چو عنقا شد نهان از دیدهها غم
چو شهر سبز عالم سبز و خرم
تعالی الله زمینی آسمان رنگ
که خلد اعظمش خواند معظم
گهرافشان سمن را در چمن بین
که طی کرده است جودش نام حاتم
نباتاتش همه محیی اموات
شده صحن چمن چون بطن مریم
زبرجد رنگ کوهی چون زمرد
که با فیروزهگون چرخ است توام
پرند کهکشان پیچیده بر سر
چو شیخان کهن سال معمم
ز زهد افکندی ار سنگی ز دامن
شکستی شیشه ناهید در هم
نشسته بر کنار چشمهاش خضر
به آبش تشنه صد اسکندر و جم
نسیمش چون نسیم بخت خاقان
به روز فتح بر گیسوی پرچم
ز قهر بهمن و دی از زمانه
ریاحنیش بود یا رب مسلم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.