گفتم چه علاج است مرا گفت وصال است
گفتم به وصال تو رسم گفت خیال است
در هجر رخ دوست مرا عمرفزون شد
روزیش چوماهی شده ماهیش چو سال است
گفتم که صبوری کنم از هجر دلم گفت
از من مطلب صبر که این امر محال است
لب تشنه چنانم به وصالش که توگوئی
مستسقیم و او به مثل آب زلال است
از کوکب بختم نشد آگاه منجم
کورا چه بود نام که دایم به وبال است
از زهره جبینی است که چشمم چو سهیل است
ز ابروی هلالی است که قدم چوهلال است
آشفته دلی های من آمدهمه زان زلف
گر حال و حظی هست مرا ز آن خط وخال است
گیرد خبر ازحال من ار یار بگوئید
کز مویه چو موئی شده از ناله چو نال است
اقبال من از عشق رخ دوست بلند است
نه از زر و سیم است نه ازمنصب و مال است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد و تبهای عشق و هجران اشاره میکند. او از درمان این درد، وصال محبوبش را میخواهد، اما پاسخ میشنود که رسیدن به وصال خیالی بیش نیست. وی از شدت هجر دوست، زندگی و روزگارش نگرانکننده و سخت شده است. همچنین به عمق تشنگی و نیازش به وصال یار میپردازد و از زخمهای عدم وصال و غم درونیاش میگوید. شاعر در انتها بیان میکند که ارزش و افتخار او تنها به عشق محبوبش برمیگردد و نه به مال و مقام.
هوش مصنوعی: گفتم راه درمان من چیست؟ گفت رسیدن به توست. گفتم آیا میتوانم به تو برسم؟ گفت این فقط یک خیال است.
هوش مصنوعی: در دوری از چهره محبوب، عمر من طولانیتر از همیشه شده است. مانند ماهی که در دریا زندگی میکند، گویا روزی به او بسیار بیشتر از سالها میگذرد.
هوش مصنوعی: به کسی که در مورد صبر در شرایط دوری از محبوبش صحبت میکند، میگوید که امید به صبر داشته باشد. اما دلش به او پاسخ میدهد که این کار غیر ممکن است و تحمل این دوری برایش سخت و دشوار است.
هوش مصنوعی: من آنقدر به وصالش نیاز دارم که انگار تشنهام و او مثل آب زلالی است که میتواند عطش من را فرو نشاند.
هوش مصنوعی: منجم نابینا نمیداند که ستارهی بخت من چه نامی دارد و چرا همیشه برای من بدبختی به همراه میآورد.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی چهره و ویژگیهای خاص فردی اشاره دارد. در آن گفته میشود که پیشانی این شخص همچون ستارهای درخشان است و چشمانش به زیبایی ستارهای درخشان دیگر شباهت دارد. همچنین، ابروهای او مانند هلال باعث میشود که او زیباتر به نظر برسد. در کل، مضمون این بیت به توصیف جذابیت و زیبایی فرد میپردازد.
هوش مصنوعی: دل آشفتهام به خاطر زلف توست. اگر حال و حوصلهای دارم، به خاطر همان خط و خال توست.
هوش مصنوعی: اگر یار از حال من بپرسد، بگوید که من به خاطر غم و اندوه به جایی رسیدهام که هر نالهام به مویه شباهت دارد.
هوش مصنوعی: شادی و موفقیت من از عشق و محبت به چهرهی دوست ناشی میشود، نه از ثروت و دارایی یا مقام و مال.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می خور که بر اصحاب خرابات حلال است
گو زهر خور آن کس که بر او نوش وبال است
زان باده که گویی دمش از بوی بهشت است
گر نیز به دوزخ بروم توبه محال است
بسیار بکوشید خَضر تا که بدانست
[...]
خطّ تو که در عین خرد عین جمال است
خطّی ست که بر خوبی رخسار تو دال است
آن لطف میانت را بنمای به مردم
تا خلق بدانند که ما را چه خیال است
زان دوست ملامت مکن ای دوست که او را
[...]
عشق است که وارسته ز نقصان و کمالست
عشق است که آسوده ز هجران وصال است
اثبات مثالش نتوان کرد ولیکن
این نفی مثال تو یقین عین مثال است
گویند سوی الله خیال است و حقیقت
[...]
سر رشتهى هر کار که از دست بدر شد
پس یافتنش نزد خرد عین محال است
کى رشتهى تدبیر، کس از دست گذارد
آنکس که بدو مرتبهى عقل و کمال است
خورشید ترا از خط شبرنگ وبال است
چون سایه قدم پیش نهد وقت زوال است
از خنجر سیراب نترسد جگر ما
هر چند که می صاف بود مفت سفال است
هر دانه که از آبله دست نشد سبز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.