kaveh kaveh در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
بنام او آنچه در این غزل بلکه چکیده کل دیوان خواجه بلکه هدف آفرینش منظور نظر عشق است و دیگر هیچ که به زیبایی می فرمایند
هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نَمُرده به فتوایِ من نماز کنید
رفقا تا دیر نشده برویم و عاشق شویم که باقی اضافات است چرا که در جای دیگر می فرمایند
عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید
ناخوانده نقش مقصود در کارگاه هستی
در پناه خدا
علی رحیمی باغی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:
بسیار عالی. به نوعی تفسیر قرآن به زبان شعره. هر وقت میخونم از شوق گریه می کنم. روحش قرین رحمت الهی باد
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۸۸:
که من خود را ندیدم ، تا به فکرِ آن دهن رفتم
نعمت در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۴۷ در پاسخ به پری دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
چه کسی فرق کند که ماه یا اوست؟، بعد معنیش دقیقا چی میشه؟
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸:
سَبَتْ سَلْمیٰ بِصُدْغَیها فُؤادی
و رُوحی کُلَّ یَومٍ لی یُنادی
الصُدغ: الشَّعْرُ فوقَ الوجه من العین إِلی الأذن - موی بالای صورت از چشم تا گوش. بنابراین ترجمه کردن به «گیسو» صحیح نمی باشد چون گیسو را در دو طرف صورت نمی اندازند بلکه یا در پشت سر است یا اطراف گردن
صُدغَینِ + ها = صُدْغَیها
ترجمه: سلمی با موهای قرار گرفته در بالای صورتش دل مرا دربند و اسیر کرد و روح من هر روز به من ندا میدهد (نگارا بر من بی دل ببخشای ...)2 نگارا بر من بیدل ببخشای
و واصِلْنی علی رَغْمِ الْأَعادی
به رغم و خواسته دشمنان (که میخواهند مرا رها کنی) مرا رها نکن (پیوسته با من باش)3 حبیبا در غم سودای عشقت
تَوَکَّلْنا علی رَبِّ الْعِبادِ
بر پروردگارِ بندگان توکل کردیم.4 أَ مَنْ اَنْکَرْتَنی عَن عشق سَلْمیٰ
تُزاوَّل آن روی نِهْکو بِوادی
ای کسی که مرا از عشق سلمی عیب میکنی تو باید از اول آن روی زیبا را بدیدی5 که همچون مَت به بوتَن دل وَ اِی رَه
غَریقُ الْعِشقِ فی بَحْرِ الْوِدادِ
تا همچون من (منت) ، دل به این راه بدادی و دل، غرق عشق در دریای دوستی بشود6 به پی ماچان غَرامت بِسپُریمَن
غَرَت یک وی رَوِشتی از اَما دِی
اگر یک خلاف روش (تقصیر) از ما دیدی به پی ماچان (نوعی تنبیه صوفیانه) غرامت بسپاریم (تن به مجازات دهیم)7 غم این دل بِواتَت خورد ناچار
و غَر نه اَو بِنی آنچَت نَشادی
ناچارا باید غم این دل را بخوری وگرنه آن چه تو را شایسته نیست خواهی دید. (آنچه را نشاید، میبینی)8 دل حافظ شد اندر چین زلفت
بِلَیلٍ مُظْلِمٍ وَ اللّهُ هادی
دل حافظ به خاطر شب تاریک در چین و شکن زلفت وارد شد و خداوند هدایتگر است.
در بِلَیلٍ مُظْلِمٍ، باء در بِلَیلٍ مُظْلِمٍ یا باءِ سبب است (معنی: به سببِ) یا باءِ ظرفیت است به معنی فی.
اگر باء سبب باشد ترجمه اش می شود: دل حافظ به خاطر شب تاریک در چین و شکن زلفت وارد شد و خداوند هدایتگر است. (او را هدایت و از تاریکی نجات خواهد داد.)
اگر باء ظرفیت باشد ترجمه اش می شود: دل حافظ در شب تاریک در چین و شکن زلفت وارد شد و خداوند هدایتگر است. (او را هدایت و از تاریکی نجات خواهد داد.)ترجمه دیگری نیز میتوان در نظر گرفت که حتما ترجمۀ بهتری خواهد بود و آن هنگامی است که «شد» را به معنی از دست رفتن بگیریم. دلشده: دل از دست داده. (ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم)
در این صورت باید باء را در در بِلَیلٍ مُظْلِمٍ، باء سببیّه بگیریم:
دل حافظ به خاطر شب تار، در چین و شکن زلفت از دست رفت.
نعمت در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۲۹ در پاسخ به علی بیکلام دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸۵:
هر دو حالت از لحاظ وزنی درسته
نعمت در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۲۶ در پاسخ به امیر ( نوید) مولاوردیخانی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸۵:
البته اینم بگم چیزی که شما گفتی درسته سه تا هجای کوتاه پشت هم اومده، اما ممکنه هم درست باشه، شاعرا مثل اینکه ممکن بود گاهی به این چیزا توجه نکنند و لازم ندونن
ولی اختیارات شاعری این ابیاتم نگاه کنین:
یار منی و جان من، دولت پایدار من
باغ من و بهار من، باغ مرا خزان دهی
گشتم جمله شهر ها، نیست شکر مگر تو را
با تو مکیس چون کنم، گر تو شکر گران دهی
گشتم جنله شهر ها =
گَش + تَ + مِ + جُم + لِ + شَه + رِ + ها
به این صورت بخونین قشنگ در میاد
میبینی که اختیارات شاعری باعث چه تغییراتی در اهنگ شده
نعمت در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۲۰ در پاسخ به امیر ( نوید) مولاوردیخانی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸۵:
درسته ولی این اشتباه وزنی داره که بالاتر توضیح دادم و حوصله توضیح ندارم
فقط بگم که:
هستند دگران -> این اشتباهه چون ۳ تا هجای کوتاه پشت هم اومده
هَس + تَن + د + دِ + گَ + ران
د و دِ و گَ کوتاهن و نباید ۳ تا پشت هم بیاد
حالتی که سایت نوشته کاملا درسته فقط به علت اختیارات شاعری، هرچند که وزن رعایت شده ولی به دلیل تبدیل دوهجای کوتاه به یک هجای بلند، و استفاده از هجای کشیده به جای یک هجای بلند و کوتاه، آهنگ شعر تغییر کرده
وزن همونه ولی آهنگش کمی متفاوت شده
بعضی وقتا این اختیارات شاعری، زیبایی آهنگ شعرو کم میکنن
علی سنجرانی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ ادیب صابر » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷:
بیت دوم باید اینگونه باشه:
گونه برگ ارغوانی گشت.
شعر در باره فرا رسیدن پاییز است و دگرگونی طبیعت. هیچ پیوندی با باده ندارد.
نعمت در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۶ در پاسخ به محسن نيك روز دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸۵:
اشتباهه، وزن شعر ((مفعول مفاعیل مفاعیل فعل)) هست ولی مصراع دوم رو تبدیل کردی به ((مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعل))، یعنی درواقع وزنش بیشتر از بقیه مصراع هاست
نعمت در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۴ در پاسخ به محمد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸۵:
ولی اشتباه میکنی، وزن این شعر ((مفعول مفاعیل مفاعیل فعل)) هست و "ولیک" جا نمیشه توش به جای این موضوع،
باید"د" رو خوب ادا کنی:یاران هستن+د لیک....
خوانش سخت این شعر هم بخاطر استفاده از اختیارات شاعری است که باعث شد حالت اهنگین خودش رو از دست بده (( دو هجای کوتاه به یک هجای بلند تبدیل شده))
اینطوری با صداها بخون ببین چه درسته:
یاران / هَ سَ تن دِ / لی کِ / دل سو زِ / تویی
نَهان در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۳۸:
چقدر سخته که اینطوی مورد بیتوجهی و بیمهری قرار بگیری :) حزین .. چقدر تنها بودی
نَهان در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۱۲ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۳۸:
خیلی ممنونم
ابراهیم رضایی ذاکر در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۱۰ در پاسخ به باند جمزباند دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت:
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما و دیگر معلمان ادب
بنده سوادی ندارم ولی دیدگاهم راجب به این مصرع شعر این است که عارفان جمع نکردند ) چون سعدی"ره" خواست بگوید که عارفان متاع دنیوی ندارند و اگر هم داشته باشند اهل ترس نیستند که دزد ببرد و یا سیل نابود کند ) برای عارفان مال دنیا و خوده دنیا هم مهم نیست >>>> مردان خدا پرده پندار دریدند/ یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
ممنونم از مطالعهتون ، کمترین و کوچکترین شما
امیر ایرانی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۰۱ در پاسخ به هیچ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۰:
دقیقاً. یکی از شاهکارهای فروغی
رضا از کرمان در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۱ - ای مرغک:
سلام
صنعت ادبی بکار برده شده در این شعر اعنات نام داره اعنات بدین معنی است که شاعربرای آرایش بهتر سخن، خود را ملزم به رعایت کاری میکند که نیاز به انجام آن نیست ودر لغت به معنای خود را به دشواری وسختی افکندن است .در اینجا رعایت قافیه در مصاریع فرد الزام شاعر نبوده که مرحومه بانو اعتصامی به زیبایی تمام این کار را انجام داده که خود دلیل بر تبحر ایشان در سرودن شعراست . روحش شاد وقرین رحمت الهی باد.
شاد باشید
حمید در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۵۹ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:
آقا رضا دست مریزاد ؛ عالی مثل همیشه
سلطان ادیب در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۴۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱:
یک روایت بسیار مشهور تاریخی دیگر مربوط به آخرین لحظات زندگی اوست که اعتقاد او را تا این لحظهها نشان میدهد. این روایت که هم بهوسیلة بیهقی و هم بهوسیلة تتوی ذکر شده به نقل از داماد خیام محمد بغدادی نقل میکنند که در آخرین روز حیات، او مشغول مطالعة فصل مربوط به صدور کثیر از واحد، از کتاب شفا در مبحث الهیات بود. ناگهان سر خود را از کتاب برداشته و رو به داماد خود میگوید جماعت را بخوان تا وصیت کنم. پس از وصیت، نماز گزارده و در سجده ذکر میکند که خدایا میدانی که من تو را به اندازهای که در وسعم بود شناختم، پس مرا رحمت کن، و پس از این ذکر، جان به جانآفرین تسلیم کرد.
این روایت تاریخی، تعلق خاطر مذهبی او را تا واپسین لحظات حیات نشان میدهد.
حمید در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۴۱ در پاسخ به علی حسینیان مقدم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:
حافظ قرآن بودن حافظ ،ربطی به دین داری اش ندارد، درآن دوره درس مکاتب حفظ قرآن بوده که حافظ با استعداد گران خود بدین کار نایل می شود و به هنگام تنگدستی درس قرآن هم میدهد
درخصوص باده نوشی : حافظ به طعنه میگوید ای کسانی که می را حرام میدارید ، مال مردم خوردن بسیار بدتر است .
انسانها در دوره های زمانی زندگی دارای عقایدی تکمیل تر میشوند و حافظ که دوره های آزادی عقیده و تفتیش عقاید را به چشم دیده و ریاکاری و چاپلوسی زاهدان و صوفیان را لمس کرده به طعنه بارها آنها را به باد انتقاد گرفته است . ضمنا حافظ اهل باده و میگساری بوده و روزگاربه خوشی میگذرانده است و این کار بدی نیست ، بلکه اگر شاهنامه را بخوانید تا قبل آمدن اسلام ، خوردن شراب و شادی کردن از اصول زندگی مردم بوده است
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۰: