گنجور

حاشیه‌ها

احمدرضا نظری چروده در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ خیام » نوروزنامه » بخش ۲ - آغاز کتاب نوروز نامه:

 

تصحیح متن:

و چنین گویند که چون گیومرت این روز را آغاز تارخی کرد

درست: تاریخی کرد.

چون دراغلب جاها تاریخ آمده است.

احمدرضا نظری چروده در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ خیام » نوروزنامه » بخش ۲ - آغاز کتاب نوروز نامه:

متن زیرازنوروزنامه ویرایش کردد

"چنین گفتند موبدان عجم که دانا آن روزگار بوده اند"

درمتن بالا داناآن=دانایان باید باشد وبرای حفظ خط آن روزگار داناان نوشته شود

م.ر.سالاری در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۰۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:

جامی در بهارستان این طوری توضیح میده که خوندنش خال از لطف نیست:

و در بعضی تواریخ چنان مذکور است که نصر بن احمد از بخارا به مرو شاهجان نزول فرموده بود و مدت مکث وی آنجا متمادی شده، ارکان دولت را خاطر بخارا و قصور و بساتین آن می کشید

از رودکی چیز بسیاری تقبل کردند تا بیتی چند مشوق و مرغب وی به بخارا بگوید و در محلی مناسب بر آهنگ عود بر آن ترنم کند، و در سحری که پادشاه صبوحی کرده بود این ابیات را بر آهنگ عود ساز کرد و بخواند:

باد جوی مولیان آید همی...

چنان در نفس وی تأثیر کرد که با شقه خاص و کفش سوار شد و یک منزل برفت و در بعضی تواریخ این حکایت را به سلطان سنجر و امیر معزی نسبت کرده اند، والله تعالی اعلم. از بهارستان تصحیح دکتر حاکمی و تصحیح  طباطبایی

احمدرضا نظری چروده در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ خیام » نوروزنامه » بخش ۲ - آغاز کتاب نوروز نامه:

لطفا اگرمی توانید ویرایش کنید کلمه قران را نزدیکی دوستاره را گویند وبه صورت قرآن آمده است.ضمنا دانایان به صورت دانا آن  ضبط شده وبا فاصله دانا با آن  که درحقیقت دانایان قوم وروزگار منظور است.

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶:

هما به تیر زنند استخوانم ار بخورد

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۱۶ - بیان آنک نفس آدمی بجای آن خونیست کی مدعی گاو گشته بود و آن گاو کشنده عقلست و داود حقست یا شیخ کی نایب حق است کی بقوت و یاری او تواند ظالم را کشتن و توانگر شدن به روزی بی‌کسب و بی‌حساب:

روزی بی‌رنج جو و بی‌حسیب کز بهشتت آورد جبریل سیب

سلام 

 کلمه حسیب  از نظر رعایت وزن بهتراز حساب است امکان داره اشتباه در نوشتار باشه

  حسیب = شمار کننده ،حساب کننده ، ازاسامی باریتعالی به معنی کسی که امور بندگان را کفایت میکند 

کوروش در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۱۷ - گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقان:

هیچکس تعریف درستی از احمق ارائه نداده

دقیقا کی احمقه ؟ هرکس به طور نسبی میتونه احمق باشه یا عاقل

اینطوری باشه همه ما آدما احمق حساب میشیم یکی بیشتر یکی کمتر

این قضیه با رحمت فی جماعت در تضاده

از احمق بگریز یعنی از همه بگریز چون هیچکس خالی از حماقت نیست اونوقت تبدیل به موجود منزوی میشی

 

کلا مثنوی پر از تضاده

کوروش در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۱۶ - بیان آنک نفس آدمی بجای آن خونیست کی مدعی گاو گشته بود و آن گاو کشنده عقلست و داود حقست یا شیخ کی نایب حق است کی بقوت و یاری او تواند ظالم را کشتن و توانگر شدن به روزی بی‌کسب و بی‌حساب:

همچنانک قدر تن از جان بود

 

قدر جان از پرتو جانان بود

 

منظور از پرتو جانان چیست ؟

 

 

 

حمید فاتح نیا در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۰۶ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶:

دروود 

نسبت دادن منظور شاعر به عشق پروردگار جهان نیازمند دلیلی واضح است والا با وجود قرینه های بسیار واضح در متن شعر که جملگی دلالت بر عشق جسمانی و زمینی دارد چنین انتسابی نه تنها مقبول نیست بلکه مستمسکی برای طنز می باشد ،وانگهی اذعان به عشق دو انسان به یکدیگر چه اشکالی دارد که بسیاری ،تا به این حد در تفسیر اشعار از آن گریزان هستند و در انکار آن به هر چیز متوسل می شوند ،بی تردید شاعران نیز انسان هایی معمولی بوده اند که روحی حساس داشته اند و به دلیل تسلط بر کلام امکان اظهار عشق خود را به زبان شعر داشته اند ،این غزل نیز همینگونه است و به زیبایی هر چه تمام زیبایی های عالم عاشقی را به تصویر کشانده است ...

