ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن
ما را به لعل باده فروشت حواله کن
گه زسر باده پرستی اگر نه ای
لبریز شد چو جام نظر در پیاله کن
خورشید می بماه قدح ریز و فیض بخش
خوان جهان زپرتو او پر نواله کن
آفتاب چهره خوی افشان بصحن باغ
دامن پر از ستاره چمن پر زلاله کن
این عمر رفته را بدل از جام باده گیر
چل ساله دفع غم زشراب دوساله کن
راز کمند عشق کند عقل سرکشی
زنجیریش زطره مشکین کلاله کن
مطرب بزن به پرده قانون نوای راست
از شور عشق گوش فلک پر زناله کن
مدح علی بگوی مغنی بصوت خوش
باغ بهشت را بدو بیتی قباله کن
آشفته گر کسی زتو پرسد نشان او
تعبیر نام دوست به لفظ جلاله کن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ساقی میگوید تا پیالهای شراب برای او بریزد و به او بادهفروشی کند. او به این نکته اشاره میکند که زیبایی عشق و لذت از باده باید در زندگی حاضر باشد و نباید لحظهها را از دست داد. شاعر به اهمیت عشق و زیباییهای طبیعی پرداخته و خواسته تا به یاد علی، مدحی سروده شود. در نهایت، او از ساقی میخواهد که نشان دوستش را با واژههای زیبا بیان کند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، برای مهمانان مجلس، شراب را در پیاله بریز و ما را با بادهی شیرین خود، که همچون لعل (یاقوت) است، گوارا کن.
هوش مصنوعی: هر گاه از شادی و نوشیدن باده سیرابی و سرمست نیستی، همچون جامی که پر از شراب است، نگاهت را به دیگران بیفکن و در دل خود شادی کن.
هوش مصنوعی: خورشید همچون ماه، با دلنشینی و نیکی، از خود نیکی و برکت به جهان میپاشد. این میتواند به ما کمک کند که از نعمتها بهرهمند شویم و برکت را در زندگی خود احساس کنیم.
هوش مصنوعی: خورشید چهرهاش را در باغ میافشاند و دامنش پر از ستارههاست، چمنها هم زلال و درخشندهاند.
هوش مصنوعی: این زندگی که سپری شده را با نوشیدن شراب فراموش کن و غم و اندوه را با شادمانی و لذت از زندگی دو ساله برطرف کن.
هوش مصنوعی: عشق همچون کمند و دام است که عقل را به تسخیر درآورده و در زنجیر میکشد، این عشق مانند گیسوی مشکین و زیبایی دلربا میباشد.
هوش مصنوعی: ای نوازنده، به ساز بزن و نوایی تازه به گوش فلک برسان. صدای عشق را طوری طنینانداز کن که آسمان را پر از ناله و آواز کند.
هوش مصنوعی: علی را ستایش کن، شاعر! با صدای دلنشینت، مثل صدای بهشت، دو بیتی را به او تقدیم کن.
هوش مصنوعی: اگر کسی از تو درباره حال و وضع او بپرسد، بهگونهای پاسخ بده که نام دوست را با زیبایی و احترام بیان کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساقی بجان جم میم اندر پیاله کن
بادام و قندم از لب و چشمت حواله کن
در آب بسته آتش سیاله کن روان
مرغولهای عنبر بر برگ گل کلاله کن
ای ماه چهارده زدوساله شراب ناب
[...]
ساقی کناف بوالهوسان از پیاله کن
کار مرا بدان لب میگون حواله کن
مطرب برآر دست و فرو کوب پای رقص
بر روی لاله سنبل مشکین کلاله کن
بر گوشۀ هلال نشان آفتاب جام
[...]
ساقی ز جای خیز و میم در پیاله کن
بر رغم مدعی ز غمم آه و ناله کن
ما را به خاندان مروت حواله کن
«حاجب » به خم باده وحدت غساله کن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.