گنجور

 
فایز

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیه آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلا برای پیدا کردن شعری که مصرع «خیالش هم مرا آسوده نگذاشت» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیه آنها «ت» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
د
ر
م
ن
و
ه
ی

دوبیتی شماره ۱: مرا خلد برین دی بودیم جا - کنونم دوزخ است امروز ماوا

دوبیتی شماره ۲: اگر خواهی بسوزانی جهان را - رخی بنما بیفشان گیسوان را

دوبیتی شماره ۳: به رخ جا داده‌ای زلف سیه را - به کام عقرب افکندی تو مه را

دوبیتی شماره ۴: به زیر پرده آن روی دل‌آرا - بود چون شمع در فانوس پیدا

دوبیتی شماره ۵: صنم تا کی دل ما را کنی آب - دل نازک ندارد اینقدر تاب

دوبیتی شماره ۶: سحرگه زورق سیمین مهتاب - چو در دریای اخضر گشت غرقاب

دوبیتی شماره ۷: دلم در نزد جانان است امشب - چو مرغ نیم‌بریان است امشب

دوبیتی شماره ۸: نسیم روح‌پرور دارد امشب - شمیم زلف دلبر دارد امشب

دوبیتی شماره ۹: سوار خنگ خوش‌رفتارم امشب - روانه جانب دلدارم امشب

دوبیتی شماره ۱۰: بگو با دلبر ترسایی امشب - چه می‌شد گر که بی ترس آیی امشب

دوبیتی شماره ۱۱: بتا بر طرف معجر کن نقابت - مهل بی‌پرده مانند آفتابت

دوبیتی شماره ۱۲: اگر از رخ براندازی نقابت - کنند مردم خیال آفتابت

دوبیتی شماره ۱۳: عرق بر چهره‌ات گل یا گلاب است - و یا پروین به روی ماهتابست؟

دوبیتی شماره ۱۴: به دوشش گیسوان خوش دلپسند است - که این مخصوص آن قد بلند است

دوبیتی شماره ۱۵: رخ تو آتش و زلف تو دود است - مرا زین سرد‌مهری‌ها چه سود است؟

دوبیتی شماره ۱۶: دل آگه چه محتاج برید است؟ - چه حاجتمند پیغام و نوید است؟

دوبیتی شماره ۱۷: مرا این زندگی از بوی یار است - وگرنه جان بدین پیکر چه کارست؟

دوبیتی شماره ۱۸: دلا امشب نه وقت قال و قیل است - نه هنگام حکایات طویل است

دوبیتی شماره ۱۹: هنوزم بوی زلفش در مشام است - هنوزم ذوق لبهایش به کام است

دوبیتی شماره ۲۰: مرا در پیش راهی پر ز بیم است - ازین ره در دلم خوفی عظیم است

دوبیتی شماره ۲۱: سر زلف تو جانا لام و میم است - چو بسم الله الرحمن الرحیم است

دوبیتی شماره ۲۲: نه هر آهوی دشت آهوی چین است - نه هر گاوی که بینی عنبرین است

دوبیتی شماره ۲۳: هر آن کس عاشق‌ست از دور پیداست - لبش خشک و دو چشمش مست و شیداست

دوبیتی شماره ۲۴: اگر در عهد، ابروت منکر ماست - ولی تصدیق تو آن چشم شهلاست

دوبیتی شماره ۲۵: نه هر رخشنده کوکب آفتابست - نه هر پیغمبری صاحب کتابست

دوبیتی شماره ۲۶: نگارا شربت از لبهات بفرست - گلاب از گوشه چشمات بفرست

دوبیتی شماره ۲۷: اگر دوران دهد بر بادم ای دوست - وگر هجران کند بنیادم ای دوست

دوبیتی شماره ۲۸: رخت تا در نظر می‌آرم ای دوست - خودم را زنده می‌پندارم ای دوست

دوبیتی شماره ۲۹: اگر دانی که فردا محشری نیست - سوال و پرسش و پیغمبری نیست

دوبیتی شماره ۳۰: برفت آن یار و از ما مهر برداشت - خیالش هم مرا آسوده نگذاشت

دوبیتی شماره ۳۱: خداوندا جوانیم به سر رفت - درخت شادکامی بی ثمر رفت

دوبیتی شماره ۳۲: ندارم راحتی جز رنج و زحمت - به جز خواری و دشواری و محنت

دوبیتی شماره ۳۳: کنم مدح خم ابروت یا روت - نهم نام لب یاقوت یا قوت

دوبیتی شماره ۳۴: بیا تا برگ گل نارفته بر باد - گلی چینیم و بنشینیم دلشاد

دوبیتی شماره ۳۵: ز آب و آتش و از خاک و از باد - خدا رخسار خوبان را صفا داد

دوبیتی شماره ۳۶: بت زورق‌نشینم در امان باد - خدایش از بلایا حرز جان باد

دوبیتی شماره ۳۷: مرا زان روز قصه مشکل افتاد - که کار من رجوعش با دل افتاد

دوبیتی شماره ۳۸: صبا دوشم ز جانان این خبر داد - که هی هی نخل امیدت ثمر داد

دوبیتی شماره ۳۹: ز من گشتی جدا ای سرو آزاد - نبودم یک زمانی بی تو دلشاد

دوبیتی شماره ۴۰: اگر دورم من از تو ای پریزاد - فراموشم نکن زنهار زنهار

دوبیتی شماره ۴۱: شب آمد تا شب وصلم دهد یاد - دهد خاک وجودم جمله بر باد

دوبیتی شماره ۴۲: نه یادم می‌کنی نه می‌روی یاد - به نیکی باد یادت ای پریزاد

دوبیتی شماره ۴۳: به دل گفتم مکن اینقدر فریاد - که اندر خرمن صبر آتش افتاد

دوبیتی شماره ۴۴: سهی سرو، این قد و بالا ندارد - گل احمر چنین سیما ندارد

دوبیتی شماره ۴۵: بتی کز ناز پا بر دل گذارد - ستم باشد که پا بر گل گذارد

دوبیتی شماره ۴۶: مرا هم ساق و هم زانو کند درد - کمر با ساعد و بازو کند درد

دوبیتی شماره ۴۷: ره عشق است باید زان حذر کرد - به اول گام باید ترک سر کرد

دوبیتی شماره ۴۸: دو چشمت چون به چشمانم نگه کرد - لب لعل و رخت روزم سیه کرد

دوبیتی شماره ۴۹: سحر دل، خود به خود فریاد می‌کرد - از این فریاد، خاطر شاد می‌کرد

دوبیتی شماره ۵۰: سحر، دل ناله‌های زار می‌کرد - چنان که دیده را خونبار می‌کرد

دوبیتی شماره ۵۱: بتم سرپنجه با لوح و قلم زد - زمین و آسمان از نو به هم زد

دوبیتی شماره ۵۲: اگر آهی کشم افلاک سوزد - در و دشت و بیابان پاک سوزد

دوبیتی شماره ۵۳: دل من همچو هدهد در سبا شد - خیالم چون سلیمان در قفا شد

دوبیتی شماره ۵۴: سر و زلف تو آشوب جهان شد - اسیر زلف تو پیر و جوان شد

دوبیتی شماره ۵۵: دلم از فرقت روی تو خون شد - سرشکم چون رخ تو لاله‌گون شد

دوبیتی شماره ۵۶: بهار آمد زمین فیروزه‌گون شد - به عزم سیر، دلدارم برون شد

دوبیتی شماره ۵۷: بتا ختم رسل پیغمبری شد - به من روشن صفات دلبری شد

دوبیتی شماره ۵۸: دلم را جز تو کس دلبر نباشد - به جز شور توام در سر نباشد

دوبیتی شماره ۵۹: بهشت از روی تو بهتر نباشد - ز حوران حسن تو کمتر نباشد

دوبیتی شماره ۶۰: مرا تا دل به تن تسلیم کردند - همی مهر بتان تعلیم کردند

دوبیتی شماره ۶۱: فلک، از جور تو دل پر ز خون بود - غم و اندوه من از حد فزون بود

دوبیتی شماره ۶۲: صنم عشق تو همچون نار نمرود - مرا در منجنیق عشق فرسود

دوبیتی شماره ۶۳: مرا شب سیل آه از دل برآید - که یادم از دو زلف دلبر آید

دوبیتی شماره ۶۴: دلا گر زار گریم بر تو شاید - که هرجا تیری آید بر تو آید

دوبیتی شماره ۶۵: بگو تا دلبر حورم بیاید - سفید و نازک و بورم بیاید

دوبیتی شماره ۶۶: پری‌رویان سلام از من رسانید - که ای سیمین‌تنان تا می‌توانید

دوبیتی شماره ۶۷: بتا بیژن‌صفت در چه گرفتار - منیژه‌وار اگر هستی وفادار

دوبیتی شماره ۶۸: دل و شوق و خیال و مهر هر چار - کشانندم همی تا منزل یار

دوبیتی شماره ۶۹: دلا از بی‌وفایان دست بردار - برو با نیک‌خویان کن سر و کار

دوبیتی شماره ۷۰: گذشت ایام گل ای بلبل زار - بکن چون من ز هجران ناله بسیار

دوبیتی شماره ۷۱: سحر در خواب دیدم با دل زار - که سر بنهاده‌ام در دامن یار

دوبیتی شماره ۷۲: سحرگه ز نوای مرغ گلزار - سرم پرشور گشت و دیده بیدار

دوبیتی شماره ۷۳: لب و دندان و چشم و زلف و رخسار - بر و دوش و قد و بالا و رفتار

دوبیتی شماره ۷۴: به هرجا بگذرد آن ماه رخسار - گریزد دین ز در، ایمان ز دیوار

دوبیتی شماره ۷۵: گهی که یادم آمد صحبت یار - لب و دندان و زلف و چشم و رخسار

دوبیتی شماره ۷۶: عجب دارم ز سرو قامت یار - که مشک و لعل و گوهر آورد بار

دوبیتی شماره ۷۷: به زیر زلف مشکین عارض یار - نمایان چون قمر اندر شب تار

دوبیتی شماره ۷۸: سحرگه چون ز مشرق ماه خاور - برون آید جهان گردد منور

دوبیتی شماره ۷۹: مکش سرمه به چشم نازپرور - مکن روز مرا از شب سیه‌تر

دوبیتی شماره ۸۰: من از عهد جوانی تا شدم پیر - نکردم در جفای دوست تقصیر

دوبیتی شماره ۸۱: دل من در خم زلفت گره گیر - چنان شیری که افتاده به زنجیر

دوبیتی شماره ۸۲: دلم در حلقه زلفش گره گیر - چو دزدان گرفتار به زنجیر

دوبیتی شماره ۸۳: مسلمانان گرفتار دلستم - ضعیف‌المال و بیمار دلستم

دوبیتی شماره ۸۴: چرا از دلبر حورا سرشتم - چو آدم دور از باغ بهشتم

دوبیتی شماره ۸۵: ندانم خواب یا بیدار بودم - ز شوقش مست یا هشیار بودم

دوبیتی شماره ۸۶: فراق لاله‌رویان ساخت کارم - ربود از کف عنان اختیارم

دوبیتی شماره ۸۷: مگر یار آمده بر پشت بامم - که بوی جنت آید بر مشامم؟

دوبیتی شماره ۸۸: تو بر من بگذری چون برق رخشان - منت چون رعد اندر پی خروشان

دوبیتی شماره ۸۹: خیال کشتن من داشت جانان - کدامین سنگدل کردش پشیمان

دوبیتی شماره ۹۰: پس از ببریدن و پیوند جانان - مرا خوش آمده از دادن جان

دوبیتی شماره ۹۱: مه بالانشین، پایین نظر کن - به مسکینان کلامی مختصر کن

دوبیتی شماره ۹۲: مرو ای جان شیرین از بر من - توقف کن که آید دلبر من

دوبیتی شماره ۹۳: اگر هنگام مردن دلبر من - نهد از مهر بر زانو سر من

دوبیتی شماره ۹۴: به سیر باغ رفتم باختم من - نظر بر نوگلی انداختم من

دوبیتی شماره ۹۵: خم ابروست یا شمشیر بهمن - مژه یا نیزه یا تیر تهمتن

دوبیتی شماره ۹۶: ز کشت و پیچ این شلوار رنگین - خرامان رفتن و این وضع سنگین

دوبیتی شماره ۹۷: دل از من چشم شهلا دلبر از تو - لب خشکیده از من کوثر از تو

دوبیتی شماره ۹۸: دلا تا چند در آزارم از تو - گهی نالان، گهی بیمارم از تو

دوبیتی شماره ۹۹: دو گیسو را به دوش انداختی تو - ز ملک دل دو لشکر ساختی تو

دوبیتی شماره ۱۰۰: نسیم، امشب عجب دفع غمی تو - یقین دارم نه از این عالمی تو

دوبیتی شماره ۱۰۱: نگفتم جا مده بر چهره گیسو - مسوزان اندر آتش بچه هندو

دوبیتی شماره ۱۰۲: خوش لحان مرغکی وقت سحرگاه - مرا بیدار کرد از صوت دلخواه

دوبیتی شماره ۱۰۳: نسیم آهسته آهسته سحرگاه - روان شو سوی یار از راه و بیراه

دوبیتی شماره ۱۰۴: دلم از بس که دنبال تو گشته - دل خون‌گشته پامال تو گشته

دوبیتی شماره ۱۰۵: غم و غصه تن و جانم گرفته - فراق یا دامانم گرفته

دوبیتی شماره ۱۰۶: پری‌رویان به ما کردند نظاره - یکی چون ماه و باقی چون ستاره

دوبیتی شماره ۱۰۷: به زیر زلف برق گوشواره - زدی بر خرمن عمرم شراره

دوبیتی شماره ۱۰۸: ندانم ای غزالم از چه دشتی - در ایام جوانی خوش گذشتی

دوبیتی شماره ۱۰۹: بتا در گوش، گوش آویز داری - لب می‌گون شکرریز داری

دوبیتی شماره ۱۱۰: خروس امشب بداده هرزه‌خوانی - مگر وقت سحر امشب ندانی؟

دوبیتی شماره ۱۱۱: به قامت مظهر سرو رسایی - به طلعت دلفریب و جانفزایی

دوبیتی شماره ۱۱۲: نمی‌بینم ز مردم آشنایی - نمی‌آید ز کس بوی وفایی

 
sunny dark_mode