گنجور

حاشیه‌ها

کوروش در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روح‌اند:

چون شکست او بال آن رای نخست

 

چون نشد هستی بال‌اشکن درست

 

چون قضایش حبل تدبیرت سکست

 

چون نشد بر تو قضای آن درست

 

 یعنی چه ؟

 

کوروش در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۳ - جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنس:

چونک هر جزوی بجوید ارتفاق

 

چون بود جان غریب اندر فراق

 

یعنی چه

 

 

دوستدار در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:

جناب عباسی فسا، هرگز خویش با کس یا کسان مقایسه نکرده ام، تنها همانندگی من و استاد یاد شده در روستایی بودنمان است همین   "  وگرنه.      میان کمترین با پیر کدکن.       تفاوت از فسا تا تاشکند است

تندرست و شادکام بوید

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

آن سیَه دل ، که گذارَش به سرِ دار افتاد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

بت ستائید ز دعویِّ انا الحق ، نیّر،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

در میان بحث در این مسئله ، بسیار افتاد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

نعره ای بر زد و دیوار به یکبار افتاد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

دل چُو فانوسِ خیال ، از اثرِ شعله ی شمع،

Elahe Rad در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:

همه قبیله من عالمان  دین بودند....

ابن غوغا میکند...

سجاد رنجبر در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۹ در پاسخ به سعید فاضلی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:

من کُرد ایرانم هنوز هم بزگتر ها و پدربزرگ ها به دختر خطاب میکنند کُرِم(پسرم) و این براشون احترام گذاشتن و عزیز شمردن اون دختر هست که ریشه در فرهنگ مرد سالار ایران قدیم دارد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰
                             
مهِل آن روی ، که از پرده پدیدار آید،
ترسم از چشمِ بدِ خلق ، به آزار آید

دام بر چین ، که دگر نیست دلی در همه شهر،
که نه بر حلقۀ زلفِ تو گرفتار آید

ز بَرِ خویش نران ام ، که مگس از سرِ قند،
نروَد ، ور برود ، نیز دگر بار آید

قامت ات کرد قیامیّ و قیامت برخاست،
چه شود آه ندانم ، که به رفتار آید

عقد بر جبهه میفکَن ، که طبیب ات نکند، 
رو ترُش ، چون به سرِ بسترِ بیمار آید

علم الله ، نبرَد نامِ سلامت به زبان،
خسته ای را که ز دَر ، چون تو پرستار آید

ای دلِ غمزده خوابی ، که شب از نیمه گذشت،
وقتِ آن است ، که همسایه به زنهار آید

ای طبیب از سرِ "نیّر" به سلامت بگذر،
کآتش اندر تو نگیرد ، چُو به گفتار آید

امیرمحمد چمن پیرا در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۶ - رای زدن خسرو در کار فرهاد:

بسا بینا که از زر کور گردد بس ...

ای بسا مرد بینا در برابر زر چشم بر‌می‌بندد و نابینا می‌شود و ای بسا شمشیرها که به دادن زر کُند و بی‌زور می‌گردد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:

نیر تبریزی » غزلیات » شماره ۸۴

ای قد ات سُرو ، اگر سرو به رفتار آید،
وِی لب ات غنچه ، اگر غنچه به گفتار آید

زلف ات اَر بُرد به یغما ، دلِ شهری چه عجب،
هر چه گویند ،  از آن رَهزنِ طرّار آید

گر دُو صد ناوک ام ، آید ز تو بر سینۀ ریش،
چشمِ آن است هنوز ام ، که دگر بار آید

دَمِ جان بخشِ مسیحا ست ، سحر خیزان را،
سخنِ تلخ ، کز آن لعلِ شکَر بار آید

یا رب آن خال که ما را ، شد از او روز سیاه،
به بلایِ خَمِ زلفِ تو ، گرفتار آید

آنکه بیمارِ  غم ات کرد ز دوری ، "نیّر" ،
دل قوی دار ، که خُود نیز پرستار آید

سجاد رنجبر در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۹ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:

به گمانم اگر حافظ در جایی به جای شراب و می میگفت عرق سگی مشکل حل میشد مثلا میگفت عرق سگی تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش. شایدم باز عرق سگی رو به جباریت خداوندی تفسیر میکردند

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۳ - بنیان کردن آهنگری و صنعت‌های دیگر به دست هوشنگ:

نپیوست خواهد جهان با تو مهر :

جهان با تو مهر نخواهد پیوست,

روزگار با تو مهرورزی نخواهد کرد, همانگونه که با هوشنگ نیز مهرورزی نکرد!

دنیاخانم معشوقی است که برای عاشقان خود هیچ اهمیتی قائل نمی شود. به قول حافظ:

چو  رایِ  عشق  زدی  با  تو  گفتم  ای  بلبل 

مکن! که این گلِ خندان به رایِ خویشتن است 

نه  نیز  آشکارا  نمایدت  چهر: 

دنیاخانم هیچگاه چهره یِ واقعی خودش رو به تو نشان نخواهد داد که اگر نشان می داد این چنین مردمان شیفته و فریفته یِ آن نمی شدند. چهره یِ دنیا تنها بعد از مرگ و شاید در لحظه مرگ قابل دیدن باشد.

بازرگان>میسان>عراق, ششم ژوئن ۲۰۲۴

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:

دو غزل جداگانه ، پشت سر هم نوشته شده است

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:

ز برِ خویش مَرانم ، که مگس از سرِ قند،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:

دام بر چین ، که دگر نیست دلی در همه شهر،

سفید در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:

 

جایی که داغ گیرد دردش دوا پذیرد

آن است داغ سعدی کاول نظر نهادی...

 

سفید در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:

 

چون گل روند و آیند این دلبران و خوبان

تو در برابر من چون سرو بایستادی

 

۱
۶۰۰
۶۰۱
۶۰۲
۶۰۳
۶۰۴
۵۶۵۸