خضر گر خوش زندگانی میکند
زندگانی جاودانی میکند
گر ببیند ساعد و تیغ تو را
کی به کشتن سرگرانی میکند
غمزه تو در نگاهش مضمر است
دلبری کاو دلستانی میکند
از دل سنگین تو دارد نشان
گر بتی نامهربانی میکند
روز و شب با کودکان همبازیم
پیر چلساله جوانی میکند
مصحف عشق است باغ چهرهات
خط سبزت ترجمانی میکند
گر غباری خیزدت از آستان
بر ثریا آسمانی میکند
پیش قدر تو قضا و هم قدر
لابهای از ناتوانی میکند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و آن را علت حیات جاودانی میداند. او با اشاره به تیغ محبوب و غمزههای دلبرانهاش، نشان میدهد که این زیبایی میتواند حتی کشتن را به سرگرمی تبدیل کند. همچنین، عشق و حس دلباختگی به معشوق را با تصاویری از کودکی و جوانی پیوند میزند و بر این اساس، وجود معشوق را همچون کتاب عشق توصیف میکند که حیات را پرمعنا میسازد. در نهایت، او به مقام و قدر معشوق اشاره کرده و به ناتوانی خود در برابر قدرت عشقش اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: اگر خضر (نماد زندگی و جاودانگی) خوش باشد، به زندگی جاودانی دست پیدا میکند.
هوش مصنوعی: اگر کسی ساعد و تیغ تو را ببیند، هرگز تو را به کشتن مشغول نمیکند.
هوش مصنوعی: چشمهای تو پر از اشارههای محبتآمیز است و کسی که دل میبرد، با این نگاه، دلها را به خود جلب میکند.
هوش مصنوعی: از دل سنگین تو نشانهای وجود دارد که بت بیمحبتی میکند.
هوش مصنوعی: در طول روز و شب، با کودکان بازی میکنم، انگار که خودم نیز جوان شدهام و وارد دنیای شادابی و زندگی آنها میشوم.
هوش مصنوعی: چهرهی تو مانند کتابی است که در آن عشق نوشته شده و خط سبزت در واقع ترجمهای از این عشق است.
هوش مصنوعی: اگر بر اثر بادی غباری از آستان تو بلند شود، آن غبار مانند ستارهای در آسمان میدرخشد.
هوش مصنوعی: در برابر مقام و ارزش تو، تقدیر و سرنوشت هم مانند نالهای بیفایده به نظر میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر شبم عشق امتحانی میکند
پاسبان را پاسبانی میکند
عشق اکنون مهربانی میکند
جان جان امروز جانی میکند
در شعاع آفتاب معرفت
ذره ذره غیب دانی میکند
کیمیای کیمیاسازست عشق
[...]
هر که بیاو زندگانی میکند
گر نمیمیرد گرانی میکند
من بر آن بودم که ندْهم دل به عشق
سروبالا دلستانی میکند
مهربانی مینمایم بر قَدَش
[...]
غمزهات ناوکفشانی میکند
با دلم خوش مهربانی میکند
قامتت را یک نظر هر کس که دید
تا قیامت کامرانی میکند
ساقیا برخیز و در ساغر بریز
[...]
اینکه طاقتها جوانی میکند
ناتوانی، ناتوانی میکند
گر همه خاک از زمینگردد بلند
بر سر ما آسمانی میکند
بسکه فطرتها ضعیف افتاده است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.