گنجور

حاشیه‌ها

سیدمحمدنوید مهدوی در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:

سعدیا ناز بگفتی!    تو را مست که کرد

که حریفان ز می و من ز اسارت خستم

سناتور سنتور در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:

امام علی علیه السلام؛ 

برترین عبادت غلبه کردن بر عادت است. 

در خِلاف‌آمدِ عادت بطلب کام! که من

کسب جمعیت از آن زلفِ پریشان کردم

#حضرت_حافظ 

ترک عادت موجب مرض است.

سعادت خواهی از عادت گذر کن

که ترک عادت است اصل سعادات

#عبدالرحمان_جامی 

ترک عادت همه گر زهر بود دشوارست

روز آزادی طفلان به معلم بارست

#صائب_تبریزی 

ترک عادت بر سبک مغزان بود ناخوشگوار

پیش طفلان نعمت الوان نگیرد جای شیر

#صائب_تبریزی 

توبهٔ گرگ مرگ است. 

امام حسن عسکری (ع) فرمودند: 

رَدُّ المُعْتادِ عَن عادَتِهِ کالمُعْجِزِ

ترک دادن عادت کرده به کاری مثل این

است که کسی بخواهد معجزه انجام دهد

که البته معجزه کار آسانی نیست. 

 

سناتور سنتور در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۰:

امام علی علیه السلام؛ 

برترین عبادت غلبه کردن بر عادت است. 

ترک عادت موجب مرض است.

سعادت خواهی از عادت گذر کن

که ترک عادت است اصل سعادات

#عبدالرحمان_جامی 

ترک عادت همه گر زهر بود دشوارست

روز آزادی طفلان به معلم بارست

#صائب_تبریزی 

ترک عادت بر سبک مغزان بود ناخوشگوار

پیش طفلان نعمت الوان نگیرد جای شیر

#صائب_تبریزی 

توبهٔ گرگ مرگ است. 

امام حسن عسکری (ع) فرمودند: 

رَدُّ المُعْتادِ عَن عادَتِهِ کالمُعْجِزِ

ترک دادن عادت کرده به کاری مثل این

است که کسی بخواهد معجزه انجام دهد

که البته معجزه کار آسانی نیست. 

 

سناتور سنتور در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۰:

امام علی علیه السلام؛ 

برترین عبادت غلبه کردن بر عادت است. 

ترک عادت موجب مرض است.

سعادت خواهی از عادت گذر کن

که ترک عادت است اصل سعادات

#عبدالرحمان_جامی 

ترک عادت همه گر زهر بود دشوارست

روز آزادی طفلان به معلم بارست

#صائب_تبریزی 

ترک عادت بر سبک مغزان بود ناخوشگوار

پیش طفلان نعمت الوان نگیرد جای شیر

#صائب_تبریزی 

توبهٔ گرگ مرگ است. 

امام حسن عسکری (ع) فرمودند: 

رَدُّ المُعْتادِ عَن عادَتِهِ کالمُعْجِزِ

ترک دادن عادت کرده به کاری مثل این

است که کسی بخواهد معجزه انجام دهد

که البته معجزه کار آسانی نیست. 

 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۵۷ در پاسخ به ماهور دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۸:

اگر محمدرضا شجریان و این شجریان پرستان و شجریان زدگان نبودند حافظ اصلا غزل نمی سرود

سناتور سنتور در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶:

امام علی علیه السلام؛ 

برترین عبادت غلبه کردن بر عادت است. 

ترک عادت موجب مرض است.

سعادت خواهی از عادت گذر کن

که ترک عادت است اصل سعادات

#عبدالرحمان_جامی 

توبهٔ گرگ مرگ است. 

امام حسن عسکری (ع) فرمودند: 

رَدُّ المُعْتادِ عَن عادَتِهِ کالمُعْجِزِ

ترک دادن عادت کرده به کاری مثل این

است که کسی بخواهد معجزه انجام دهد

که البته معجزه کار آسانی نیست. 

بعثت لرفض العادات ؛ افضل العبادة ترک العادة]

[عین القضات همدانی – تمهیدات ص 137]

علی میراحمدی در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۵:

«محنت دین تا نکشی دولت ایمان نبری»

بله دوستان من

کسی تا در راه شریعت و دین قدم نگذارد و عبادت و بندگی خدا را نکند به جایی نمی‌رسد!

مولانا هم اگر مولانا شد ازین راه شد و لاغیر

راه معنویت و عرفان میان بر ندارد

البته اگر میخواهید بدون دین« عرفان بازی» کنید شارلاتانهایی در فضای مجازی هستند که وقت شما را تلف کنند و اگر ساده لوح باشید پول شما را!!

 

عرفان در بیست روز

بدون ذکر و فکر و نماز و روزه 

کاملا تضمینی !!

دکتر صحافیان در ‫۴ روز قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:

ممعشوق من! آنگاه که مرا می‌بینی هر لحظه دردم فزون‌تر می‌شود و میلم به وصال هر لحظه با دیدنت بیشتر(خانلری: در دم زیادت می‌کنی دردم)
۲- از سر و سامان من عاشق هیچ نمی‌پرسی؟ نمی‌دانم در جستجوی چه هستی. برای مداوای درد فراق هیچ تلاشی نمی‌کنی مگر درد فزاینده مرا نمی‌دانی؟!
۳- روا نیست مرا بر خاک، خوار و نزار باقی گذاری و بروی. بر من گذری کن و تفقدی کن تا جان فدای خاک راهت کنم(خانلری: بنشانی مرا بر خاک و بگذاری)
۴- تا بدنم خاک نشده است، دست از دامن تو و عشق آتشینت برنمی‌دارم، پس از آن نیز که از خاک گورم عبور کنی، غبارم دامنت را خواهد گرفت(تمرکز جاودانه عشق، ر.ک. چرا عشق؟ ۸)
۵- از غم عشق تو نفسم بند آمد تا کی این وعده و فریب؟! مرا هلاک کردی و نمی‌پذیری؟!(خانلری: دم می‌دمی)
۶- یک شب در تاریکی زلفان سیاهت، در جستجوی دل گم شده‌ام بودم، وانگهی چشم به رخسار تو دوختم و جام هلالی(رخسار یا ابروی هلالی یار)سر کشیدم.
۷- ناگاه تو را در آغوش کشیدم و گیسوانت تاب و شکنی زیبا برداشت آنکاه لب بر لب تو نهادم و همه وجودم را فدای تو کردم.
۸- تو با حافظ به حال خوش برس و به رقیب بگو از ناراحتی جان دهد. آری آنگاه که از تو گرمای عشق را حس می‌کنم، چه پروا و هراسی از سخنان دلسرد کننده رقیب دارم؟!
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

همایون در ‫۴ روز قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۱:

غزل جانانه‌ای که از نوزایی اندیشه و زندآگاهی میگوید که هر زمان جان ما نیازمند آنست تا سخن را تازه کند و دوران را شکار کند، اینگونه جان ما با آن و زمان آشنا میگردد، هر زمان فرمانی در خود دارد والاتر از هر فرمانروا و سرسپردگانش

دوران کنون دوران من 
گردون کنون حیران من
در لامکان سیران من 
فرمان ز قان آورده‌ام
در جسم من جانی دگر
 در جان من قانی دگر
با آن من آنی دگر 
زیرا به آن پی برده‌ام

همایون در ‫۴ روز قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۱:

ما ایرانیان یک بدهی بزرگ به سرزمین خود داریم و آن خوانش هرمنوتیک شاهنامه است یا زندآگاهی نوین خرد ایرانی. این کار در سپهر ویژه‌ای همواره پیش برده شده‌است هرچند زیر ابرهای سنگین‌ و تیره دین و مذهب و سایه تاریک فرمانروایان دین‌مدار و گاه بیگانه و با زبانی بسیار رازآلود با رمزهای تو در تو که خود به دشواری کار می‌افزاید، این همان زبان عارفان و شناسایانی است که  برای رمزپژوهان و شاعران، آموزش‌پذیر است و گسترنده.
این زبان به بازخوانی خرد ایرانی همراه با ستیز با کژاندیشی های دینی و دنباله روی های کورکورانه و یا سودجویانه  درهم بافته و تنیده شده است و توانسته است همواره چون جویباری پرگل و سبزه در سراسر ایران، روان ایرانی را روشن و شاداب نگاه‌دارد. ایرانی امروز نیازمند زبان‌گشایی و نیرومندی دیگری‌است این فرمان زمانه است و گریزناپذیر!

همایون در ‫۴ روز قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۱:

غزل جانانه‌ای که از نوزایی اندیشه و زندآگاهی میگوید که هر زمان جان ما نیازمند آنست تا سخن را تازه کند و دوران را شکار کند، اینگونه جان ما با آن و زمان آشنا میگردد، هر زمان فرمانی در خود دارد والاتر از هر فرمانروا و سرسپردگانش

دوران کنون دوران من 
گردون کنون حیران من
در لامکان سیران من 
فرمان ز قان آورده‌ام
در جسم من جانی دگر
 در جان من قانی دگر
با آن من آنی دگر 
زیرا به آن پی برده‌ام

همایون در ‫۴ روز قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۱:

ما ایرانیان یک بدهی بزرگ به سرزمین خود داریم و آن خوانش هرمنوتیک شاهنامه است یا زندآگاهی نوین خرد ایرانی. این کار در سپهر ویژه‌ای همواره پیش برده شده‌است هرچند زیر ابرهای سنگین‌ و تیره دین و مذهب و سایه تاریک فرمانروایان دین‌مدار و گاه بیگانه و با زبانی بسیار رازآلود با رمزهای تو در تو که خود به دشواری کار می‌افزاید، این همان زبان عارفان و شناسایانی است که  برای رمزپژوهان و شاعران، آموزش‌پذیر است و گسترنده.
این زبان به بازخوانی خرد ایرانی همراه با ستیز با کژاندیشی های دینی و دنباله روی های کورکورانه و یا سودجویانه  درهم بافته و تنیده شده است و توانسته است همواره چون جویباری پرگل و سبزه در سراسر ایران، روان ایرانی را روشن و شاداب نگاه‌دارد. ایرانی امروز نیازمند زبان‌گشایی و نیرومندی دیگری‌است این فرمان زمانه است و گریزناپذیر!

همایون در ‫۴ روز قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۱:

ما ایرانیان یک بدهی بزرگ به سرزمین خود داریم و آن خوانش هرمنوتیک شاهنامه است یا زندآگاهی نوین خرد ایرانی. 
این کار در سپهر ویژه‌ای همواره پیش برده شده‌است هرچند زیر ابرهای سنگین‌ و تیره دین و مذهب و سایه تاریک فرمانروایان دین‌مدار و گاه بیگانه و با زبانی بسیار رازآلود با رمزهای تو در تو که خود به دشواری کار می‌افزاید، این همان زبان عارفان و شناسایانی است که  برای رمزپژوهان و شاعران، آموزش‌پذیر است و گسترنده.
این زبان به بازخوانی خرد ایرانی همراه با ستیز با کژاندیشی های دینی و دنباله روی های کورکورانه و یا سودجویانه  درهم بافته و تنیده شده است و توانسته است همواره چون جویباری پرگل و سبزه در سراسر ایران، روان ایرانی را روشن و شاداب نگاه‌دارد.
ایرانی امروز نیازمند زبان‌گشایی و نیرومندی دیگری‌است این فرمان زمانه است و گریزنا‌پذیر!

دکتر حافظ رهنورد در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۳:

کمتر غزلی از خواجه را می‌توان یافت که از نه بیت، هشت بیتش را از خود تعریف کند. آن یک بیت را هم در حقیقت با مخاطب قرار دادن خود،خط‌ونشان برای دیگری بکشد. این نشان‌دهنده‌ی شرایط خاص و بغرنج سال‌های پایانی یک حاکم و یک شاعر نامدار  است.شرایطی که بعد از بازگشت جناب حافظ از یزد بد و بدتر شد تا به این غزل رسید.

همایون در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۱:

ما ایرانیان یک بدهی بزرگ به سرزمین خود داریم و آن خوانش هرمنوتیک شاهنامه است یا زندآگاهی نوین خرد ایرانی. 
این کار در سپهر ویژه‌ای همواره پیش برده شده‌است هرچند زیر ابرهای سنگین‌ و تیره دین و مذهب و سایه تاریک فرمانروایان دین‌مدار و گاه بیگانه و با زبانی بسیار رازآلود با رمزهای تو در تو که خود به دشواری کار می‌افزاید، زبان عارفان و شناسایانی که از پیران به نزدیکان و رمز پژوهان و شاعران، آموزش‌پذیر است و گسترنده.
این زبان همراه دریافت و بازخوانی خرد ایرانی با ستیز با کژاندیشی های دینی و دنباله روی های کورکورانه و یا سودجویانه نیز درهم بافته و تنیده شده است و توانسته است همواره چون جویباری پرگل و سبزه در سراسر ایران، روان ایرانی را روشن و شاداب نگاه‌دارد.
ایرانی امروز نیازمند زبان گشایی و نیرومندی دیگری‌است این فرمان زمانه است و گریزنا‌پذیر!

سید حازم سادات در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳۱:

در هر بیت بایستی ده دقیقه ای مکس کنیم تا کم کم بفهمیمش.

بیدل بزرگ!

 

 

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:

ساروان رَخت به دروازه مَبَر‌، ...

  عارفی را از مرگ پرسیدند 

گفت :نزد خدای رفتن آسان نباشد!

ساروان رخت به دروازه مبر کان سر کوی

شاهراهیست که منزلگاه دیدار من است

.. منا.. در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ حنظلهٔ بادغیسی » قطعات » شمارهٔ ۱:

نظر به اینکه رباعی در دوره ای پس از زندگی حنظله باذغیسی خلق شد احتمال اینکه شعر واقعا از او باشد اندک است. 

مجید قمری در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۱:

مرحوم بابک بیات بر این غزل ، آهنگ بسیار زیبایی ساخته .در سریال سایه همسایه . با اجرای آقای مهرداد کاظمی .سال ۱۳۶۵ .

HRezaa در ‫۴ روز قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

درود و سلام و احترام بر همزبانان گرامی و خسته‌نباشید خدمت سروران گرامی در سایت وزین گنجور

در بیت ششم در همین نسخه چاپی که ذکر کرده‌اید «با تو زیستن» آمده است

مردن و خاکی شدن بهتر که با تو زیستن

سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۵۸۲۰