عکس رخ آن ماه در جام شراب انداخته
کرده نیکوئی ولیکن اندر آب انداخته
چهره را افروخته است از تاب می چون آتشی
اتشی از غم به جان شیخ وشاب انداخته
جوشن طوس است یا پرچین کمند اشکبوس
یا زره سان موی را در پیچ و تاب انداخته
بر نمی دارد دلم از ترک چشم دوست دست
رستمانه جنگ با افراسیاب انداخته
زلف او چون سایه است وچهر او چون آفتاب
سایه ها از مو به فرق آفتاب انداخته
حیرتی دارم که می باشد تن وپستان او
یا به روی آب از باران حباب انداخته
نسبتی با روی نیکوی تو شاید داشت ماه
ماه بر رو گاهی از موگر نقاب انداخته
تا پریشان گشته بر چهر تو مشکین زلف تو
مرد وزن را جان و دل در اضطراب انداخته
نه همی افشرده زلفت حلق خلق دهر را
گیسویت بر گردن حوران طناب انداخته
از دل زار بلند اقبال دارد آگهی
گر کسی کتان به پیش ماهتاب انداخته
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت چهره معشوق پرداخته و بر اثرات شگفتانگیز آن بر دل عاشق تأکید میکند. شاعر به تصویر کشیدن شباهت معشوق به ماه و اثرات میپردازد که این زیبایی بر روح و دل میگذارد. او به بازیهای نور و سایه و جلوههای مختلف زلف و چهره معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه این زیباییها باعث حیرت و اضطراب عاشق میشود. در نهایت، شاعر از دلبستگی و علاقه خود به محبوب سخن میگوید و به تأثیر زیبایی او بر جهان اطراف اشاره میکند.
هوش مصنوعی: تصویر زیبای چهره آن ماه در جام شراب منعکس شده است، اما این تصویر تنها در آب افتاده و قابل دسترسی نیست.
هوش مصنوعی: چهرهاش درخشان و پرنور شده است، مانند آتش که در خود شعلههای غم را نهفته دارد و این غم به جان روحزنده او آسیب میزند.
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از زرهی است که بر تن یک دلیر یا جنگجوست و به زیبایی پیچیده شده است. همچنین به ابریشم و زینتی که در چهره و موی او وجود دارد اشاره شده که در حرکاتش مانند پرچین یا کمند میپیچد و جلوهای خاص به او میبخشد. به طور کلی، این تصویر به زیبایی و قدرت پوشش و تجهیزات جنگی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: دل من نمیتواند از زیبایی و جذابیت چشمان دوست جدا شود، همچنان که برای کسب آزادی و رهایی، دست به نبردی با افراسیاب زدهام.
هوش مصنوعی: موهای او همچون سایهای نرم و دلنواز است و چهرهاش مانند آفتابی درخشان میدرخشد. سایهها به زیبایی از موهایش بر روی چهرهاش افتادهاند.
هوش مصنوعی: من در شگفتیام که آیا بدن و پستان او حقیقت دارد یا مانند حبابهایی است که از باران بر روی آب به وجود آمدهاند.
هوش مصنوعی: شاید ماه به خاطر زیباییات گاهی اوقات نقابش را کنار میزند و رویش را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زلفهای سیاه تو بر چهرهات پخش شده و تو را پریشان کرده، جان و دل مرد و زن را در اضطراب و تردید فرو برده.
هوش مصنوعی: در این بیت بیان شده که زلفهای افشان تو، نه تنها زیبایی دنیای مادی را تحت تأثیر قرار داده، بلکه موهای تو مانند طنابی گردن حوریان را نیز در بر گرفته و آنها را به خود جلب کرده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی که در دلش غم و اندوهی است، خود را در معرض نور ماه قرار دهد، امید و خوشبختی به او روی میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آمد آن سرو سهی بر رخ نقاب انداخته
سایه شعر سیه بر آفتاب انداخته
بر کشیده لاله گلبوی را نیل صبوح
سنبل سیراب را در پیچ و تاب انداخته
عارضش غرق عرق از می ولی با رنگ و بوی
[...]
نور رویش پرتوی بر ماهتاب انداخته
جعد زلفش سایبان بر آفتاب انداخته
سنبل زلفش پریشان کرده بر رخسار گل
بلبل شوریده را در پیچ و تاب انداخته
ساقی سرمست ما رندانه جام می به دست
[...]
ای ز سنبل خط تو برگل نقاب انداخته
زلف شبرنگت بر اوج مه طناب انداخته
جعدتر داری به رخ یا راقم خط لبت
شسته مشکین لیقه و بر آفتاب انداخته
از لبت دل در خیال آب حیوان تشنه ایست
[...]
چشم او می خورده و خود را خراب انداخته
تا نبیند سوی من، خود را بخواب انداخته
چیست دانی پردهای غنچه بر رخسار گل؟
جلوه حسن تو او را در حجاب انداخته
چون نگردد عمر من کوته؟ که آن زلف دراز
[...]
در محیطیکز فلک طرح حباب انداخته
کشتی ما را تحیر در سراب انداخته
با دو عالم شوق بال بسملی آسودهایم
عشق بر چندین تپش از ما نقاب انداخته
بر شکست شیشهٔ دلهای ما رحمی نداشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.