناظری » لیلی و مجنون » درآمد شور، تار آواز

شهرام ناظری » لیلی و مجنون » آواز شهناز قرچه رضوی همراه با تار

شهرام ناظری » لیلی و مجنون » آواز رضوی و فرود

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » سیب زنخدان – اجرای خصوصی شجریان، موسوی و یاحقی

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فربد نوشته:

در رمان “بامداد خمار” که صفحه اولش این غزل نوشته شده، در مصرع اول بیت اول، به جای “عشق” ، “یار” نوشته شده که زیباتر به نظر می رسه.

👆☹

آرمین حاجی خانی نوشته:

حافظ اندر فکر خود برچه فکر افکنده بود
کین چنین دُر از دهان , نه , از قلم افکنده بود

این بیت رو خودم مخصوص این غزل حافظ که خیلی ازش لذت میبرم , سرودم

👆☹

محمود نوشته:

کاش خودش بود و اجرای شجریان را هم (گنبد مینا) میشنید!

👆☹

وحـ_‗ـیـ‗_ـد نوشته:

پیشنهاد می دهم

غزل دیدی ای دل که دگر باره چه آمد پیشم
چـه کــنم بـــا که بـگویم چه خـیال اندیشم

👆☹

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

تضمین این غزل
دین ودل را به نـِگرزاهد مکارچه کرد
بر سر دار مکافات به بیدار چه کرد
وز قلم معجز سبحانی دادار چه کرد
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد چون بشد دلبر وبا یار وفادار چه کرد
…………………………………………..
وای ازین چرخ که تاج سر شاهان را بیخت
غم هجران و بلا برسردلبازان ریخت
حرف حق گفت هر آن بر سر داری آویخت
آه ازآن نرگس جادو که چه بازی انگیخت آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
…………………………………………
سر،زمین ساید اگر شاخه نشیند بر بار
هر که این کار ندانست بود در انکار
بخت در ساغر ما ریخت اگر لعل زِنار
اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار طا لع بی شفقت بین که درین کار چه کرد
…………………………………………
عشق آنبود که حلاج از آن کرد سـَمـَر
قصد ازعشق نباشد رخ چون قرص قمر
دل مجنون نبود بند لب و موی وکمر
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد
…………………………………………
دور گردون بگدازد گهرت گردد طـِیب
خود توهم کوش بری سازوجود ازهرعیب
دست آویز مَـدِه تا که فلک سازد ریب
ساقیا جام میم ده که نگارنده غیب نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
…………………………………………
مرغ مستـَست که گل با همۀ زیبایی
آید از سوی عدم بهر چمن آرایی
گل هزیمت چو کند مرغ کند شیدایی
وانکه پر نقش زد این دایرۀ مینایی کس ندانست که در گر دش پر گار چه کرد
………………………………………..
عشق گنجیست کزآن مخزن دل غم اندوخت
اشک با خون دل آمیخت چراغی افروخت
شعر حافظ زبلاغت لب رافض را دوخت
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد
…………………………………………
تبریز ۸۵/۱۲/۸

👆☹

علی ویسی نوشته:

سروده ای که سالهاست مرا به تفکر واداشته،
غزلی به وسعت تمام گذشته.
بیانی بسیار زیبا و دلنشین.
شعری عمیق ودلنشین.

👆☹

وحید.ج نوشته:

دوست اهل ذوقی میگفت:”اگر حافظ زنده بود و اجرای گنبد مینا رو می شنید از جاش بلند می شد و پیشانی اساتید مشکاتیان و شجریان رو می بوسید”

👆☹

بهزاد نوشته:

یک غزل بسیار زیبا از حضرت حافظ با اجرای قوی استاد شجریان

👆☹

کسرا نوشته:

عالیه…دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد… به به

👆☹

کمال نوشته:

فالی درمدح این غزل:

ای صاحب فال،به شماخبرهای خوش
خواهدرسیدروزهای غم به پایان،،،،،،،،،
خواهدآمد،چنان به آرامش خواهی،،،
رسیدکه خودت هم باورنمی کنی ولی
بایدبه دونکته توجه کنی،نخست ،،،،،،،
آنکه ازآنچه پیش می آیدمغرور،،،،،،،،،،،
نشویدگه گاه به نقاط ضعف خودهم
بیندیشیدودوم آنکه نسبت به ،،،،،،،،،،،،،
موءفقیت دیگران حسادت نورزید،،،
بلکه ازشادی وموءفقیت دیگران،،،،،،،
لذت ببرتامحبوب دلهای مردم شوی.

👆☹

نرگس جادو نوشته:

علاوه بر اجرای زیبای اساتید مشکاتیان و شجریان، آواز استاد شهرام ناظری و ساز استاد هوشنگ ظریف نیز بسیار دلنشین و دلگشا هستند.

👆☹

پگاه نوشته:

سلام
از سایت خوبی مثل گنجور بعید بود چنین دکلمه ای برای شعر بگذارد.
مصرع دوم بیت چهارم را اشتباه میخواند
وه که با خرمن مجنونِ دل افگار چه کرد (دل افگار=دل خسته وآزرده)

پاسخ: با تشکر، خوانش تصحیح و جایگزین شد.

👆☹

یگانه نوشته:

کاش حافظ شیرازی می بود و می شنید صدای استاد شجریان را.
شاید هم شنیده ست. ما از زمان و مکان چه می دانیم مگر؟!

