چو از کنار من آن غمگسار برخیزد
غمی به قصد من از هر کنار برخیزد
هجوم رشک مرا بین که بر گذرگاهش
ز دیده آب زنم تا غبار برخیزد
ز رفتن تو به یاد آورم چو طوفانم
در آرزوی رخت از کنار برخیزد
تو تا جدا شدی از من زمانه سوخت مرا
چنین بود چو گل از پیش خار برخیزد
به بزم غیر از آن جا کنم، که آن بدخو
مرا به بیند و بی اختیار برخیزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس اندوه و جدایی از محبوبش اشاره میکند. زمانی که محبوب از کنار او میرود، غم و اندوهی به سمت او میآید. او به رشک و حسادت خود اشاره میکند و میخواهد از اشکهایش غبار جدایی را برطرف کند. همچنین، با یادآوری محبوبش، احساس طوفان و بیقراری دارد و میگوید که جدایی آنها باعث سوختن دلش شده است، همچنان که گل بدون خار نمیتواند بماند. در نهایت، شاعر به بزم دیگران میرود، اما میداند که آن بدخو او را میبیند و ناخواسته به یاد محبوبش برمیخیزد.
هوش مصنوعی: وقتی آن کسی که دلدارم و تسکیندهندهام از کنار من برود، هر نوع غم و اندوهی به سمت من خواهد آمد.
هوش مصنوعی: نگرانی و حسادت مرا ببین که چطور از روی حسرت به یاد او اشک میریزم، تا جایی که گرد و غباری از زمین بلند شود.
هوش مصنوعی: وقتی که تو میروی، یاد تو مرا به یاد طوفانی میاندازد که در آرزوی دیدن تو دلم را به تپش میاندازد.
هوش مصنوعی: زمانی که از من دور شدی، همه چیز برایم ویران شد. این حال من است وقتی که گل از میان خاری جدا میشود.
هوش مصنوعی: من به جای دیگری میروم، جایی که آن شخص بدخلق مرا ببیند و ناآگاهانه از جا بلند شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرآن نسیم که ازکوی یار برخیزد
زبوی اودل وجان را خمار برخیزد
دهند گردن تسلیم سروران جهان
بهر قلاده که از زلف یار برخیزد
اسیر عشق برند از قبیلهای عرب
[...]
نسیم صبحدم از مرغزار برخیزد
هزار زاری از مرغِ زار برخیزد
به رنگ و بوی تو گر بشکفد گل صدبرگ
هزار ناله ز جان هزار برخیزد
چنان به دیده درآمد خیال نرگس مست
[...]
جفا کشی که ز بزم تو خوار برخیزد
مرا ببیند و امّیداوار برخیزد
قیاس رشک ازین کن که نیم کشته هجر
ز بزم وصل تو بیاختیار برخیزد
گذشتنت ندهد شوق را چنان تسکین
[...]
نگه ز دیده من اشکبار برخیزد
نفس ز سینه من زخمدار برخیزد
هزار میکده خون حلال می باید
که نرگس تو ز خواب خمار برخیزد
بر آبگینه من گرد راه افشاند
[...]
به عزم جلوه چو آن گلعذار برخیزد
نشان عافیت از روزگار برخیزد
ز شوق تیر نگنجند آهوان در پوست
به عزم صید چو آن شهسوار برخیزد
اگر به مرده صد ساله بگذری ز لحد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.