گنجور

حاشیه‌ها

مجنونة الله در ‫۳ روز قبل، جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

سلام.

اونجا که میگه تا به کرم خرده نگیری که من غایبم از ذوق حضور رو نمی‌فهمم.

«تا» اینجا یعنی برای اینکه؟ و «که» یعنی چون؟

داره میگه اینارو گفتم تا کرم داشته باشی و بهم گیر ندی و نگی که ذوق حضور رو درک نمی‌کنم؟

یا داره میگه اینا رو گفتم تا تو از روی کرمت بهم گیر ندی، آخه من انقدر ذوق حضور دارم که انگارغایبم؟

استاد میراحمدی در ‫۳ روز قبل، جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۹:

اگر ز باغِ رعیّت مَلِک خورد ...

 پس ز هر دستی ستم افزوده شد

نامه عالم سیه زین دوده شد

 

نیکویی کم کم دگرگونی گرفت

تا بدی این مایه افزونی گرفت

 

داد دست از داد خواهی در کشید 

تا ستمکاری بدین غایت رسید

هوشنگ ابتهاج

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۳ روز قبل، جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶
  
شرر تمهید سازد مطلبِ ما، داستان‌ها را
دهد پروازِ بسمِل، مدّعایِ ما بیان‌ها را

به جرمِ ما و من، دور ایم از سرمنزلِ مقصد
جرس اینجا، بیابان مرگ دارد کاروان‌ها را

کدورت چیده‌ای، جهدی نما تا بی‌نفَس گردی
صفایِ دیگر است از فیض، برچیدن دکان‌ها را

ندانم جوشِ توفانِ خیالِ کیست ؟ این گلشن
که اشکِ چشمِ مرغان،  کرد گرداب‌ آشیان‌ها را

به لعلِ او، خط از ما بیشتر دل‌بستگی دارد
طمع افزون‌تر از دزد است، اینجا پاسبان‌ها را

نفَس سرمایهٔ بیتابی‌ است‌، افسردگی تا کِی
مکُن شمعِ مزارِ زندگانی، استخوان‌ها را

به جز کِشتی شکستن، ساحلِ امنی نمی‌باشد
ز بس وسعت، فروبرده‌ست این دریا کران‌ها را

به سعیِ اشک‌،‌ کام از دهر حاصل می‌کنی روزی
که آهَت پَرّه گردد، آسیایِ آسمان‌ها را

به افسونِ مدارا، از کج‌اندیشان مشُو ایمن
تواضع،  در کمینِ تیر می‌دارد کمان‌ها را

جهانی آرزوها پُخت و سیر آمد ز ناکامی
تنورِ سردِ این مطبخ، به خامی سوخت نان‌ها را

من آن عاجز سُجود ام، کز پِیِ طوفِ جبینِ من
به دوشِ باد می‌آرند، خاکِ آستان‌ها را

تو هم خاموش شُو بیدل، که من از یادِ دیداری
به دوشِ حیرتِ آیینه می‌بندم، فغان‌ها را

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۳ روز قبل، جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۴۰ در پاسخ به سام دربارهٔ حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۶۲:

خیلی ممنونم دست شما درد نکند

 

استاد میراحمدی در ‫۳ روز قبل، جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

در ازل پرتوِ حُسنت ز تجلی دَم ...

علم وقتی میخواهد به آغاز آفرینش بپردازد از انفجار بزرگ و بیگ بنگ سخن می‌گوید

اما عرفان از تجلی حسن میگوید

از انفجار زیبایی

نگاه علمی به هیچ وجه نگاه کاملی نیست و نمی‌تواند تمام جوانب یک امر را پوشش دهد 

علم زیبایی را نمی‌فهمد 

اما عرفان از زیبایی و زیبایی شناسی سخن می‌گوید و در همه جا ردپای زیبایی را می‌گیرد

برای علم گل گیاهی است تشکیل شده از گلبرگ و کاسبرگ و ساقه و پرچم و برای عرفان، گل رسول و پیام آوری است و عزیز است و باید صحبتش را غنیمت شمرد.

علم بسیار مفید است ولی علم زدگی مصیبتی است 

عرفان زدگی هم!

 

ملیکا پارسائی در ‫۳ روز قبل، جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:

تیتراژ پایانی سریال اسباب زحمت به خوانندگی صادق آزمند هم برگرفته از همین غزله. این آهنگ رو هم میشه تو بخش ترانه ها اضافه کرد.

حمزه علیدادی در ‫۳ روز قبل، جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیه‌السلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی می‌کرد و از تنعم منع می‌کرد:

اندر آن می مایهٔ پنهانی است

آنچنان که اندر عبا سلطانی است

برای اینکه وزن مصرع دوم جور در بیاد، باید «اندر» به «در» تبدیل بشه.

اندر آن می مایهٔ پنهانی است

آنچنان که در عبا سلطانی است

البته نظر من اینه. در کتاب نیکلسون هم نوشته اندر.

گردآفرید در ‫۳ روز قبل، جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۱۵ در پاسخ به علیرضا قربانی دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۲ - فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام:

حالا جالبه که سعدی داستان‌های بوستانش رو در باب اول که میشه عدل و رای و تدبیر، با سه حکایت از شاهان پارسی ساسانی که از قضا زرتشتی هم بودن آغاز می‌کنه. 

