خبر یافت گلشاه کآن مستحل
جدا کردش از ورقهٔ برده دل
ز درد دل از وی برآمد خروش
بیفتاد بر خاک و زو رفت هوش
چو بازی هش آمد مه مشک سر
ببارید از دیده خون جگر
به فندق گل از ماه رخشان بکند
به خاک اندر افگند مشکین کمند
دو تا کرده آن سرو سیمین خویش
چو زر کرده گلبرگ رنگین خویش
بزد دست وز دست پیراهنش
بدرید بر سیم پیکر تنش
بغلتید بر خاک بیچاره وار
بنالید از درد و بگریست زار
همی گفت کای داور داد ده
همه از تو دانست بیداد نه
تو بگسل مر آن سنگ دل برده را
که بگسست از هم دودل برده را
گسسته که کرد این دو دل بسته را؟
که دل خسته کرد این دو پیوسته را؟
نبخشود بر ما دو بخشودنی
نبد هرچ می خواست و بدبودنی
همی گفت چونین و می خواست مرگ
همی خون چکانید بر لاله برگ
بنالید و بر درد و هجران بگفت
دریغا شد از دستم آن نیک جفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گلشاه از جدایی معشوقش به شدت رنج میبرد و دچار درد و زاری میشود. او در حین ناله و فریاد، بر زمین میافتد و از درد بیتابی میکند. شاعر توصیف میکند که چگونه گلشاه با اشکها و خون دلش از فراق معشوقش گلهگذاری میکند و از خداوند میطلبد که درد و رنجش را کاهش دهد. او به شدت از این جدایی ناراحت است و longing (آرزوی) بازگشت معشوق را دارد، در حالی که حسرت بر نیکوییش میزند. این اشعار نشاندهندهی عمق عشق و درد جدایی است.
هوش مصنوعی: گلشاه متوجه شد که نمیتواند احساساتش را پنهان کند و از چیزی که باعث جداییاش از عشقش شده، آزاد شده است.
هوش مصنوعی: از شدت درد و غصه، فریادی از دلش برآمد. سپس به زمین افتاد و بیهوش شد.
هوش مصنوعی: وقتی تیغی از سوی دشمن بر سرم فرود آمد، اشک خونین از چشمانم ریخت.
هوش مصنوعی: گلی که از زیبایی ماه میروید، مانند فندق است که بر روی زمین میافتد و عطر مشکینش را در فضا پخش میکند.
هوش مصنوعی: سرو زیبای من دو شاخه شده و گلبرگهای رنگینش همچون زر زینت یافته است.
هوش مصنوعی: دستش را دراز کرد و پیراهنش را از بدنش پاره کرد و بر اندام نقرهای او افتاد.
هوش مصنوعی: به خاک افتاد و با ناچیزی ناله کرد، از دردش شکایت کرد و به شدت گریست.
هوش مصنوعی: میگفت ای قاضی، به دیگران حق را بده و بدان که هیچکس از تو بیخبر از ناحقی نیست.
هوش مصنوعی: تو ارتباطت را با آن کسی که دلش سخت و بیاحساس است، قطع کن، همان کسی که از دو دلی و تردید رنج میبرد و نتوانسته تصمیم بگیرد.
هوش مصنوعی: چه کسی این دو دل که به هم پیوستهاند را از هم جدا کرده است؟ و چه کسی این دو دل خسته را که همیشه در کنار هم بودند، دچار رنج کرده است؟
هوش مصنوعی: او ما را از دو عذر و بخشش محروم کرد؛ نه چیزی را که میخواست به ما داد و نه چیزی که برایمان بد بود را از ما دور کرد.
هوش مصنوعی: او همچنان میگفت و در دل میخواست که مرگ بیاید و او را ببرد، در حالی که خون بر روی برگهای لاله میچکید.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از درد و جدایی خود میگوید و حسرت میخورد که آن معشوق خوب خود را از دست داده است. او به خاطر این فقدان دلتنگ و غمگین است و احساس ناامیدی میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.