از دوجا آسان ما را شیخ مشکل کرده است
قول شاهد را قبول و ثبت در دل کرده است
گفتمش بین این سند را پا به مهر ومعتبر
شاهد بی دین تو را از کار غافل کرده است
حکماگر خواهی کنی از روی حق کز بین به حق
حق تو راخلق از برای حق و باطل کرده است
گفت نتوان گفت بی پا این سنددر دست توست
لیک شاهد کار را بسیار مشکل کرده است
گفتمش بنگر ز شاهد مهر بر روی سند
گفت شاید بوده غافل مهر را ول کرده است
گشت شاهد شاد چون حرفی زد ومقبول شد
چون کنم من حرف شاهدکار عادل کرده است
پا برم از شیخ تا دیگر نبینم روی او
دل به کفر و کبر ونخوت بسکه مایل کرده است
بر سر آن شیخ رو حرفی بزن کن جستجو
حق پرستی را ببین بهر چه زایل کرده است
هم به شاهد گو که یزدان آیه نار جحیم
غافلی گویا که در شأن تونازل کرده است
چون بلدناقبال رویش با خدا شد با خدا
جان زطوفان برد واکنون جا به ساحل کرده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شیخی صحبت میکند که به مشکلاتی دامن زده و مانع از درک حقیقت شده است. او به شیخ میگوید که اگر به حقیقت و صداقت توجه کند، میتواند به درک درست برسد. شاعر به سندی اشاره میکند که شاهدی بر آن است، اما این شاهد به دلیل بیتوجهی و عدم دینداری باعث سردرگمی شده است. او در واقع به کفر و تکبر شیخ انتقاد میکند و از او میخواهد که به حقایق توجه کند. در پایان، شاعر بر اهمیت درک حق و دوری از موانع بر سر راه حقیقت تأکید میکند و به نوعی از چالشهای پیشرو خود میگوید که به راحتی از آنها عبور کرده است.
هوش مصنوعی: شیخ ما را از دو سو به مشکل انداخته است؛ از یک سو قول شاهد را پذیرفته و در دل ما ثبت کرده است.
هوش مصنوعی: به او گفتم که ببین، این سند چقدر معتبر و محکمهپسند است. شواهدی که دربارهی تو وجود دارد، تو را از کار اصلیات غافل کرده است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی بر اساس حقیقت عمل کنی، باید بدانی که مردم به خاطر حقیقت و باطل، موجوداتی را خلق کردهاند.
هوش مصنوعی: نمیتوان بدون داشتن اطلاعات کافی در مورد این موضوع صحبت کرد. در دست تو شواهد و مدارکی وجود دارد، اما وجود شاهدان در این زمینه کار را بسیار سخت کرده است.
هوش مصنوعی: به او گفتم به چهرهی محبوب نگاه کن، او پاسخ داد که شاید آن محبوب در حجاب غفلت باشد و از مهر و محبت غافل شده است.
هوش مصنوعی: خود را به خوشحالی مشغول کرده است و وقتی صحبت میکند، همه میپذیرند. حالا من باید چطور حرفی بزنم که مورد تایید او قرار گیرد، چون اینکه کار عادلانهای است که او انجام میدهد.
هوش مصنوعی: از زیر بار شیخ میروم تا دیگر او را نبینم، زیرا دل من پر از بیاعتنایی و غرور شده است و دیگر تمایلی به او ندارم.
هوش مصنوعی: به آن شیخ نزدیک شو و صحبتی کن، تا ببینی که در جستجوی حق و حقیقت چگونه گمراه شده است.
هوش مصنوعی: به معشوق بگو که خداوند آیهای درباره دوزخ نازل کرده است و او نباید غافل باشد، زیرا این آیه در شأن او نازل شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که روی او برای خداوند پذیرفته شد، جانش از طوفانی که در آن بود، نجات پیدا کرد و اکنون در مکانی امن و آرام قرار گرفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاه ما در بوستان خلد منزل کرده است
دست خود در گردن رضوان حمایل کرده است
آن که بزم غیر را از خنده پر گل کرده است
خاطر ما را پریشانتر ز سنبل کرده است
دلبر سوداگر من عزم کابل کرده است
داغم از اعضا چو شاخ ارغوان گل کرده است
می برد آغوشم از حسرت ز جا چون برگ گل
محمل خود را مگر از بال بلبل کرده است
بهر قتلم کرده با او خونم انشا نامه یی
[...]
ز انزلی تا بلخ و بم را، اشک من گل کرده است
غسل بر نعش وطن، خونابه دل کرده است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.