ساقی بجان جم میم اندر پیاله کن
بادام و قندم از لب و چشمت حواله کن
در آب بسته آتش سیاله کن روان
مرغولهای عنبر بر برگ گل کلاله کن
ای ماه چهارده زدوساله شراب ناب
تدبیر کار مرده هفتاد ساله کن
صوفی صفت برقص درآی و بچم چو سرو
از صوت زیر و بم بنواگاه ناله کن
آشفته نوعروس مدیح علی تو راست
باغ بهشت را بدو بیتی قباله کن
گلنار می بکش که گلت بشکفد زگل
محفل زرنگ و بو چمنی پرزلاله کن
یک نکته بیش نیست حکیما حدیث عشق
تفسیر خواهیش تو به چندین رساله کن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییها و لذتهای دنیوی میپردازد و دعوت میکند تا از شراب و خوشیهای زندگی بهره ببریم. او به ساقی میگوید که شراب را در پیاله ریخته و با نعمتهای عشق و زیباییهای محبوبش آمیخته کند. همچنین از صوفی میخواهد که به رقص آمده و با نواهایی دلانگیز، حال و هوای محفل را شاد کند. در ادامه، شاعر به عشق اشاره کرده و میگوید که این موضوع تنها یک نکته است که نیاز به تفسیرهای زیاد ندارد. او در نهایت از زیبایی طبیعی مانند گل و باغ بهشت سخن میگوید و بر اهمیت عشق تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، جانم را فدای می کن، این می را در پیاله بریز و بادام و قند را از لب و چشمانت به من هدیه کن.
هوش مصنوعی: آتش را در آب به تلاطم درآور و شکوفههای خوشبوی عنبر را بر روی گلهای لطیف بچین.
هوش مصنوعی: ای ماه چهارده، دوران دو ساله، شراب خالصی بیاور که بتواند زندگی مردی که هفتاد سال از عمرش گذشته را به سامان آورد.
هوش مصنوعی: ای صوفی، به حالت رقص درآی و مانند سرو با نغمههای مختلف، صدای خود را به گوش دیگران برسان و نالههات را در مقام بنوا، منتشر کن.
هوش مصنوعی: نوعروس در هم ریخته، تو را میستاید؛ باغ بهشت را به خاطر او به یک بیت تبدیل کن.
هوش مصنوعی: بیا گل نرگس را بچین تا گل جدیدی بیدار شود. محفل را با زیبایی و عطرش پر کن و فضایی پر از لالههای شاداب بساز.
هوش مصنوعی: یک نکته بیشتر وجود ندارد، ای حکیم! درباره عشق صحبت کن و آن را به تفصیل بیان کن، اما نیازی نیست که بخواهی آن را در کتابهای متعدد توضیح دهی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن
ما را به لعل باده فروشت حواله کن
گه زسر باده پرستی اگر نه ای
لبریز شد چو جام نظر در پیاله کن
خورشید می بماه قدح ریز و فیض بخش
[...]
ساقی کناف بوالهوسان از پیاله کن
کار مرا بدان لب میگون حواله کن
مطرب برآر دست و فرو کوب پای رقص
بر روی لاله سنبل مشکین کلاله کن
بر گوشۀ هلال نشان آفتاب جام
[...]
ساقی ز جای خیز و میم در پیاله کن
بر رغم مدعی ز غمم آه و ناله کن
ما را به خاندان مروت حواله کن
«حاجب » به خم باده وحدت غساله کن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.