ایا نزهت و راحت جان من
دل و دیده و جان و جانان من
تو درمان جانی و درد دلی
کجا رفتی ای درد و درمان من
گسستندم از تو، نکردند رحم
برین خسته دو چشم گریان من
ز درد دلم گشت رخساره زرد
ز غم گوژ شد سرو بستان من
ز بهر درم به غریبی مرا
بدادند بی امر و فرمان من
تو بر جان خود بر، مخور زینهار
که خوردند زنهار بر جان من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دلتنگی خود اشاره میکند. او از نزهت و راحتی که جانش را تسکین میدهد یاد میکند و از درد و رنج ناشی از جدایی شکایت دارد. احساس تنهایی و غم عمیق او، چهرهاش را زرد کرده و وجودش را تحت فشار قرار داده است. او همچنین از بیرحمی و بیتوجهی دیگران به حالش گلایه میکند و هشدار میدهد که عشقش را نادیده نگیرند، زیرا آنها نیز در خطر آسیب قرار دارند. شعر به طور کلی نمایانگر عواطف شدید و ناامیدی ناشی از جدایی است.
هوش مصنوعی: ای تو بهترین شادی و آرامش برای روح من، هم دل من، هم دیده من، هم جان من و هم محبوبم.
هوش مصنوعی: تو سبب آرامش من و مایه تسکین دردهایم هستی، پس چرا از من دور شدهای؟
هوش مصنوعی: از تو جدا شدم و بر چشمان خسته و گریان من هیچ رحم نکردند.
هوش مصنوعی: به خاطر دردی که در دل دارم، رخسارم رنگ باخته و از غم، قامت سروی که در باغم بود، خمیده شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر پول و داراییام در غریبگی، بدون خواست و دستور من، مرا سپردند به دیگران.
هوش مصنوعی: تو بر جان خود مسلط باش و مواظب باش که به من آسیبی نرسانی، زیرا من هم تحت فشار و آسیب قرار گرفتهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که شیون نه برخاست از خان من
همی آتش افروزد از جان من
سر زلف مشکین جانان من
مرا کشت و پیچید بر جان من
ایا ترک سیمین تن سنگدل
هویدا بتو راز پنهان من
دو ابرند زلف تو و چشم من
[...]
بگفت ای چراغ دل و جان من
بت گل رخ و جان و جانان من
بماناد جان تو با آن من
فدای تو بادا تن و جان من
در آید به هر سال در خان من
بسوزد بسی مرز و ایوان من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.