گنجور

 
ابن حسام خوسفی
 

روز الست جرعه عشقت چشیده ایم

قالو بلی به گوش ارادت شنیده ایم

ما شاهباز گلشن قدسیم و عمرهاست

با طایران عالم علوی پریده ایم

منزلگه خرابه نه ارامگاه ماست

اینجا مقیِّدیم از آن آرمیده ایم

هر دل هوای دانه و دامی دگر کنند

ما دام زلف و دانه خالت گزیده ایم

زآنجا که از کرام امید کرامت است

ما را عزیز دار که مهمان رسیده ایم

در پرده هوای تو بر کارگاه چشم

نقش خیال روی تو نیکو کشیده ایم

ما را ز دل چه جای شکایت که ما بلا

از دل ندیده ایم که از دیده دیده ایم

ابن حسام را به کمند بلای عشق

بر یاد زلف سرکشت اندر کشیده ایم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.