ر.غ در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۹۷:
با سلام لطفا اشتباهات را درست کنید با توجه به ویرایش بالا
ر.غ در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۹۷:
زاهد اگر نمیخورد اندر سه ماه می
قلّاش فارغ است بیار از پگاه می
ما تشنه و زمانهی بی آب تافته
حکمِ ضرورت است نباشد گناه می
شادیِ جانِ اهلِ دلی گر سفیده دم
بر جانِ ما کنی قدحی سر سیاه می
افتادهی خمار چو افتاده مرده را
خواهد که باز زنده شود گو بخواه می
انگور هم چو مریمِ دوشیزه حامله است
عیسی بود هر آینه بی اشتباه می
می بر حشیشخواره حرام است و از قیاس
کون خری دهد به حریصِ گیاه می
انکار میکنند که کم کن مداومت
بر من که عاقبت ببرد آبِ جاه می
ما نام و ننگِ دنیی و دین ترک کردهایم
غم نیست گو مدار مراتب نگاه می
در ما نگیرد آتشِ توبه مدم که خود
میخواره برکشد به دم از قعرِ چاه می
سلطان برّ و بحر به هنگامِ احتیاج
حاصل کند به رهنِ قبا و کلاه می
بفروختیم هر دو جهان را به جرعهای
اینک من و نزاری و آنک گواه می
نیک گلشن در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
در بیت دهم
معنی برای من مبهمه
ولی سرچ کردم درباره کلمه «باشه»
باشه بمعنی پرنده باز، یا قرقی، بکار میره ، و یا فقط جنس ماده پرنده قرقی،
باشه برای شکار تربیت میشه ، شکارش کبوتر و سار وتیهو و....ست
بنظرم در این بیت پرنده هد هد و باشه (= باز) رو مقایسه میکنه. ولی معنی« از راه مبر»؟؟؟؟
موسی فخرآبادی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ نجمالدین رازی » رسالهٔ عشق و عقل (معیار الصدق فی مصداق العشق) » بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم:
سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما دست اندرکاران گنجور
و سپاس از,شما که گنج ارزشمند گنجور را در اختیار مخاطبین قرار دادید
از خواندن رساله شیخ نجم الدین رازی در حد درک و فهم ناقص خودم بسیار لذت بردم
من این رساله را ازwww.iranseda.ir ایران صدا (کتاب گویای ایران صدا) نیز چندین بار گوش کردم
به نظرم متن درج شده در گنجور به نسبت آن ناقص میباشد و جاهایی نیز کلمات به اشتباه به کار برده شده اند
کاش افراد توانمند چه از مخاطبین عزیز گنجور چه عوامل محترم گنجور این رساله ارزشمند را بازنگری و ویرایش بفرمایند.
موسی فخرآبادی
سایه ی هیچ در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۶:
با سلام و احترام به آقای امیر آدینه لو و دیگر اندیشه ورزان
درست است که انسان به قوه عقل از سایر موجودات برتر است.
ولی دانته در کتاب کمدی الهی راه بهشت را به پیروی از عشق طی می کند و راه جهنم را به پیروی از عقل.
علامه جعفری می فرمایند.
از پیروی عقل به جایی نرسیدیم
پیچیده تر از راه بود راهبر ما
اگر مراد از وحی در یادداشت آقای امیر ، همان عشق باشد
(عشق الهی) می تواند انسان شوریده را به سر منزل مقصود برساند. عقل به تنهایی کافی نیست و اشتباه می کند ولی عشق از دل بر می خیزد و اشتباه نمی کند.
با احترام جواد زارعی از تبریز
علی کارجو در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۴۸ در پاسخ به حلاج دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۸:
«حلاج» خواهش میکنم برو و به کار خداشناسیات بپرداز و با گفتارهای ناسنجیدهات اینهمه ما را بیهوده مخندان. اگرچه گفتارت را سراسر شوخی میگیرم و سودی بر آن برنمیشمرم ولیکن بدان پاسخ میدهم؛ چراکه انگیزهام از پاسخگویی هراسی است از که از نابخردان در دل دارم. میهراسم از اینکه شاید برخی از آنان، سخنانت را بخوانند و آن را نیکو بدانند. پس ناگزیرم که با تندی به پاسخ گفتههای بیارزشت بپردازم.
نخستین سخن این است که بزرگان جهان همگی در برابر بزرگی چامهسرایان پارسی، زبان درکشیدهاند و سر فرود آوردهاند و به ناتوانی زبانشان در آشکاراندن اندیشههای ژرف خستواند. اکنون بگو تو در برابر ایشان کیستی؟ دودیگر اینکه مگر خدای دوچشم را از تو گرفتهاست که اینهمه نوشتههای اندیشمندان خاور و باختر، دربارهی دانش و هنر ایرانیان را نمیبینی. اگر خدای نگونبختانی چون تو را آنچنان کوردل ساخته که به ستیز با فرهنگ خود برخاستهاند، ایشان را به روشنایی خرد راهنمایی نمودهاست.
