گنجور

حاشیه‌ها

رضا س در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۳۲:

این قطعه حداکثر در سال ۷۴۳ و حدود ۵۰ سال قبل از فوت حافظ گفته شده چون در رمضان ۷۴۳ شاه مسعود اینجو به دست یاغی باستی چوپانی در شیراز کشته میشه. مضمون شعر هم خیلی زیرکانه‌ست. قاطری که با سرمایه‌ی سه سال کار کردن خریده بوده توسط یکی از عوامل شاه مسعود ضبط شده و میگه در خواب دیدم که استر یا قاطرم در اصطبل شاه بود. هم حرفشو در قالب خواب دیدن گفته و به طور غیرمستقیم عوامل شاه رو متهم کرده و هم با تعاریفی که از شاه کرده احتمالا امید داشته چیز بهتری از استر هم گیرش بیاد. طبق گفته‌ی دکتر قاسم غنی (آوازه‌ی شه سلطانی) در بیت دوم اشاره به یکی از سرداران بزرگ آل اینجو به نام سلطان شاه جاندار داره که در نهایت البته به آل اینجو خیانت کرد و به امیرمبارزالدین مظفری پیوست.

همایون در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۶:

غزلی جانانه و طلایی و شبتابی

غزلی پهلوانی و دستانی

فراتر از فهم و دانش از دل و پندار نیک

غزلی از تبار شمس و آفتابی

چارپر و شاهی و میدانی

 

 

وحید نجف آبادی در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

بنازم به این کژراهه که صراط مستقیم حقیقی همین است258

گمرهی های عشق بردرد، صد هزاران طریق و قانون را

هلیا در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۱۸ در پاسخ به علی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۰:

اگر بسی بشه، ت ی کلمه "است" خورده میشه و وزن دچار مشکل میشه

بابک بامداد مهر در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعه‌ها » شمارهٔ ۷ - مرثیه:

یک دوست زیر بازوی او گیرد از وفا....

درهمین بیت روانی طبع وتصویرسازی ایرج را بایدستود که در سهل وممتنع سرودن قابل مقایسه باسعدی است.الحق در هرزمینه وارد شده حق مطلب را ادا کرده است

محمد تقی‌زاده در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:

دوستان دو سه تا مجهول در شعر وجود دارند که به نظرم اینگونه تفهیم میگردد؛

بیت اول به گونه ای تلمیحی اشاره بر بیرون افتادن آدمی از عالم روحانی بالاست که در داستان حضرت آدم و ابتدای دفتر اول مولانا نیز مشهود هست...

اشاره بر نزول و پایین افتادن از مقام و نبود مسیر مشخصی در زندگی است.

مراد از آوردن چند عدد نیز آنست که به مخاطب بگوید که هر عددی رو به هر چیزی بخوای هم نسبت بدی و راجب آن بدانی_گرچه در قدیم هر یک از اعداد نشان و نماد چیزی بودند .مثال:هفت آسمان ،چهار جهت و..._بااااز هم در گمراهی هستی و هیچ چیز مشخصی وجود ندارد و در حیرانی هستی...

 

بیت بعد توصیه ای به آدم میکنه و "مِی نوش" به نظرم در اینجا به بیخیالی ای نسبت به این موضوع اشاره داره( بیخیال آن شو که بخوای بدونی از کجا اومدی)(بیخیال مفهوم عدم شو) چرا که از دیگر خصوصیات مِی خوری  بیخیالی است  ..این از قبل.

برا بعد هم که توصیه ای داره که زندگی کردن تنها با شادمانی و خوشی میسر است .

 

 

فاطمه رضائیان در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۵ در پاسخ به احسان چراغی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:

بنظرم این ، قدرت سخنوری و تبحر حضرت استاد رو به تصویر می‌کشد💫

فاطمه رضائیان در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:

درود خدا بر روان پاک و عزیز حضرت شیخ اجل سعدی این غزل و غزل ۳۷۹ شاهکار و محشر هستند واقعا 💫👌

بهنیا در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۲:

عجیبه که این شعر که به حق یکی از زیباترین شعرهای ادبیات فارسیه اینقدر کم حاشیه‌ براش نوشتن 

هیچ در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷۶:

درود بر شرفت مولا

هیچ در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷۵:

وهم و خیال همه بیخودی از بیخود بودن است این بیخودی.

رویت ببینم کیستی از خودی یا ناخودی یا بیخودی ای بیخودی

                                        سوته دلان 

پارسا ادیبی در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱:

بعضی از حضرات می‌گویند که این مازندرانی که جناب فردوسی می‌گویند خطه سبز شمال نیست حال من از این جنابان میخواهم که مازندرانی بیابد که در آن آمل و تمیشه (بهشهر کنونی) و دماوند و استرآباد (گرگان کنونی) باشد

پریشان در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۴ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷:

اگر اشتباه نکنم رو به معنای چهره و صورت می باشد، رو های چو مه، همون چهره ی زیبا است.

رحمن عظیمی مروی در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:

فقط بیت اخر

یوسف شیردلپور در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۰ در پاسخ به محمد رضوانی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:

درودبرشما استاد رضوانی عزیز و سپاس از هم سروران گنجوری ودست اندارکاران برنامه وسایت پربار گنجور 

یه مسئله ای که هست اینکه از شعریا غزل و سروده ها هرکسی بنابه سلایق و موقعیت والبته ادراکش برداشتی دارد بقول حضرت حافظ : 

تو را چُنان که تویی هر نظر کجا بیند

به قَدرِ دانشِ خود هر کسی کند اِدراک

اما بحق که نمیشود از توضیحات جامع تان براحتی گذشت بنده کمترین که واقعا اسفاده کردم ارزوی موفقیت 

وخدا را سپاس که همچو سعدی ها وحافظان ومولانا ها را خلق کرد و روح استاد مشکاتیان و خسروخوبان استاد شجریان شاد بابت خلق صداها آثار و اثر فاخر والبوم نوا مرکب خوانی با شعرهای شیخ اجل سعدی و مولانا جان 💞💞✋✋

مصدق درخشان در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۲ - فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام:

آقای پارسا

در بیتی که ذکر کردید، حرف م اضافه است. صحیح آن به این صورت است:
خدایا به حق بنی فاطمه
که بر قول ایمان کنم خاتمه

قول (گفتار) ایمان هم، کلمه لا اله الا الله است.

عبدالرضا فارسی در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۳:

به خون گرانمایگانشان بکش مشوران ازین رای بیهوده هش

مشوران ازین رای بیهوده گش. گش به معنای صفرا می‌باشد. اشاره به عصبانی شدن دارد

خوشه چین بانو در ‫۲ سال قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:

با سلام و درود بر دوستان عزیز

با جناب آقای محمد شمس موافقم 👌

با تشکر از جناب ساقی 

به نظرم این یار در انتقاد کمی تند رفتند البته با قاطعیت تفسیر طرف مقابل شاید حق داشتند 

محمد خراسانی در ‫۲ سال قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۸ در پاسخ به شعیب صبّار دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۴:

سلام دوست عزیز  این که شما رکن دوم رو   مفاعلن در آوردید درسته . ولی ما یک اختیار وزنی داریم به نام قلب   که به این معناست شاعر می‌تواند در برخی از اوزان عروضی جای هجاهای کوتاه و بلند را عوض کند.   بنابر این توضیح  وزن شعر همان مفعول مفاعیل مفاعیل فعل  درست است ولی اختیار وزنی قلب در رکن دوم دارد

۱
۶۹۳
۶۹۴
۶۹۵
۶۹۶
۶۹۷
۵۷۹۱