گفتم به یار غمزه چشم تو دلرباست
لعل تو شکر است کلام تو جان فزاست
زلف تو عنبر است ز کوتش به ما رواست
ای نازنین صنم دل تو مایل جفاست
عمر عزیز ماست چه حاصل که بی بقاست
یکدم ز دام عشق تو جانا رها شدم
بنگر چسان به درد و الم مبتلا شدم
از بهر تو ز قوم و ز خویشان جدا شدم
«تنها نه من به خال لبت مبتلا شدم »
«بر هر که بنگری به همین درد مبتلاست»
از بهر تو مدام اسیرم به درد و غم
جور و جفا بس است رها کن مرا زغم
زلف سیاه تست چه پرپیچ و پر زخم
چشمت گر اندکی به سیاهی زند رقم
فیروزه را نظر چه کنی دیده را جلاست
تکذیب غیر، نقص کمالت نمیشود
ماه بلند همچو هلالت نمیشود
ابروی زرد نقص جمالت نمیشود
... الت نمیشود
سر سوره کلام خدا اکثرش طلاست
ترسم از آنکه مرگ هوای دلم کند
تب عارضم گرفته اجل غافلم کند
غسال شوید و بر دو در گلم کند
رفتم بر طبیب علاج دلم کند
آهی کشید و گفت که این درد بی دواست
چشم طمع بپوش تو ایدل از این جهان
پیمانه پر کنیم چه از پیر و از جوان
روزی به عزم سیر به صحرا شدم روان
صیاد می دوید و اجل از پیش دوان
گفتم مرو مرو که تو را مرگ در قفاست
ساقی ز جای خیز و میم در پیاله کن
بر رغم مدعی ز غمم آه و ناله کن
ما را به خاندان مروت حواله کن
«حاجب » به خم باده وحدت غساله کن
گر زین میانه جام ببرم شاهدم خداست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنج عشق میگوید که بیدوا و رها کردن آن دشوار است. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و از جذابیتهای چشمان و زلفهایش میگوید، در حالی که خود را در بند عشقش احساس میکند. شاعر به تنهایی و دوری از خویشانش اشاره میکند و از اینکه دیگران نیز به این درد گرفتارند، سخن میگوید. در نهایت، او به مرگ و ناتوانی در درمان این درد اشاره کرده و از طبیب میخواهد که وضعیتش را بهبود بخشد، اما طبیب به او میگوید که این درد درمانی ندارد. شاعر در آرزوهایش به دنبال فرار از غم و نوشیدن شراب است تا لحظاتی از این غم دور شود.
هوش مصنوعی: به محبوب گفتم که نگاه تو چقدر زیبا و دلرباست. لبهای تو مانند شکر شیرین هستند و سخنان تو جان تازهای به آدم میدهد.
هوش مصنوعی: زلف تو بویی چون عطر عنبر دارد و تماشای آن برای ما جایز است. ای عزیز دل، محبت تو به جدایی تمایل دارد.
هوش مصنوعی: عمر ما قیمتی و ارزشمند است، اما چه فایده دارد که ماندگار نیست و به زودی پایان میپذیرد.
هوش مصنوعی: برای لحظهای از دام عشق تو رهایی یافتم، اما به زودی میبینم که چقدر به درد و رنج دچار شدهام.
هوش مصنوعی: به خاطر تو از خانواده و آشنایان دور شدم، تنها نیستم؛ من به زیبایی لبهای تو دلبسته شدهام.
هوش مصنوعی: هر کسی که به او نگاه کنی، با همین مشکل و رنج دست و پنجه نرم میکند.
هوش مصنوعی: من به خاطر تو همیشه در معرض درد و غم هستم، بس است! دیگر مرا از این رنج و اندوه آزاد کن.
هوش مصنوعی: موهای سیاه تو به قدری زیبا و پیچیده است که هر زخمی از نگاه تو، اگر کمی به سیاهی متمایل شود، تأثیری شگفتآور خواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: فیروزه زیباست، اما زیبایی واقعی در چشم بیننده است که به آن جلوه میبخشد.
هوش مصنوعی: تکذیب دیگران لزوماً به معنای کاهش ارزش یا کمال خودت نیست، همانطور که ماه به شکل هلال نمیتواند به بلندی کامل خود برسد.
هوش مصنوعی: ابروی زرد نمیتواند زیبایی تو را کم کند...
هوش مصنوعی: سرآغاز کلام خدا اغلب با طلا زینت شده است.
هوش مصنوعی: میترسم که مرگ بخواهد به دل من نزدیک شود و حالا که دچار شوق و اشتیاق شدهام، ناگهان دوران زندگیام پایان یابد و بدون اینکه متوجه شوم، زندگیام را به سرانجام برساند.
هوش مصنوعی: شما به عنوان غسال، به کار شستشوی میت مشغولید و من به سوی پزشک رفتم تا درمانی برای درد دل من پیدا کند.
هوش مصنوعی: او آهی کشید و با ناامیدی گفت که این مشکل ناراحت کننده هیچ راه حلی ندارد.
هوش مصنوعی: ای محبوب، از نگاه به دنیا و خواستههای آن چشم پوشید، چرا که ما در این زندگی فقط از فرصتها بهرهمند میشویم، چه از جانب پیران و چه از جوانان.
هوش مصنوعی: یک روز تصمیم گرفتم به سوی بیابان بروم؛ در این حال، شکاری به دنبالم آمد و مرگ هم از جلو به سرعت میآمد.
هوش مصنوعی: به او گفتم نرو، چون مرگ تو در قفس است و نمیتواند آزادانه برود.
هوش مصنوعی: ای ساقی، برخیز و شراب را در پیاله بریز. با وجود اینکه دیگران به غم و اندوه من توجه نمیکنند، تو برای من آه و ناله کن.
هوش مصنوعی: ما را به خانواده ای با ویژگی های انسانی و بزرگوارانه اشاره کن و «حاجب» یعنی نگهبان، در پیشگاه باده ی وحدت (همبستگی و یکی شدن) ما را شستشو و پاکسازی کند.
هوش مصنوعی: اگر از این میان جامی را بردارم، شاهد من خداست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.