گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
ابوسعید ابوالخیر
 

بسیاری از رباعیات و اشعار منتسب به ابوسعید در واقع از آن شاعران دیگر است. فرزندان ابوسعید در کتاب‌های «حالات و سخنان ابوسعید» و «اسرار التوحید» گفته‌اند که جدشان جز سه بیت، شعری نگفته و آنچه در مجالس می‌خوانده، گفتار پیرانش بوده است. 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «مرد نابینا ببیند بازیابد راه را» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ا» است.

حرف آخر قافیه

الف
ت
د
ر
ک
م
ن
ه
ی

تکه ۱ - ابیات پراکنده از رباعیات: چون نیست شدی هست ببودی صنما - چون خاک شدی پاک شدی لاجرما

تکه ۲: مرد باید که جگر سوخته چندان بودا - نه همانا که چنین مرد فراوان بودا

تکه ۳: کار چون بسته شود بگشایدا - وز پس هر غم طرب افزایدا

تکه ۴: خداوندا بگردانی بلا را - ز آفتها نگه داری تو ما را

تکه ۵: به حق هر دو گیسوی محمد - زبون گردان زبردستان ما را

تکه ۶: نسیما جانب بستان گذر کن - بگو آن نازنین شمشاد ما را

تکه ۷: چون مرا دیدی تو او را دیده‌ای - چون ورا دیدی تو دیدی مر مرا

تکه ۸: گر من این دوستی تو ببرم تا لب گور - بزنم نعره ولیکن ز تو بینم هنرا

تکه ۹: گرفت خواهم زلفین عنبرین ترا - به بوسه نقش کنم برگ یاسمین ترا

تکه ۱۰: در شب تاریک برداری نقاب از روی خویش - مرد نابینا ببیند بازیابد راه را

تکه ۱۱: هر کسی محراب کردست آفتاب و سنگ و چوب - من کنون محراب کردم آن نگارین روی را

تکه ۱۲: با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین - با هر که نیست عاشق کم کن قرینیا

تکه ۱۳: آتش نمرود هرگز پور آذر را نسوخت - پور آذر پیش ازین آتش چو خاکستر شده‌است

تکه ۱۴: امروز بهر حالی بغداد بخاراست - کجا میر خراسانست پیروزی آنجاست

تکه ۱۵: ساقی تو بده باده و مطرب تو بزن رود - تا می‌خورم امروز که وقت طرب ماست

تکه ۱۶: می هست و درم هست و بت لاله رخان هست - غم نیست و گر هست نصیب دل اعداست

تکه ۱۷: هر آن دلی که ترا، سیدی بدان نظرست - خطر گرفت اگرچه حقیر و بی‌خطرست

تکه ۱۸: اگرچه خرد یکی شاخک گیاه بود - که تو بدو نگری زادسرو غاتفرست

تکه ۱۹: هر آن دلی که نهفتست زیر هفت زمین - که تو بدو نگری همتش ز عرش برست

تکه ۲۰: صاحب خبران دارم آنجا که تو هستی - یک دم زدن از حال تو غافل نیم ای دوست

تکه ۲۱: ای ترک جان نکرده و جانانت آرزوست - زنار نابریده و ایمانت آرزوست

تکه ۲۲: رنج مردم ز پیشی و بیشیست - راحت و ایمنی ز درویشیست

تکه ۲۳: از دوست پیام آمد کاراسته کن کار - مهر دل پیش آر و فضول از ره بردار

تکه ۲۴: ای روی تو چو روز دلیل موحدان - وی موی تو چنان چو شب ملحد از لحد

تکه ۲۵: از دوست به هر چیز چرا بایدت آزرد - کین عیش چنین باشد گه شادی و گه درد

تکه ۲۶: آری چنین کنند کریمان که شاه کرد - سوی رهی بچشم بزرگی نگاه کرد

تکه ۲۷: هر آن شمعی که ایزد برفروزد - کسی کش پف کند سبلت بسوزد

تکه ۲۸: برون ز گوشه بهشت برین سقر باشد - فزون ز توشه شکر معده بار خر باشد

تکه ۲۹: عاشقی خواهی که تا پایان بری - بس که بپسندید باید ناپسند

تکه ۳۰: با خلق هر کرم که کند هم خدا کند - باشد که ناگهی نگهی هم بما کند

تکه ۳۱: مرا تو راحت جانی معاینه نه خبر - کرا معاینه آمد خبر چه سود کند

تکه ۳۲: هیچ صورتگر بصد سال از بدایع وزنگار - آن نداند کرد و نتواند که یک باران کند

تکه ۳۳: او درین فکر تا به ما چه کند - ما درین فکر تا خدا چه کند

تکه ۳۴: ما دل آسوده تا خدا چه کند - خواجه در حیله تا به ما چه کند

تکه ۳۵: بزیر قبهٔ تقدیس مست مستانند - که هر چه هست همه صورت خدا دانند

تکه ۳۶: کار همه راست چنانکه بباید - حال شادیست شاد باشی شاید

تکه ۳۷: خوش آید او را چون من بناخوشی باشم - مرا که خوشی او بود ناخوشی شاید

تکه ۳۸: هر باد که از سوی بخارا بمن آید - با بوی گل و مشک و نسیم سمن آید

تکه ۳۹: نی نی ز ختن باد چنان خوش نوزد هیچ - کان باد همی از بر معشوق من آید

تکه ۴۰: بده تو بار خدایا درین خجسته سفر - هزار نصرت و شادی هزار فتح و ظفر

تکه ۴۱: چیست ازین خوبتر در همه آفاق کار - دوست به نزدیک دوست یار به نزدیک یار

تکه ۴۲: خوبتر اندر جهان ازین چه بود کار - دوست بر دوست رفت و یار بر یار

تکه ۴۳: حق تعالی که مالک الملکست - لیس فی الملک غیره مالک

تکه ۴۴: معدن شادیست این معدن جود و کرم - قبلهٔ ما روی یار قبلهٔ هر کس حرم

تکه ۴۵: دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام - بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام

تکه ۴۶: نظری فگن به حالم که ز دست رفت کارم - به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم

تکه ۴۷: بوالعجب یاری ای یار خراسانی - بندهٔ بوالعجبی‌های خراسانم

تکه ۴۸: همه جمال تو بینم چو دیده باز کنم - همه تنم دل گردد که با تو راز کنم

تکه ۴۹: مدتی هست که ما از خم وحدت مستیم - شیشهٔ کثرت این طایفه را بشکستیم

تکه ۵۰: بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان - تا گمان اندر یقین گم شد یقین اندر گمان

تکه ۵۱: تعویذ گشت خوی بدان روی خوب را - ورنه به چشم بد بخورندیش مردمان

تکه ۵۲: تو چنانی که ترا بخت چنانست و چنان - من چنینم که مرا بخت چنینست و چنین

تکه ۵۳: با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین - با هر که نیست عاشق کم گوی و کم نشین

تکه ۵۴: ترا روی زرد و مرا روی زرد - تو از مهر و ماه و من از مهر ماه

تکه ۵۵: بر فلک بر دو مرد پیشه ورند - آن یکی درزی آن دگر جولاه

تکه ۵۶: ما و همین دوغ وا و ترب و ترینه - پختهٔ امروز یا ز باقی دینه

تکه ۵۷: حال عالم سر بسر پرسیدم از فرزانه‌ای - گفت: یا خاکیست یا بادیست یا افسانه‌ای

تکه ۵۸: ای بار خدا به حق هستی - شش چیز مرا مدد فرستی

تکه ۵۹: ای ساقی پیش آر ز سرمایهٔ شادی - زان می‌که همی تابد چون تاج قبادی

تکه ۶۰: ایا بر جان ما ماهر چو بر شطرنج اهوازی - چو ما را شاه مات آید ترا سپری شود بازی

تکه ۶۱: تنگ دلی نی و دل تنگ نی - تنگدلان را بر ما رنگ نی

تکه ۶۲: صاحب خبران دارم آنجا که تو هستی - یا جمله مرا هستی یا عهد شکستی