یوسف شیردلپور در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:
هر کس به خان و مانی دارند مهربانی
من مهربان ندارم نامهربان من کو...
دراینجا منظور شاعر کاملاً مشخصه البته بطورکنایه وناز کشیدن معشوق! گاهی ممکنه عاشق به معشوق بگه بلا یا بلای جان
بازهم کنایه خریدن ناز معشوق و بعضاً جایی عاشق به معشوق میگه درد بی درمان، چراکه همیشه عاشق است که بدنبال معشوق میدود از معشوق ناز و کرشمه... از عاشق تمنا خریدار به هربهایی❣️❣️🌹
همایون در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۴:
دریافت جلالدین و عرفان او پس از آشنایی با شمس و یکی شدن با او از جدایی ها دور میشود و بسوی آمیختگی میرود، جدا کردن ها کار عقل است کوچک را از بزرگ و سفید را از سیاه و تن را از جان و روش را از تاریک جدا میکند و شناخت ساده و آسان را طلب میکند این شناخت به مستی نیاز ندارد و کار هشیاران است شناخت مستی بخش در آمیختگی و بی مرزی پدیدار میگردد
یوهان امین در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۴ در پاسخ به بیگانه دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۵:
آفرین
دم شما گرم
حرف منم همینه
یوهان امین در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۳ در پاسخ به آشفته آنم دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۵:
احسنت
آفرین
بالاخره یکی حرف دل منو زد
مولانا و وحشی بافقی رو در حد یک خواننده زپرتی پاپ میارن پایین
خدا خیرت بده هموطن
دمت گرم
یوهان امین در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۵:
من نمیدونم به چه چیز این موزیک ابتدایی و آماتور همه میگن زیبا و قشنگ و شاهکار و بینظیر؟
محسن چاوشی هروقت جرات کرد یه کنسرت بده و به بهانههای چرند مختلف از زیرش در نرفت بعد از ۲۰ سال، اون موقع تاژه میاد توی صف که بشه دربارهش نظر داد
وگرنه با صدای ادیت شده و دستکاری شده عمه بزرگه منم سلاین داینه
حمید شیخ محمدی خسمه در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۰۴ در پاسخ به احمد آذرکمان 0490300669.a@gmail.com دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۳:
سلام جناب احمد آذرکمان
مطالب و توضیحات جنابعالی در مورد شعر ز دست و دیده ... بابا طاهر بسیار متین و کامل بود و حق مطلب را تا حد زیادی ادا کرده است. بضاعت بیش از این ندارم چیزی به آن اضافه کنم.
فرهود در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۰۵ دربارهٔ ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۲۷ - داستان عشق و گنده پیر و سگ گریان:
گَوز: بر وزن «حوض» یعنی جوز، گردکان، گردو. «گوز پوده» یعنی گردوی پوک و تهی.
کوروش در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۳ - خشم کردن پادشاه بر ندیم و شفاعت کردن شفیع آن مغضوب علیه را و از پادشاه درخواستن و پادشاه شفاعت او قبول کردن و رنجیدن ندیم از این شفیع کی چرا شفاعت کردی:
ابیات پایانی مفهوم مهم و سنگینی دارن که معمولا جایی بهشون اشاره نمیشه
کوروش در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۳ - خشم کردن پادشاه بر ندیم و شفاعت کردن شفیع آن مغضوب علیه را و از پادشاه درخواستن و پادشاه شفاعت او قبول کردن و رنجیدن ندیم از این شفیع کی چرا شفاعت کردی:
لی معالله وقت بود آن دم مرا
لا یسع فیه نبی مجتبی
یعنی چه
ارکیده سالم در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۳۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۸:
با سلام و سپاس فراوان از وقتی که قرار میدید و اشعار رو برامون باز میکنید. سلامت و پاینده باشید. من یه سوال دارم . ممنون میشم راهنمایی کنید. می خوردن یعنی اینکه من باید چه کار کنم دقیقا؟ تبعات می عارفانه رو که رشد روح و ... هست رو میفهمم. ولی خب اقدام عملی اصطلاح می خوردن چیه ؟ باید چه کنم که مصداق همون می خوردن باشه؟ باید توجه به اینکه در ظاهر هم می خوردن یک عمل آگاهانه و ارادی هست. ممنون میشم راهنمایی کنید
کوروش در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۲۸ در پاسخ به اکبری دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۲ - وحی کردن حق به موسی علیهالسلام کی ای موسی من کی خالقم تعالی ترا دوست میدارم:
دیار با تشدید روی ( ی ) خونده میشه
کوروش در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۲ - وحی کردن حق به موسی علیهالسلام کی ای موسی من کی خالقم تعالی ترا دوست میدارم:
هست این ایاک نعبد حصر را
در لغت و آن از پی نفی ریا
هست ایاک نستعین هم بهر حصر
حصر کرده استعانت را و قصر
منظور از حصر و قصر چیست ؟
کوروش در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۱ - تفسیر این آیت کی و ما خلقنا السموات والارض و ما بینهما الا بالحق نیافریدمشان بهر همین کی شما میبینید بلک بهر معنی و حکمت باقیه کی شما نمیبینید آن را:
چون ندارد سیر میراند چون عام
بر توکل مینهد چون کور گام
بر توکل تا چه آید در نبرد
چون توکل کردن اصحاب نرد
وآن نظرهایی که آن افسرده نیست
جز رونده و جز درندهٔ پرده نیست
تفسیر لطفا
زهره دیوانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲:
شرح سادهی غزل
B H در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۱۰ در پاسخ به فاطمه زندی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:
به نظر من معنی مصرع اول این هست که «بدیهای دوست هم برای من خوبیست.» به این قرینه که مصرع دوم میگوید که «مهم نیست دشمنان دربارهی دوست چی میگویند.» خلاصه شاعر به قول امروزیها پشت دوستش درمیآید در مقابل کسانی که میخواهند cancelاش کنند. به عبارت دیگر مصرع اول در دفاع از دوست است در مقابل دشمن، نه از خود در مقابل دوست.
مهری رزمجو در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
بیت هشتم: حیف است اگر تو را با هرکه در دنیاست برابر (قرار) دهند و اگر به (ازای) هرچه در آخرت است تو را بخرند، گویا رایگانی خریدهاند. قدر و ارزش تو از هرچه در دنیا و آخرت است برتر است.
مهری رزمجو در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۳ در پاسخ به صادق دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
اگر درباره کسی غیر از تو حرف و حدیثی داشتهام این خلاف عهد و پیمانم با تو و عشق تو نیست زیرا همه بر سر زبان من جای دارند(نه در دلم) و تو در عمق جان من هستی و به زبان نمیآیی.
مهری رزمجو در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
بیت آخر: سر تابیدن گریختن، سعدی هرگز از کمند اسارت تو نمیگریزد، اکنون که اسیرم کردهای به هر طریق که (صلاح) میدانی مرا بکُش. نتیجه اسارت عشق سوختن در لهیب عشق است و کشته شدن.
مهری رزمجو در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
بیت هشتم: زیرمتن مفهوم بیت این است که من در این ایام پیری چون قدر روزگار جوانی را دریافتهام به قدرشناسی این ایام به چهره جوانان نگاه میکنم و این نگاه گناه نیست.
برگ بی برگی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۲ در پاسخ به ارکیده سالم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۸: