خوش آمد این کهن رسمم از آنان
که خود را از بزرگان میشمارند
که چون بیرون روند از ملک ناچار
بجای خود، بزرگی باز دارند
که هر جا نخل بخل و ظلم بینند
کنند و تخم جود و عدل کارند
ز پا افتادگان را، دست گیرند؛
بکار دستگیری، پافشارند
بدرد بیدلان، درمان فرستند؛
بزخم بیکسان، مرهم گذارند
نه اینان، کز قضای آسمانی؛
کنون در شهر ایران شهریارند
بشمع مجلس دانش، نسیمند؛
بچشم مردم دانا، غبارند!
جهان کرده چو ابر تیر ماهی
سیاه و قطره یی هرگز نبارند
بشهری چون روند از شهری، آنجا
ز خود ناکس تری را برگمارند
کزان هر شیوه ی ناخوش که بینند
به نباش نخستین رحمت آرند
غرض، آیین مردی این نباشد
که مردان جان بنا مردان سپارند!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عیوب و ناپسندهای برخی از افراد بزرگ و قدرتمند اشاره دارد. شاعر از افرادی میگوید که خود را بزرگ میشمارند، اما وقتی از موقعیت خود خارج میشوند، به جای خیر و نیکویی تنها به فکر حفظ مقام و بزرگی خود هستند. آنها در برابر فساد و ظلم سکوت میکنند و تنها به دنبال منافع شخصی خود هستند. در عوض، ارزش واقعی مردی این است که به دیگران کمک کند، در برابر درد و رنج دیگران واکنش نشان دهد و به عدالت اهمیت بدهد. شاعر به زیبایی تأکید میکند که مردان واقعی نباید تنها به خود و مقام خود فکر کنند، بلکه باید در راه بهبود جامعه و حمایت از آسیبدیدگان تلاش کنند.
هوش مصنوعی: خوشحالم که این سنت قدیمی را میپذیرم از کسانی که خود را در زمره بزرگان میدانند.
هوش مصنوعی: وقتی که از سرزمین خود خارج میشوند، ناگزیر باید در جایی دیگر جایگاه بزرگتری را به دست آورند.
هوش مصنوعی: هر جا که درختان خرما و ظلم و بخل ببینند، باید بذرهای سخاوت و عدالت را بکارند.
هوش مصنوعی: کسانی که از پا افتادهاند و نیاز به کمک دارند، مورد حمایت قرار میگیرند؛ به این دلیل که دست یاری دراز کردن برای کمک به دیگران اهمیت دارد و باید بر این کار تأکید شود.
هوش مصنوعی: برای کسانی که در درد و رنج هستند، درمانی میفرستند و برای جراحات مشابه، دارویی قرار میدهند.
هوش مصنوعی: این افراد که اکنون در ایران به عنوان پادشاه شناخته میشوند، نتیجهی یک مقدر آسمانی هستند.
هوش مصنوعی: در مجلس دانش، عدهای به مانند شمع درخشانی هستند که نور میپراکنند و نسیم خوشی به ارمغان میآورند. اما برای چشم کسانی که حقیقت را میدانند، آنها تنها بهصورت غباری کوچک و بیاهمیت به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: جهان مانند ابری در شب تیرماه شده است و دیگر قطرهای باران نمیبارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی از یک شهر به شهری دیگر برود، در آنجا به او بیاعتنایی بیشتری میشود و او را کمتر مورد توجه قرار میدهند.
هوش مصنوعی: هر گاه که مردم شیوهای ناخوش و ناپسند را مشاهده کنند، نخستین چیزی که به یاد میآورند رحمت و مهربانی است.
هوش مصنوعی: هدف این نیست که مردان جان خود را به مردان دیگری بسپارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گروهی را که عزّ و جاه دارند
به دست خواری و سختی سپارند
هژبرانی که شیران شکارند
به پای خود پیام خود گذارند
همه از عشقِ تو حیران و زارند
بجز تو در همه عالم ندارند
بزرگان چشم و دل در انتظارند
عزیزان وقت و ساعت میشمارند
غلامان در و گوهر میفشانند
کنیزان دست و ساعد مینگارند
ملک خان و میاق و بدر و ترخان
[...]
دو همدم را کز آن مهری که دارند
دمی از هم جدا بودن نیارند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.