آری، به پسین پیامبران و خدای خردمند، دلیر و مهربانش سوگند که فرمود: هرکس که میهنش را دوست ندارد، از رستهی پیروان من نیست. آری، کژاندیشان و ناپاکدینانی چون تو نباید هم تاجوری ایرانیان به مردمان درویش دیگر سرزمینها ببینند. درویش نه خدای ناخواسته به چَم تهیدست - که اگر اینگونه به داوری مردمان سرزمینهای دیگر بنشینم، هرآینه باید بر روازادگیام دودل شوم - درویش در چنبرهی واژگان من به چَم مردمان بیفرهنگی است که برای نمونه در خیابانها پیشاب میکنند.
اندکی به گفتههای بیشرمانهات بیندیش تا بدانی که سرچشمهی این یاوههایت که در نزد هیچ خردمندی جایگاهی ندارد، از نادانی و نخواندن نوشتههای بزرگان سرزمینهای دیگر است.
داراب لایقی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی طلب » حکایت سجده نکردن ابلیس بر آدم:
سلام
مولوی در دفتر دوم مثنوی در خواب بودن معاویه و بیدار کردن وی برای نماز توسط شیطان را بسیار زیبا و دلنشین توضیح داده.
عشقبازی ابلیس با حضرت حق تعالی
عرفای بنام ما به ابلیس از دریچه ای متفاوت می نگریستند.
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۲۸:
کِسوتِ فقر ، اگر زیبِ بَر و دوش کنی
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۹:
ما به بهشتی شدیم ، مسلم و ترسا،
عطراسادات در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۵ - نالیدن شیرین در جدایی خسرو:
متاسفانه ابیات زیبایی هست که از این قسمت حذف شده.
قبل از بیت شماره ۳۸
محمدعلی قاسمی فلاورجانی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
چقدر تلخه... خواجه و داستان سوز و گداز لهیب شوم دورویی و تزویر:
دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم...
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۲۳:
ای سنبلِ دُو گیسو ، از یاد کِی رَوی تو،
ابوتراب. عبودی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
باسلام و عرض ادب و احترام محضر استادان فرهیخته و ارجمند و همراهان گرامی گنجور.
خواست بنمایـد جمال ِ خویش را
آفــــــریــــد انسان ِ دور اندیش را
رو تفکــّــر کــن در آیاتِ خـــــدا
حکمتِ اضداد: نــوش و نیش را
با احترام ،دیوان ابوتراب عبودی،چاپ دوم
ر.غ در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۸:
جانفزا
جهن یزداد در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۸ در پاسخ به افسانه چراغی دربارهٔ ظهیر فاریابی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:
بسرای یعنی بخوان روایت کن
هیچ وزن را به هم نریخته
بسرای
از سرودن
بهروز صفاییان حقیقی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
در گلستان سعدی در سیرت پادشاهان حکایت ۱۳ در فراز کردن به معنی بستن آمده و در لغت نامه های معتبر نیز ابتدا به بستن اشاره شده است حال هوای شعر نیز موید محکم کاری است تاکید بر خلوت انس نیز جلو گیری از ورود اغیار و پریشان نشدن جمع را تداعی میسازد ولی با این همه حافظ بعلت منشوری بودن اشعارش و رندی خاص وی شاید هر دو را ملحوظ داشته و این بیت هم جز ابیات مناقشه بر انگیز است.
به روی خود در طماع باز نتوان کرد
چو باز شد به درشتی فراز نتوان کرد. سعدی گلستان
سامان سپهر در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین » بخش ۲۷ - حکایة فیالتّمثّل الصوفی:
ناسزا گفتن به بدکارانی چون آخوندها بسیار هم خوب است اما به همسرشان نه. چه بسا که همسرشان پاک سرشت و نیک کردار باشند و ناچار به ماندن با آخوند.
Shurideh در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » عجایب دستگاه گوارش:
حدوبه کبد یعنی چه؟
بهروز صفاییان حقیقی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
در بیت اول مصرع دوم وصله مناسب نمینماید زیرا خواجه همواره به حسن خداد معشوق معتقد و معترف است وصله که وسیله ای آرایشی برای درازتر و بیشتر جلوه دادن موی می باشد بعید مینماید که منظور نظر شاعر باشد زیرا ایشان جمال یار را مستغنی از آب و رنگ و خال وخط می دانستند و کاستی ها و نقایص را به خود منتسب دانسته و جمال یار بری از هر عیب و ایراد بوده
زعشق ناتمام ما جمال یار مستغنیست. به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
وصله به ضمه واو اضافه نمودن مو یا همان اکستن شن امروزی می باشد
سُنباد در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۹: