مرا لبهای آتشناک آن جانانه میسوزد
که گر بر لب نهد ساغر لب پیمانه میسوزد
دلا این گریه بیحاصل بود چندین چه میریزی
ز بیرون آب کاتش در درون خانه میسوزد
ز غیرت گر برم سر شمع را هر لحظه معذورم
تو در بزمی و امشب شمع چون پروانه میسوزد
مبین نقص زن هند و کمال عشق را بنگر
که با نقص زنی خود را چه سان مردانه میسوزد
من از بیگانگیهای تب خویش از همین داغم
که آن شوخ ، آشنا را بیش از بیگانه میسوزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شدت تحت تأثیر عشقش قرار دارد و از سوزش و اشتیاقی صحبت میکند که لبهای معشوقش در او ایجاد کرده است. او به گریه و اندوهی که بیفایده است اشاره میکند و تأکید میکند که درونش از آتش عشق میسوزد. شاعر همچنین به احساس غیرتی که دارد و دلخوشی معشوقش در جشن و سرور اشاره میکند، و در نهایت به تضاد عشق و دوری از معشوق میپردازد، که آن را ناشی از احساس بیگانگی و دلتنگی خود میداند. به طور کلی، شعر به عمق احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از جدایی میپردازد.
هوش مصنوعی: لبهای آتشین محبوبم مرا میسوزاند، به گونهای که اگر ساغر شراب به لبش نزدیک شود، آتش وجودش بیشتر شعلهور میشود.
هوش مصنوعی: ای دل، این گریه که بدون فایده است چه سودی دارد؟ چرا اینقدر از بیرون اشک میریزی، در حالی که آتش درون خانه تو را میسوزاند؟
هوش مصنوعی: اگر به خاطر غیرتم سر شمع را هر لحظه بردارم، معذورم؛ تو در محفل هستی و امروز شمع مانند پروانه میسوزد.
هوش مصنوعی: به نقص و کمبودهای زن هندی توجه نکن و به عشق او نگاه کن که چطور با وجود نقصهایش همچنان با شدت و شجاعت به عشق و احساسات خود میسوزد و زندگی میکند.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر احساسی عمیق و تلخ از دلتنگی و بیگانگی است. گوینده از درد و رنجی صحبت میکند که ناشی از فاصله و جدایی از کسی است که برایش مهم بوده. او به نوعی حسرت میخورد که چقدر این احساسات و دردها از ارتباط با این شخص آشنا بیشتر از آنچه برای یک بیگانه به وجود میآید، آزارش میدهد. این به نوعی نشاندهندهٔ تأثیر عمیق و شدید ارتباطات انسانی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل اغیار بر من از غم جانانه میسوزد
ز جور آشنا بر من دل بیگانه میسوزد
اگر سوزد دل پروانه خواهد بر زبان آرد
زبان شمع را سوز دل پروانه میسوزد
نزد ای شمع در فانوس آتش سوز بسیارت
[...]
شعار حسن تمکین، شیوه عشق است بیتابی
به پایان تا رسد یک شمع، صد پروانه میسوزد
ز رشکِ کلبهٔ من کعبه و بتخانه میسوزد
تو در یک خانه آتش میزنی صد خانه میسوزد
تو می با غیر مینوشی و میگردم کبابت من
تو شمع انجمن میگردی و پروانه میسوزد
به جسم و جان من ای برق بیپروا مروت کن
[...]
چو شمع جلوه شبها عارض جانانه میسوزد
نگه در دیدهام بیتاب چون پروانه میسوزد
سراپا محشر پروانهام بیشمع رخساری
به تن هر قطره خونم بس که بیتابانه میسوزد
دمی بیشغل عشقت نیست دل در سینه میدانم
[...]
به هر محفل که شمعی زآتش پروانه میسوزد
ز حسرت بس دل دیوانه و فرزانه میسوزد
شب هجران خیالش زد چنان بر خرمنم آتش
که برق شعلهام هم شمع و هم پروانه میسوزد
در این ویرانه آن دیوانه آتشنهادم من،
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.