گنجور

شمارهٔ ۳۳

 
امیر معزی
امیر معزی » غزلیات
 

تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادم

کشتهٔ عشق شدم راز نهان بگشادم

سرد بردی دلم از عاشقی و جستن عشق

لاجرم زود شدم عاشق و گرم افتادم

پدر و مادر من بنده نبودند تو را

من تو را بنده شدم‌ گرچه به اصل آزادم

هر شبی بر سر کوی تو برآرم فریاد

نکنی رحمت و یکشب نرسی فریادم

من به یک روز تو را یادکنم سیصد بار

تو به صد روز بیک بار نیاری یادم

تا تو را نالهٔ زیردست و مرا نالهٔ زار

تو به‌ کف باده همی‌ گیری و من بر بادم

گر به دنیا و به دین مرد همی‌ گیرد نام

دین و دنیا به سرکار تو اندر دادم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدفر نوشته:

بیت ششم «نالهٔ زیر است»

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید