گنجور

 
عیوقی

کنم آه ازین چرخ گردنده آه

که عیشم تبه کرد و روزم سیاه

تو بدرود باش ای گرانمایه در

که من تن سپردم به خاک سیاه

مبادا به تو بر تبه عیش و عمر

که هم عیش و هم عمر من شد تباه

دل سوخته در غم مهر تو

همی برد خواهم به نزد اله

دریغا که از وصل تو مر مرا

گسسته شد اومید و کوتاه راه

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عنصری

یکی پادشا بود در نیمروز

که از داد دیدی بزرگی و روز

بگنج اندرش ساخته خواسته

بجنگ اندرش لشکر آراسته

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه