گنجور

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » آتشی در نیستان » سپیده(آواز در گوشه ی حجاز)

محمدرضا شجریان » رباعیات خیام » از آمدن و رفتن ما سودی کو؟ اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کیانوش در ‫۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۷ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۰۹:۰۹ نوشته:

این رباعی منسوب به خیام هست نه ابوسعید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۰۰ نوشته:

این یکی از معروفترین رباعیات خیامه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کاوه در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۵ نوشته:

این رباعی قطعا متعلق به خیام است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رامین در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۹ نوشته:

با مقایسه این رباعی با رباعیات دیگر خیام بنظر نمی آید این رباعی متعلق به خیام باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۲ نوشته:

سلام
وقت بخیر
اگر مصرع اول این شعر را(هنگام سپیده دم خروس سحری) در سایت جستجو کنیم
سایت دونتیجه را به نمایش در می آورد
نتیجه اول از همین شاعر و نتیجه دوم از خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » دم را دریابیم [143-108] » رباعی 114
لطفا راهنمایی فرمایید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حسین محمدی جزی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۴ نوشته:

این رباعی بدون شک از شیخ ابوسعید ابوالخیراست .دلیل روشن
آن هم مفهوم و معنای بسیار ساده و روان خود شعر است.به عبارتی «آفتاب آمد دلیل آفتاب
گر دلیلت باید٬؟ از وی رو متاب!
شیخ میفرماید: «آیا میدانی خروس سحری هنگام سپیدم چه میگوید وچرا نوحه گری و افسوس خوانی میکند؟ سپس در بیت دوم خود پاسخ آنرا چنین میدهد:« میگوید که در آیینه ی صبح که ذاتا بازتابانیدن و نمایاندن حقیقت از ویژگی اوست چنین نمایاندندکه از عمر تو (خطاب به خود) شب دیگری هم به غفلت طی شد و هنوز تو در بی خبری (از خود و کیستی و چیستی خود)به سر میبری». این معنای روشن و روان شعر ابوسعید ابوالخیر است. این معنا شواهد بسیاری در رباعیات شیخ ابوسعید ابوالخیر دارد. ضمن اینکه به گمان من با توجه به عنوان خیام به عبارت « حکیم» وی کسی باید بوده باشد که اهل حکمت ومعرفت بوده است. اما به استناد بیان حکیمانه ی حضرت مولی الموالی امیرالمونین علی (ع) فاصله دروغ با حقیقت چهار انگشت است»یعنی که ما با چشم ندیده ایم و کسی هم با چشم ندیده وگزارش هم نشده درتاریخ که حکیم‌عمر خیام اهل مشروب و‌...باشد. تأویلات صادق هدایت صحیح نیست و اصلا در عرصه ی نسخه شناسی و شناخت ادبیات کلاسیک فارسی صادق هدایت و آرای او که نقطه نظرات شخصی وی است هیچ وزن و جایگاه خاصی ندارد. وهیچ دانشجو و استاد ادبیاتی صادق هدایت را یک صاحب نظریه و ادیب نمی شناسند. بلکه وی فقط یک نوسینده داستان نویس بوده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مسعود رمضانپور در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۸ نوشته:

درود
در کتاب رباعیات خیام به تصحیح محمدعلی فروغی و قاسم غنی این رباعی نیامده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد فارسی در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۱۱ نوشته:

بنده شخصا هیچ گونه شکی ندارم،بی شک این رباعی نه میتواند از سروده هاس خیام باشد نه میتوان آن را به خیام منصوب کرد.
مفهوم آن به کلی از مقوله های مفهومی شعر خیام به دور است،خیام یک دادایسم بوده و این شعر در رد این نوع سبک و نوع اندیشه میباشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سهو قلم در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۴۵ نوشته:

از نظر من این رباعی می تواند متعلق به خیام باشد همانطور که در نسخ دیگر غیر از نسخه تصحیح شده ای که اشاره کرده اند، این رباعی آمده است.
برخی باید گرفتن یک ایسم شاعری را که از بزرگان و اندیشمندان بی بدیل ایران هست را مورد بی لطفی قرار می دهند.
لطفاً نظر غیر علمی ندهید. قابل توجه که دادایسم در واکنش به مشکلات پس از جنگ جهانی ال در اروپا به وجود آمده و ویژگی های فکری پیروان آن کاملاً مختص آن احساسات برآمده از آن شرایط است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

قدسی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۴۳ نوشته:

من هم معتقدم که این رباعی متعلق به ابوسعید ابوالخیر است
چرا که با دقت در اشعار این دو مرد بزرگ و بررسی لفظی و معنوی اشعار آنان به راحتی می توان متوجه شد که این زبان متعلق به حکیم خیام نیست.......

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سیداحمدمغربی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۵ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۰۶ نوشته:

با عرض سلام و ادب و احترام
خواستم عرض کنم در هر حال این رباعی نه از جناب خیام است و نه از جناب ابوسعید منسوب است و زبانش به منسوبات ابوسعید نزدیک تر
جهت اطلاع بیشتر:
حسین جلال پور:
جناب میرافضلی(سیدعلی میرافضلی)
استاد شفیعی‌کدکنی در مقدمه‌ی اسرارالتوحید می‌نویسند که یک رباعی و یک مصراع از یک رباعی مسلما از ابوسعید است، دکتر ریاحی هم در مقدمه‌ی نزهة‌المجالس تقریبا همین را می‌گویند، تحقیقات شما چند رباعی به رباعیات ابوسعید اضافه می‌کند؟
میرافضلی :
با توجه به تصریح نوادگان ابوسعید که حضرت شیخ در تمام عمر جز یک رباعی و یک بیت نگفته، آنچه در منابع به ابوسعید نسبت داده میشود اجتهاد در مقابل نص است.
اما از دیدگاه منابع که بخواهیم بررسی کنیم تا پایان قرن هشتم تعداد رباعیاتی که به اسم ابوسعید پیدا میشود از ده رباعی تجاوز نمیکند. از قرن دهم که تدوین رباعیات ابوسعید آغاز میشود و این بی سر و سامانیها بوجود می آید.
بیشترین مجموعه رباعیات ابوسعید در سده 12 در هند فراهم آمده. حساب کنید 700 سال بعد از دوران ابوسعید . حساب کنید این قبیل منابع چه اعتباری دارد!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مصطفی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۸ نوشته:

می تونیم از این زاویه هم نگاه کنیم که شاعر شب را جز عمر می دونه . چون روز عموما صرف تعلقات و روزمره گی میشه و تاریکی شب فرصتی برای به خود نگاه کردن سنجیدن و تفکر هست. همانطور که خداوند سفارش می کند بخشی از شب را به عبادت و تفکر بپردازیم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

هادی رسولی فر در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۲ نوشته:

شکی در اینکه این رباعی متعلق به ابوسعید ابوالخیر است نیست .
رباعیات خیام به قلم صادق هدایت بیشتر ریشه در تخیلات صادق هدایت و افکار شخصی او دارد .
متاسفانه چندی از رباعیات ابوسعید ابوالخیر به اشتباه منصوب به خیام است .
ادوارد جرالد نیز در ترجمه انگلیسی رباعیات خیام این رباعی را به حکیم عمر خیام نسبت داده .
این در حالی است که این رباعی در تصحیح محمد علی فروغی و قاسم غنی که قابل استناد ترین مجموعه رباعیات حکیم عمر خیام میباشد نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

پیمان در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۴۶ نوشته:

کسی طرفی از این معنی هم بربسته

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

صباح عندلیب در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۰ نوشته:

باسلام به ددوستان،
من هم معتقدم که این شعر را ابوسعید الو الخیر سروده.اما نکته ای که میخواهم در علت نسبت این شعر توسط بعضی ها به عمر الخیام،بگویم : اینست که عمر الخیام عین این شعرا را (مطابقت النعل بالنعل ) بزبان عربی سروده :
اتدری لماذا یصبح الدیک صاءحا
یردد لحن النوح فی غره الفجر؟
یناذی لقد مرت من العمر لیله
وها انت لاتشعر بذاک ولاتدری
واین می تواندبقول معروف (توارد خواطر) باشد
یا عمر خیام باتوجه به اینکه 81 سال پس از وفاه ابوسعید ابو الخیر بدنیا آمده ، این شعرا بزبان عربی نرجمه کرده باشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

صباح عندلیب در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۳ نوشته:

(یناذی لقد مرت من العمر لیله)
در حاشیه ارسالی بنده بصورت زیر تصحیح می گردد
(ینادی لقد مرت من العمر لیله)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

Dimo در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۳ نوشته:

با درود.ا‌صل مطلب مفهوم این شعر است...انگشت مهم نیست دیگر...به ماهی که اشاره کرده باید نگریست....با احترام.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کمال داودوند در ‫۴ سال قبل، چهار شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۲۶ نوشته:

با سلام وخسته نباشید به حاشیه نویسی اان محترم
جمع این رباعی از 5846

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حجازی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۰ نوشته:

این رباعی در متون کهن و اصیل به نام شیخ روزبهان بقلی ثبت گردیده است. لذا نه از خیام است نه بوسعید بلکه از روزبهان بقلی شیرازی است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۶ نوشته:

با احترام به نظر تمام دوستان
بنده هم بنا بر مطالعه خودم بر تمام رباعیات حکیم بزرگ خیام و عارف گرانقدر ابوسعید بیان میکنم
در اینکه اکثر رباعیاتی که به ابوسعید نسبت داده شده دقیقا شعرهای دیگر شاعران هست شکی نیست
چرا که خود ابوسعید هم بیان کرده که هرچه ما گفتیم جز ان نبود که دیگران گفته اند
پس ابوسعید تمام این شعرها رو در مجالس وعظ و منبر برای بیان موعظه استفاده میکرده...
البته جز یک رباعی و یک مصرع شعر که دقیقا اورده شده که از خود ابوسعید هست مابقیه رباعیاتی که به ایشان نسبت داده شده بی شک از شاعران دیگر است
در مورد این رباعی هم به تفکر خیام نزدیک نیست
چرا که خیام پرسشگر هست و جهان رو به حال میبند نه افسوس خوردن گذشتن عمر
بلکه مدام از در حال زیستن صحبت میکند
این رباعی بی شک از خیام نیست
چرا که با تفکرات ایشان فاصله دارد
و همین کلمه بی خبری در انتهای مصرع اخر دلیل اصلی هست که این رباعی از خیام نیست
چرا که خیام در رباعیاتش صحبت از پشت پرده جهان هستی نمیکند
هرچه را با چشم میبیند میپرسد و به دنبال پاسخ ان میگردد (هرچند که پاسخ بسیاری از سوالات خیام قابل جواب نیست)
در انتها این شعر نه از ابوسعید نه از خیام است
بایستی از شاعری دیگری باشد که به این دو نسبت داده شده...
البته تمام این گفته ها نظرات شخصی خودم است که تمامی رباعیات این دو بزرگوار رو خوندم و بررسی کردم...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

جواد در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۴۱ نوشته:

این رباعی رو به همراه یه رباعی دیگه از خیام محمد معتمدی به همراه نی هوشمند عبادی در برنامه ی رادیو هفت اجرا کرده که واقعا زیبا است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رضا غلامی در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۰ نوشته:

این همه مطلب و نزاع بر سر اینکه شعر از چه کسی است؟؟!!
" کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری"

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمدرضا بهزادی در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۸ نوشته:

با سلام این رباعی رو شجریان در البوم "رباعیات خیام" خونده ولی نمیشه این رو به قسمت {{این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟}}اضافه کرد چون آلبوم رباعیات خیام توی پیش فرض البوم های شجریان نیست. لطفا اصلاح کنید.
با تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی سهرابی در ‫۳ سال قبل، دو شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۸ نوشته:

دو نظر قابل تامل وجود دارد:
اول اینکه اصلا ابوسعید رباعی سرا نبوده.
دوم اینکه این رباعیات از روزبهان بقلی است،
توضیح:
اگرچه میدانیم که در اغلب دفترها جزو مجموعه رباعیات خیام آمده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مصیب مهرآشیان در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۳ نوشته:

با سلام با یک تحریف جزئی رباعی دوبیتی شده است چون با واکه کوچک شرو شده یعنی شده
ت تن ت ت
چون شعر چنین است
دانی که سپیده دم خروس سحری
هر لحظه همی چرا کند نوحه گری
این گونه شعر رباعی می باشد.
انتظار دارد که ان را در این سایت زیبا منتشر نمایید
ضمنا اگر از اشعار من که پول هزینه چاپ انرا ندارم در سایت منتشر نمایید تا زنده هستم انرا ببینم البته بیست هزار قطعه غزل من در فیسبوک پرکنده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

۸ در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۵ نوشته:

این دو بیتی ، ترانه یا چنان که می گویند رباعی نمی تواند از خیام باشد
در شیوه اندیشگی حکیم ، نوحه و نوحه گری جایی ندارد، بگذریم که خروس پیام آور سروش ، روشنی و روز است.
سراینده این رباعی بی گمان از آن گروه مردمان است که از واقعیت بریده به وهم پناه برده اند.
( هدایت ، بو سعید ، بلخی و......هر یک به گونه ای)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

ویتو در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۴ نوشته:

دریغا که همه بر سر اینکه چه کسی این شعر را سروده نزاع می کنند. حال آنکه در نهایت چه فرقی دارد؟؟؟ مهم معنی و مفهوم است!!!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

هادی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۷ نوشته:

با سلام بحث سر اینکه شاعر این اثر که بوده است بی معنی است چرا که
شما بجای دریافت و تامل در معنای عمیق شعر فقط در حال بحث روی شاعر هستید
مانند آن است که سر سفره نشسته باشید انواع غذا ها را برای شما آورده باشند و شما بجای استفاده از غذاهای لذیذی که جلویتان است سر این بحث کنید که آشپز این غذا که بوده است حال آنکه در مقام مهمان سر سفره ثمره ای هم برای شما ندارد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۶ نوشته:

خیام، ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر معاصر یکدیگر بوده و با هم مراودات و ملاقات داشتند.
احتمال اینکه این شعر متعلق به ابوسعید باشد به همان اندازه است که می تواند متعلق به خیام باشد. چون هردو فیلسوف و عارف بودند و از یکدیگر تاثیر گرفته اند. همانطور که تنبه عارفانه ابوسعید را می تواند در این شعر دید، غنیمت شمردن وقت و لذت از اکنونیت خیام نیز در این شعر وجود دارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۷ نوشته:

یکی از دوستان اشاره کردن که اشعار خیام رو خوندن و قویاً نسبت این رباعی به خیام را رد کرده اند چرا که خیام در رباعیاتش صحبت از پشت پرده جهان هستی نمیکند.
باید به این دوستمون عرض کنم، ضمن اینکه نمی توان با قطعیت گفت که این رباعی منسوب به خیام است یا خیر؛ بهتر است ایشون دوباره اشعار خیام رو مورد مطالعه قرار بدن چون در یک رباعی دیگر خیام گفته
اسرار اَزَل را نه تو دانی و نه من،
وین حرفِ معمّا نه تو خوانی و نه من؛
هست از پس پرده گفت‌وگوی من و تو،
چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بابک چندم در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۲۸ نوشته:

علی آقا جان
گویا که خیام یک دهه پس از مرگ بوعلی و همزمان یا یکسال پیش از مرگ
ابو سعید به دنیا آمده...
پس نمی توانسته با آنان "ملاقات و مراودات" داشته باشد...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

پند و داستان در ‫۶ ماه قبل، یک شنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۹ نوشته:

 

" آیینه یِ صبح "


هنگامِ سپیده دَم خروسِ سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری


یعنی که نِمودند در آیینه یِ صبح
کَز عمر شبی گذشت و تو بیخبری


- خروسِ سحری: خروسی است که فقط هنگامِ سحر آواز سر می دهد و مانندِ خروسِ بی محل! که گاه و بیگاه می خواند، نیست
- سپیده دَم: بامداد، سحر، زمانِ گرگ و میش قبل از صبح
- نوحه گری: گریه و زاری با صدایِ بلند
- نِمودند: نشان دادند
- آیینه یِ صبح: صبح به آیینه ای تشبیه شده که گذرِ عُمر را به وضوح نشان می دهد


برداشت آزاد:
آیا می دانی چرا خروس هنگامِ سحر شروع به آواز خوانی می کند؟ در واقع این آواز، آه و ناله ای است سوزناک از بی خبری و نا آگاهی ما از آنچه که هر روز در حال از دست دادن آن هستیم. صبح همچون آیینه ای است که به وضوح گذرِ شبی از عُمرمان را نشان می دهد و این در حالیست که ما اصلا متوجه نیستیم که این شبی که گذشت بخشی از عمر کوتاه ما بود که دیگر بر نخواهد گشت!


سرودِ مجلسِ جمشید گفته اند این بود
که جامِ باده بیاور که جَم نخواهد ماند


غنیمتی شُمَر ای شمع! وصلِ پروانه
که این معامله تا صبح‌دم نخواهد ماند


بدین رواقِ زِبَرجَد نوشته اند به زَر
که جز نکوییِ اهلِ کرم نخواهد ماند


دیوان حافظ » غزل 179


- جمشید: جمِّ درخشان ، از پادشاهان ایرانِ باستان که 700 سال بر جهان پادشاهی کرد. در شاهنامه، تمدن بشری به دورانِ پادشاهیِ وی نسبت داده شده است. سرانجام بخاطر خودپسندی و ناسپاسی پادشاهی را از دست داد و گرفتار ضَحّاک شد و با اره به دو نیم شد!
- جامِ باده بیاور: بیا شادمانی کنیم و از تاریکی و پلیدی دوری کنیم، بیا خوب باشیم و خوبی کنیم تا شادی واقعی و پایدار را در اعماقِ وجودمان حس کنیم
- غنیمتی شُمَر: قدردانِ تک تکِ لحظه هایِ زندگی باش
- شمع: مردم، که عاشق را نیز شامل می شود
- وصلِ پروانه: داشته ها و یافته ها، حال خوش و احساس شادی، یکی از این نعمتها می تواند رسیدنِ به معشوق باشد
- معامله: زندگی، حالِ خوش
- تا صبح دَم: اشاره به زندگی کوتاهِ ما و خوشیهایِ زودگذر و ناپایدارِ دنیا دارد
- زِبرجد: سنگِ قیمتی است که در صنعت جواهرسازی استفاده می شود
- رواقِ زِبَرجَد: گنبدِ ساخته شده از سنگ قیمتی آبی رنگ، آسمانِ نیلگون
- به زَر: با آبِ طلا
- که جز: تنها, فقط
- نکوییِ اهلِ کرم: بخشش و خوبیِ خوبان و سخاوتمندان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.