ایمان کاظمی متخلص به ایمان در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:

درود بر اهل دل و حافظ دوستان عزیز به نظر زیباترین تشبیه حافظ در این شعر چشم صراحی است که اشاره به سر ظرف شراب دارد که از آن شراب بیرون می ریزد ، سر ظرف شراب که به آن صراحی می گفتند را برای اینکه می از آن با کنترل بیشتر خارج شود شبیه چشم می ساختند با گوشه ای که شبیه گوشه ی سمت شقیقه چشم است و حافظ این در ظرف را با هنرمندی تمام به چشم صراحی تشبیه کرده است ، شبیه چشم صراحی را امروز در لبه پارچ که از آن آب خارج می‌شود می بینیم.

استاد میراحمدی در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:

سحر بلبل حکایت با صبا کرد که ...

این شوخی شیرین را چند سال پیش در ماه مبارک رمضان ساختم پیرامون زولبیا بامیه


سحر رندی حکایت با صبا کرد
که عشق بامیه با ما چه ها کرد


از آن رنگ رخش خون در دل افتاد
از آن شهدش به قندم مبتلا کرد


من از آن بامیه دیگر ننالم
که هر چه کرد با من زولبیا کرد

امیر در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:

این غزل را مهرداد کاظمی نیز خوانده است.

سعید در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۸ - آغاز داستان فرامرز پور رستم زال و بانو گشسب خواهر او:

در بیت بیستم 

«یکی روز هر دو سواران به راه

برفتند ماند خورشید و ماه»

اشتباه تایپی رخ داده و بجای «مانند»

نوشته شده «ماند»

باتشکر از زحمات شما

راحله در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۰ - پاسخ دادن خسرو شیرین را:

"اگر گامی زدم در کام‌رانی

جوان بودم چنین باشد جوانی"

چه توجیهیم میکنه!

استاد میراحمدی در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

نگارم دوش در مجلس، به عزمِ ...

برخی گره بگشود از ابرو ضبط کرده اند که چنین ضابطی نشان از ناآگاهی کامل مصحح دارد

استاد میراحمدی در ‫۳ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

نگارم دوش در مجلس، به عزمِ ...

یک جایی شاعر گفته 

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

ازل و تجلی دو واژه عرفانی هستند

اما یک جایی مثل این بیت همین حرف را می آید هنری تر بیان میکند

از ازل و تجلی سخنی نمی‌گوید ولی منظورش همان است 

اشارتی میکند 

بر خواننده شعر است که بتواند این اشارت را دریابد

شاعر هیچگاه هنر خود را فدای شیرفهم کردن مخاطب نمیکند زیرا در آن صورت شعرش دیگر شعر نیست !

اصلا هنرمند شده است که غیرمستقیم حرفی را بزند

اگر حافظ بدون اشارات ونمادها منظورش را بیان می‌کرد الان این همه مخاطب نداشت

استاد میراحمدی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

نگارم دوش در مجلس، به عزمِ ...

 

نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست

گره بگشود از گیسو و بر دلهای یاران زد

عده ای تصور می‌کنند مجلس رقصی بوده و یک زیبارویی آن وسط بلند شده و باباکرم رفته است!

بیت اشاره است به تجلی الهی در عهد ازل و ظهور موجودات

به عزم رقص برخاستن یعنی تجلی الهی

اینجا اینطور گفته جای دیگر مستقیم گفته

«در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد»

جای دیگر یک جور دیگر گفته:

«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه»

گفتیم که هنرمند و شاعر یک مضمون و معنا را هربار به صورتی بیان میکند

شارح باید بتواند نقب بزند در بیت و به عمق مطلب برسد و فهم چنین مطلبی نیاز به پشتوانه علمی عرفانی دارد

شعر حافظ با ترانه شهرام شب پره فرق دارد

بزرگمهر در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۵۱ در پاسخ به سعید دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

یعنی اخم نکرد بلکه گشاده‌رو بود...

در ضمن معشوقی که همه دوستان یا یاران با او حال میکنند یک زن نیست و یاران شایدمجلسیان یا لشگریان باشند...

تورج توجی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

پیوند به وبگاه بیرونی

شرح غزل ۱۸ بیت اول 

مدرس تورج توجی

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۸۹ - ذکر شیخ ابو اسحق شهریار کازرونی:

واژۀ نو یافتۀ «فرشدن» farashdan

به استناد آنچه که در بند 13 این بخش آمده است («برای آنکه من رنجهای بسیار دیدم از کِشتن و درودن و کوفتن و فَرَشْدَن که تو ندیده‌ای و ....») واژۀ «فَرَشدن» باید به معنی زیر باشد:

«به باد دادن خرمن کوفته شده» برای جدا کردن کاه.

 

یادآوری–شادروان محمد امین ادیب طوسی واژۀ «فرشتن» را چنین معنی کرده است:

«فروریختن برگهای درخت با حرکت دست در جهت مخالف رشد آنها» <فرهنگ لغات بازیافته، انتشاراتِ انجمن ترویج زبان و ادب فارسی ایران، شماره 28، سال 1388، تهران>

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ میبدی » تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار » ۲- سورة البقره‏ » بخش ۶۲ - ۱۹ - النوبة الثانیة:

واژۀ نو یافته «ارَزْدَن» یا «آرَزْدَن»

به استناد آنچه که در پنچمین آیین مربوط به پاکیزگی بدن آمده است («در آب دراز ارزدن»)، واژه «آرزدن» باید به این معنی زیر باشد:

«غسل کردن»

 

یادآوری:–واژۀ «دراز» در اینجا به معنی «فراوان» است. <لغتنامه دهخدا را ببینید>

۱
…
۲
۳
۴
۵
۶
…
۵۸۲۲