صبح، مگر میدمد از کوی تو
کز نفسش میشنوم بوی تو
توبه دهد بابلیان را ز سحر
جادویی نرگس جادوی تو
سلسله ی شیفتگان غمت
نگسلد از سلسله ی موی تو
دعوی خون، نشنود از من کسی
روز جزا بینم اگر روی تو
شکوه ام از خوی تو هرگز نبود
بود چو روی تو اگر خوی تو
گر نشینی تو به پهلوی من
به که نشینند به پهلوی تو
آذر دل باخته را ساخته
گوشه نشین گوشه ی ابروی تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است درباره عشق و زیبایی معشوق. شاعر با تصاویری شاعرانه از صبح، بوی خوش معشوق و جادوگری چشمان او سخن میگوید. او به عشق و دلدادگیاش اشاره میکند و میگوید که هیچ کس نمیتواند صدای دلش را بشنود، مگر روزی که معشوقش را ببیند. همچنین بیان میکند که اگر معشوق در کنار او باشد، هیچ چیزی بهتر از آن نخواهد بود. نهایتاً شاعر به دل باختهای که در گوشهای نشسته و به ابروی معشوق مینگرد، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: صبح نمیشود مگر از کوی تو بگذرد، چرا که بوی تو را از نفس صبح میشنوم.
هوش مصنوعی: نرگس تو چنان جادویی دارد که میتواند بابلیان را از سحر و جادو دور کند.
هوش مصنوعی: بسیاری از عاشقان و دلدادگان تو هیچگاه نمیتوانند از زیبایی و جذابیت تو جدا شوند.
هوش مصنوعی: هیچکسی دعویهای من را در روز جزا نخواهد شنید، اگر فقط تو را ببینم.
هوش مصنوعی: شکایت من از ناپسندهای تو هیچگاه وجود نداشت، چون اگر چهرهات اینگونه نبود، ناپسندهای تو نیز به چشم نمیآمد.
هوش مصنوعی: اگر تو کنار من بنشینی، بهتر است تا اینکه دیگران کنار تو بنشینند.
هوش مصنوعی: دل آتشین و عاشق من تحت تاثیر زیبایی ابروی تو قرار گرفته و در گوشهای فقط برای تو نشسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.