خانم الف در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۴۶ دربارهٔ جویای تبریزی » دیوان اشعار » ترجیعات » در منقبت امام رضا (ع)‏:

لطفاً چینش بندها رو اصلاح کنید:

بند۱ درواقع ۶بیت هست و بیت هفتم همان بند ترجیع است. الان بند۱و۲ سرهم شده است

بند۳و۴ هم که اینجا با عنوان بند۲ هست هم همین اشتباه را دارد و بیت۸ همان بیت ترجیع است

در اصل این ترجیع ۷بند است نه ۵بیت

 

فرهود در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۲۹ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل هفدهم - این مقری قرآن را درست می‌خوانَد آری صورت قرآن را درست می‌خواند:

مقری‌: تلاوتگر

قندز‌: پوستین جانور قندز

واسط: یا واسط‌الحجاج شهری بوده است میان کوفه و بصره.

 

کوروش در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۱۵ - قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو:

کوهها با تو رسایل شد شکور

 

با تو می‌خوانند چون مقری زبور

یعنی چه

 

 

 

صادق بحرانی در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۱۶ در پاسخ به مهدی رسولی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:

نظر شما درباره اینکه کلمه سرو در این بیت بکار نرفته کاملا صحیح است و منظور شاعر چشم و سر  است.

اما درباره تکرار کلمه چشم در یک مصرع، در این بیت نه تنها از زیبایی شعر نمی کاهد بلکه بر آن افزوده است. به دلیل این که چشم اول به معنی چشم سر است و چشم دوم به معنی نگاه آمده است. 

آرایه تکرار یک کلمه در دو معنی متفاوت در ادبیات جناس تام نامیده می شود.

Sheyda Eb در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

این کامنت صرفا تجربه بنده از یک فال حافظ در نزدیکی سال نو هست امسال ماه رمضان با نوروز همزمان شده و البته بنده با اینکه در خانواده ای مذهبی زندگی میکنم اما به دلیل اینکه اعتقادی به روزه ندارم روزه نمیگیرم و هر روز مورد قضاوت و سرزنش اطرافیانم قرار میگیرم ، وقتی تصمیم گرفتم فال بگیرم آن هم با نیت اینکه چه کاری در نوروز انجام دهم و چگونه سال جدید را شروع کنم این غزل شد فال من و البته همه بحث کردند سر اینکه کدام عید مدنظر حافظ است از نظر من که میدونم هیچ چیز تصادفی نیست حافظ هم از دست زهد فروشان به ستوه آمد این غزل را سرود شاید او هم مثل من تصمیم گرفت به مناسبت نوروز می بنوشد جای اینکه روزه بگیرد 

فرهاد راد در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۲۰ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۹ - نامه نوشتن موبد نزد شهرو و فریفتن به مال:

سلام

لطفا مرا در فهم این بیت یاری کنید: 

به روی چرخ بر، چون تودهٔ نیل

به روی خاک بر، چون رای بر پیل

صادق بحرانی در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰:

در بیت دوم

غبارِ خط بپوشانید خورشیدِ رُخَش یا رب

بقایِ جاودانش ده، که حُسنِ جاودان دارد

غبار خط ایهام دارد به خطی خوش به نام غبار که خطی بسیار کوچک است و برای نوشتن پیام های مهم و فوری که بوسیله کبوتران ارسال می شده، کاربرد داشته است.

در این جا شاعر ممکن است اشاره به خطوطی در چهره معشوق خود داشته باشد که هنگام ناراحتی در چهره اش پدیدار می شده است که حالت این خطوط به زعم شاعر چیزی از زیبایی معشوق نمی کاهد.

و شاید اشاره به موهای بسیار ریز روییده در چهره معشوق داشته باشد که مانند خط غبار چهره معشوق را خطاطی کرده و  آن هم از جاودانگی حسن معشوق نمی کاهد.

و در مصرع دوم دعای شاعر را می بینیم که حیات جاودان را برای این زیبایی حاودانه ارزو می کند.

 

 

صادق بحرانی در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۵۶ در پاسخ به عظیم مدهنی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷:

حسن طلب یکی از هنرهای شاعران بزرگ است. 

شاعر در این جا با تشبیه خود به طوطی خوش سخن و تشبیه زر و مال به شکر به درستی از ممدوح خود طلب زر و مال می کند.

ابیات 4 الی هفت این غزل را می توان مثال بارزی از حسن طلب دانست.

مثال دیگری از حسن طلب حافظ را تقدیم می کنم:

بدین شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم

که سر تا پای حافظ را چرا در زر نمی گیرد

صادق بحرانی در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷:

دربیت هشتم کلمه غبار به نوعی خط خوش هم ایهام دارد. و این ایهام در بیت دیگری از حافظ نیز یافت می شود: 

غبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رب

بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد 

به قول بیدل دهلوی:

خاک ما نامه ها به جانب یار    می نوسد ولی به خط غبار 

فرهاد راد در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۸ - جواب دادن ویس رسول شاه موبد را:

سلام

لطفا مرا در فهم این بیت یاری کنید:

چو دل از دوستی زنگار گیرد

هوا از سرزنش بر نار گیرد

۱
۷۳۱
۷۳۲
۷۳۳
۷۳۴
۷۳۵
۵۶۹۱