👆☹

مهرشاد اصغری نوشته:

اگر بخواهیم خیال را دورتر پرواز دهیم، حتی ممکن است در نگاهی ایهامی در بیت زیر، {لیلی} تقابل با {سحر} را به ذهن متبادر کند، که در این صورت با واژه ی {برق} ایهام خواهد داشت:
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
شاید بتوان این شگرد را {ایهام در ایهام ترجمه} نام نهاد: چراکه لیلی، {لیل} را به معتای شام(شب) به ذهن متبادر می کند و شام، برق و درخشش را، که با برقی که در بیت آمده تناسب دارد.

👆☹

عبدالملکی نوشته:

این مصرع راشجریان بصورت زیر خوانده است
وه از آن مست که با مردم هوشیار چه کرد

👆☹

رضا نوشته:

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
غزلی بسیارزیبا، نغز وپرمایه باموسیقی دلنشین وروح افزا که به احتمال زیاد درفراق دوست وانیس ومونس شاعر، شیخ ابواسحاق سروده شده است. حافظ با شاه شجاع وشیخ ابواسحاق سالها رابطه ی عاطفی و صمیمانه ی فراترازشاه وشاعرداشته وبیشترغزلیّات عاشقانه تحت تاثیراین رابطه خَلق شده است.
بشد: رفت
معنی بیت: ای دل عاشق پیشه ی من دیدی دوباره غم واندوه عشق چه ها باوجود من کرد وچگونه معشوق رفت وبا عاشق دل ازدست داده ی خویش چه رفتاری کرد؟!
بشد که یادخوشش باد روزگاروصال
خودآن کرشمه کجارفت وآن عتاب کجا؟
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
“نرگس” استعاره ازچشم محبوب
معنی بیت: آه وفریاد ازسحروجادوی چشم آن معشوق که چقدربادل عاشقان بازی کرد واحساسات آنهارا برانگیخت. آه وفغان ازآن چشمان مست که بامردم هشیار(دلدادگان)چه هاکرد وآنها رافریفته وشیدای خودکرد.
تاسِحرچشم یارچه بازی کنددگر
بنیادبرکرشمه ی جادونهاده ایم
اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار
طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد
شفق: سرخی افق پس ازغروب آفتاب، رنگ خون
شفقت: مهربانی ولطف
معنی بیت: اشگ من ازکم لطفی معشوق وسوزفراق او خون آلودشد وازغروبِ آفتاب رخسارحبیب به رنگ شفق درآمد. بخت واقبال نامهربان مراببین که نامهربانی رازحد بُرد وبامن چه کرد!
اشک خونین به طبیبان بنمودم گفتند
دردعشق است وجگرسوز دوایی دارد
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وَه که با خرمنِ مجنونِ دل افگار چه کرد
معنی بیت: سحرگاهان ازمنزل لیلی درخشش وجلوه ای خیره کننده همانندِ برقی جهیدن گرفت وبرخرمن وجودِ مجنون افتاد وآتش عشق را دردل وجان او شعله ورساخت شگفتا که این جرقه باخرمن جان مجنون چه ها کرد!
دررهِ منزل لیلی که خطرهاست درآن
شرط اوّل قدم آن است که مجنون باشی
ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده ی غیب
نیست معلوم که در پرده ی اسرار چه کرد
نگارنده ی غیب: خداوند
پرده اسرار: پشت صحنه ی کارگاه هستی
معنی بیت: ای ساقی شراب بیاورتا اندکی ازابهام وپیچیدگی روزگار فارغبال شویم چراکه برما روشن نیست که خالق هستی درپشت پرده ی هستی چه کرده وچه برنامه ای برای ماریخته است شایسته آن است که به عشرت بگذرانیم وبه جای داشتن دغدغه ی ازکجا آمده وبه کجامی رویم شادمان وخوشحال باشیم.
زسِرّ غیب کس آگاه نیست قصّه مخوان
کدام مَحرم دل ره دراین حرم دارد؟
آن که پُرنقش زد این دایره ی مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
پُر نقش زد: اشاره به ستارگان وسیّاراتی که درآسمان هستند.
“دایره ی مینایی” ، کنایه از چرخ فلک وگنبدِ آبی آسمان
پرگار: وسیله ای مهندسی که برای کشیدن دایره وخطوط بکارمی رود. پرگارفلک به معنی دورچرخ فلک نیزهست.
معنی بیت: درادامه ی بیت قبلی، خداوند ونقّاش ِهستی که این دایره ی آسمان آبی رااینچنین زیبا وپُرنقش ونگار خَلق کرده است کسی نمی داند که به چه منظور این گنبد مینایی را طرّاحی کرده ودرهنگام به گردش درآوردن پرگارچه هدفی درسر داشته است شایسته همان است که:
جُرعه ی جام براین تختِ روان اندازیم
غلغل چنگ دراین گنبدِ مینا فکنیم
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد
معنی بیت: فکرعشق ودوری ازیارآتش غم واندوه را دردل حافظ شعله ورکرد وبسوزانید ببینید یارقدیمی حافظ با عاشق وفادارخویش چگونه نامهربانانه رفتار کرد ودرآتش غم وغصّه رهایش نمود ورفت!
حافظ بداست حال پریشان تو ولی
بربوی زلف یارپریشانیت نکوست

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام