چو از شعر فارغ شد آمد بپای
بغرید چون رعد نالان ز جای
بنزد پدر رفت گفت ای پدر
پسر رفت و عمر پسر شد بسر
مراین درد را چاره کن، زودباش!
وگرنه شدم من، تو بدرود باش!
پدر گفت ای نازش جان باب
نگر سر نتابی ز فرمان باب
نه هنگام غم خوردن و شیونست
که گاه دلیری و کین جستن است
هلا! هین، بپوش از پی کین زره!
که امروز کین جستن از ناله به
که من بر نخواهم همی تافت روی
ز حی بنی ضبه وز قوم اوی
که تا بر سرانشان من از خون تگرگ
ببارم به شمشیر رخشنده مرگ
ستانم از آن سرکشان داد تو
سپارم به تو سرو آزاد تو
چو گفت این پدر ورقه شد شاد کام
بپوشید دست سلیح تمام
نشست از بر بارهٔ باد پای
بجنبید چون کوه رویین ز جای
پدر نیز پنهان شد اندر سلیح
ببر در حسام و به کف در رمیح
زحی بنی شیبه بیرون شدند
چو شیر ژیان سوی هامون شدند
عم ورقه آن مهتر نام جوی
که بد باب گلشاه فرخنده روی
ز تیمار فرزند دل خسته بود
روانش ببند بلا بسته بود
سران و سواران حی را بخواند
سپاهی کی زیشان جهان خیره ماند
چنین سرکشان ای پی نام و ننگ
نهادند سر سوی پرخاش و جنگ
جوانان حی چون خبر یافتند
سراسر سوی کینه بشتافتند
ز گردان و مردان پولاد پوش
ز شیران گردن کش و سخت کوش
سپاه گران مایه شد انجمن
همه شیر گیران پولاد تن
ز بس مطرد و رایت خوب رنگ
ز بس نوفهٔ شیر مردان جنگ
بنی شیبه گفتی کی جای بلاست
مقام ددو معدن اژدهاست
پریشان دلیران پرخاش جوی
نهادند یکسر به پیکار روی
همی نعره از چرخ بگذاشتند
همی رزم را بزم پنداشتند
چو شیر دژم ورقه پیش سپاه
سر از کبر برده بر چرخ و ماه
زمین را همی در نوشت از شتاب
دلش پر ز کین و دو چشمش پر آب
بزیرش یکی بور تازی نژاد
همی راند و شعری همی کرد یاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهی یک پسر و پدرش است که پس از پایان شعر، به پدرش میگوید که زمان برای کینهورزی و جنگ است و نمیتواند بیشتر صبر کند. پدر به او میگوید که نه زمان غم و اندوه است و باید برای مقابله آماده شود. او به پسرش میگوید که باید زره بپوشد و به جنگ برود. سپس پدر خودش نیز به نبرد میپیوندد و سپاهی آماده میکند. این سپاه از جوانان شجاع و دلیر تشکیل شده و عزم جدی برای جنگ دارند. در نهایت، این قوم به سوی دشمن میروند و به نبردی بزرگ آماده میشوند، که در آن صدای نعرهها و شجاعتشان به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه از سرودن شعر فارغ شد، مانند رعدی در حال غریدن به پا خواست و از جای خود نالید.
هوش مصنوعی: پسری به نزد پدرش رفت و به او گفت: "ای پدر، فرزندم رفت و عمرش به پایان رسید."
هوش مصنوعی: این درد را زود درمان کن، چون اگر این کار را نکنی، من از تو خداحافظی میکنم!
هوش مصنوعی: پدر گفت: ای نازنین، جانم، مواظب باش که از دستورات من سرپیچی نکنی.
هوش مصنوعی: این زمان وقت گریه و ناراحتی نیست، بلکه زمانی برای شجاعت و گرفتن انتقام است.
هوش مصنوعی: فورا! نگاه کن، زرهات را به تن کن تا برای انتقام آماده باشی! چون امروز زمان انتقام گرفتن است و باید از ناله و درد گذر کنی.
هوش مصنوعی: من هرگز چهرهام را از روی خوشی و زیبایی پسر عبدضبه و قوم او نمیپوشانم.
هوش مصنوعی: من قصد دارم با شمشیری درخشان، بر سر دشمنانم چون بارش خون تگرگ بیفکنم.
هوش مصنوعی: من از این سرکشان حق و حقوقی را میگیرم و آن را به تو میسپارم، ای درخت آزادی.
هوش مصنوعی: وقتی پدر این را گفت، خوشحال شد و دست سلاح را پوشید.
هوش مصنوعی: وقتی بر روی باد نشستم، پاهایم را حرکت دادم مانند کوهی که از جایش تکان نمیخورد.
هوش مصنوعی: پدر نیز در سایهی ترس و دیواری از کینه و جنگ به سر میبرد و در حال آمادهباش است.
هوش مصنوعی: فرزندان بنی شیبه با قدرت و شجاعت بیرون آمدند، مانند شیران غران که به سمت سرزمین هامون پیش میروند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و شکوه خصوصیتی خاص اشاره دارد. در آن به مردی بزرگ و با اعتبار اشاره میشود که مانند جریان آبی از جوار گلشن و باغی خوش رنگ و زیبا عبور میکند. این تصویر حس لطافت و زیبایی را تداعی میکند و به نوعی به ارتباط با طبیعت و زیباییهای آن اشاره دارد.
هوش مصنوعی: دلش از نگرانی فرزندش خسته و پر درد بود، و روحش درگیر مشکلات و مصیبتها بود.
هوش مصنوعی: سربازان و سواران را به جنگ میخواند که از زیبایی و قدرتشان جهانی حیرتزده میشود.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر آن است که برخی افراد سرکش و مغرور نام و ننگ را بر دوش خود قرار دادهاند و به سوی دعوا و نزاع حرکت میکنند. آنها به خاطر احساسات قوی خود به confrontation و درگیری نزدیک میشوند.
هوش مصنوعی: وقتی جوانان از خبر آگاه شدند، به سرعت به سوی انتقام و کینهجویی رفتند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف افرادی میپردازد که شجاعت و استحکام زیادی دارند. آنها مانند مردانی آهنین هستند که از شیران قوی و سرسخت نیز قویتر و مقاومتر هستند. این افراد به عنوان نمونههایی از قدرت و استقامت در جامعه معرفی میشوند.
هوش مصنوعی: اجتماع افرادی با ارزش و قدرتمند به وجود آمده است، همه کسانی که مانند شیر قوی و استوار هستند.
هوش مصنوعی: چون آنقدر از جنگ و دلاوری مردان شجاع شنیدهام و از پرچم زیبا و رنگین آنها باخبرم، دلم پر از شوق و هیجان شده است.
هوش مصنوعی: بنی شیبه، اشاره به مکانی کرده که محل خطر و دشواری است و آن را به عنوان مکانی معرفی کرده که در آن هیولای خطرناک و قدرتی بزرگ وجود دارد. این مکان، با وجود چالشها و خطراتش، به نوعی شناختهشده و قابل توجه است.
هوش مصنوعی: دلیران نگران و خسته، تمام همت و انرژی خود را به جنگ و مبارزه معطوف کردند.
هوش مصنوعی: از آسمان نداهایی شنیده میشود و با این حال، مردم جنگ را به جشن و شادی تبدیل کردهاند.
هوش مصنوعی: همانند شیری خشمگین، ورقها را در برابر سپاه به جلو میبرد و با arrogance سرش را به سمت آسمان و ماه بلند میکند.
هوش مصنوعی: دل زمین از ناراحتی و کینه پر شده و به سختی مینویسد. چشمانش پر از اشک است و این احساسات شدید او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: زیر او یک اسب تازی سفید رنگ وجود داشت که هم او را میراند و هم شعری را که به یاد داشت میخواند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.