جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰:
چون روی تو شعر سعدی
شیرین وقشنگ ونیکوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹:
جهان ز شعر تو سعدی شکر نمی خواهد
که شربتی مفرح وجان فزا وبی نیکوست
اسماعیل در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:
در مصرع دوم بیت ششم، بنظر «تیغ» درست است ، «تیغ گشودن» و «سپر گرفتن در برابر تیغ» مصطلح تر است. بنظر مقصود شاعر این است: وقتی در برابر یک تیر کوچک او، کوه با آن عظمت شکاف میکند، من چگونه در برابر تیغ(شمشیر) او با یک سپر بایستم. البته تیر و تیغ معنای ثانویه دارند. شاید در گذر تاریخ و رسیدن اشعار به دست ما این واژه دستخوش تغییر و تحریف شده است، شاید هم این تنها برداشت من باشد!
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:
شعر سعدی باغ رضوانست در خاک جهان
زانکه چون رویت نگارا دل فریبست ونکوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
سعدی از معجزه این سخن چون شکرت
در عجب خاطر هر چشم حقیقت لین است
امین مروتی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
شرح غزل شمارهٔ ۴ دیوان شمس (اِی یوسفِ خوشنام ما)
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
محمدامین مروتی
این شعر بیش از آن که غزل باشد، به دلیل قوافی درونی اش، تبدیل به یک چهارپاره یا حتی مثنوی شده است. اگر هر مصرع را یک بیت بدانیم، می توانیم آن را به شکل مثنوی یا چارپاره بنویسیم.
اِی یوسفِ خوشنام ما، خوش میروی بر بامِ ما
ای دَرشکسته جامِ ما، ای بردَریده دامِ ما،
مخاطب می تواند شمس تبریزی باشد که برای مولانا، به زیبایی و خوشنامی یوسف است. جام تشخص مولانا را شکسته و او را از دام این تعین نجات داده است.
ای نورِ ما، ای سورِ ما، ای دولتِ منصورِ ما،
جوشی بِنِه در شورِ ما؛ تا مِی شَوَد انگورِ ما
شمس برای مولانا نور و شادی آورده. هم نور معرفت و هم شادمانگی. شمس بخت پیروزمند مولاناست. مولانا از او می خواهد در شور و شیدایی اش، جوش و خروشی نهاده شود تا از انگور به می تبدیل شود. یعنی مست شود.
ای دلبر و مقصودِ ما، ای قبله و معبودِ ما،
آتش زدی در عودِ ما؛ نَظّاره کُن در دودِ ما
شمس دلبر و مقصود و حتی معبود مولاناست. عود دلش را به آتش کشیده تا از دود این آتش، بوی خوش معنا ساطع شود.
ای یارِ ما، عیّارِ ما، دامِ دلِ خمّارِ ما،
پا وامَکش از کارِ ما؛ بِستان گِرو دَستارِ ما
شمس یار عیار است که دل مست مولانا را به دام انداخته. از او می خواهد او را رها نکند و به جایش عقل یا دستار تشخص مولانا را گرو بگیرد. دستا راستعاره ای است برای تشخص و حتی عقل.
در گِل بِمانده پایِ دل؛ جان میدهم چه جایِ دل؛
وَز آتشِ سودایِ دل، ای وایِ دل، ای وایِ ما
پای دل مولانا در گل مانده و حاضر است جانش را هم بدهد و از آتشی سوزناک و عاشقانه، دل بیچاره از دست رفته است.
28 آذر 1403
ایرج زعفرانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳ - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است:
⚜️ کـُـــــ غزلیات ـــــ|ـــــ سعدی ــــیــٰات ⚜️
🌹Zafarani.7@🌹
ایرج زعفرانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳ - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است:
بی شک استاد سخن
حکــــــــــــــــــ شیخ عزل سعدی ــــــــــــــیـم
حکیم در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۱:
بیت اخر را به صورت زیر شنیده بودم:
برگ سبزیست تحفه ی درویش/ چه کند بینوا همین دارد
امیرحسین ولی زاده در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:
بعد از سالها استفاده از گنجور ، این اولین حاشیه ای است که می گذرام. امروز که در برنامه ی اکنون دکتر کاکاوند این شعر رو خواندن، اشاره کردن که جوهر فرد منظور اتم است ، برام سوال پیش اومد که در زمان حافظ آیا اتمی وجود داشت که بخواد به آن اشاره کند، برای همین از یکی از جدیدترین نسخه های هوش مصنوعی پرسیدم منظور حافظ از جوهر فرد چیست که با جواب زیر روبرو شدم که باهاتون به اشتراک میذارم که شاید برای شما هم جالب باشه:
در این بیت از حافظ:
بعد از اینم نَبُوَد شائبه در جوهرِ فرد
که دهانِ تو در این نکته خوش استدلالیستاصطلاح «جوهرِ فرد» دارای ریشه فلسفی و کلامی در اندیشههای اسلامی و پیشااسلامی است. در نظامهای فلسفیِ قدیم، «جوهر فرد» یا «جزء لایتجزّا» به کوچکترین واحد تقسیمناپذیر هستی مادی یا اصل بسیط و نهایتاً تجزیهناپذیرِ هر چیزی اشاره دارد. در علم کلام اشعری و برخی مکاتب دیگر، «جوهرِ فرد» کمترین واحد وجود در عالم ماده دانسته میشد که دیگر قابل تقسیم به اجزای کوچکتر نیست. از منظر فلسفی نیز میتوان آن را نمادی از حقیقتی بسیط و بنیادین در نظر گرفت.
حافظ در این بیت، «جوهر فرد» را بهعنوان نمادی برای اصل و حقیقت نهایی هستی یا جوهرهی بنیادین هر چیز به کار میگیرد. او میگوید: پس از این دیگر شائبه و تردیدی در اصل و حقیقت نهایی (جوهر فرد) باقی نمیمانَد، چراکه استدلال دلربای «دهان تو» آنچنان محکم و استوار است که گویا هر شک و شبههای را در بنیادینترین سطح وجود، منتفی میکند. به تعبیر دیگر، دهان محبوب (بهعنوان نماد برهان زیبایی، کلام دلنشین یا حقیقت آشکار) چنان دلیل روشنی است که حتی دربارهی آخرین حقیقت بسیط وجود - که جایگاه تأمل و تردید حکما بود - نیز هیچ تردیدی باقی نمیگذارد.
بنابراین، «جوهر فرد» در این بیت، کنایه از بنیادیترین حقیقتِ وجود یا هستی است؛ جایی که پس از دیدن و چشیدن استدلال زیبای دهان محبوب، دیگر هیچ شبههای در آن باقی نمیمانَد.
اقبال کاظمی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۰:
در این دریا و تاریکی و صد موج
تو اندر کشتی پربار چونی؟.....
این بیت بالا چقدر یادآور آن بیتی از یک غزل معروف حافظ است که به عنوان نخستین غزل در دیوانش همیشه آمده است: شب تاریک و بیم موج گرداب چنین هایل// کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها .......
نیاز محمدی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:
چه وزن زیبایی این شعر داره!
حسین پشنگ در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:
تمام ابیات و غزلیات مولانا ار فضای یکتایی امده با من ذهنی قابل تفسیر نیست.
کوروش در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۰ - صفت طاوس و طبع او و سبب کشتن ابراهیم علیهالسلام او را:
در زمانه صاحب دامی بود
همچو ما احمق که صید خود کند
منظور کیه ؟ تفسیر لطفا
کوروش در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۳۷ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۹ - سبب آنک فرجی را نام فرجی نهادند از اول:
میگن مقداری از اون شراب خاص روی مادیات ریخته شده و به این دلیل اینها برای ما جذابیت دارن حالا ببین اون شراب اگر با این مادیات قاطی نشده باشه چه میکنه با ما
کوروش در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۹ - سبب آنک فرجی را نام فرجی نهادند از اول:
نجهد از تخییلها نی شه شود
تیر شه بنماید آنگه ره شود
یعنی چه
حبیبتی؛ در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:
دقیقا همین امشب که از شدت غم فراق جان، قلبم به درد امده بود، خواستم فالی بگیرم و حقا که چه نیک آمد..
nabavar در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۱ در پاسخ به سیداحمد حسینی دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او:
اتفاقاً سعدی مثل شیعیان تعصبی نداشته و حضرت علی را بَری از اشتباه نمی دانسته، خواسته بزگواری و فروتنی آن جناب را برساند.
علیرضا طهرانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ نظامی عروضی » چهارمقاله » مقالت دوم: در ماهیت علم شعر و صلاحیت شاعر » بخش ۹ - حکایت هفت - مسعود سعد سلمان:
سلام
ضمن تشکر از کسانی که به هر نحوی این کتاب را بخوبی عرضه داشتند .
سال این حکایت ۵۷۲ میباشد در حالیکه به اشتباه در ترجمه ۷۵۵ ذکر شده
شهریار آریایی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵: