سیدعلی (رضا) ساقی در ۱ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۲۲ در پاسخ به نعیم فتاحی زاده دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰:
ممنون ازلطف ومحبت شما🌹🙏
سیدعلی (رضا) ساقی در ۱ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۱۱ در پاسخ به آرش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:
ممنون ازلطف ومحبت شما🌹🙏
استاد.میراحمدی در ۱ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸:
به این بیت درین غزل توجه کنید
غزلی که گویا مخاطبش یکی از افراد دولتی بوده است با توجه به بیت اول
اما این بیت کاملا مستقل و عرفانی است
ابیات بعدی نیز مستقل از مخاطب اولیه غزل هستند
حافظ همواره برای عرفان سهمی در غزلیاتش قائل است حتی غزلیاتی ک واضح است مخاطبش یک فرد دولتی است
شارح باید اینها را بداند تا دچار اشتباهات واضح و مضحک نشود
سیدعلی (رضا) ساقی در ۱ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۱۷ در پاسخ به فاطمه زمانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸:
ازلطف ومحبت شما سپاسگزارم🌹🙏
استاد.میراحمدی در ۱ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:
نظیر این بیت کدام است
نظیرش این بیت است :
گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش
تا سحرگاه ز کنار تو جوان برخیزم
ببینید نزدیکی معناها را
هر دو عرفانی هستند
این از بیسوادی و کژفهمی شارح است که بیتی که سحرگاه دارد را غیر عرفانی تعبیر میکند
حالا او چیزی گفته و یک عده هم دست و جیغ و هورا کشیده اند نتیجه شده این شرحهای بی پایه و اساس که متاسفانه زیاد هم هستند اینها
جالب است که این حضرات آنقدر باد شده اند توسط دیگران که هیچ نقدی را هم قبول ندارند!
ساقی کدام میخانه هستند ندانم!
سیدعلی (رضا) ساقی در ۱ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۵۷ در پاسخ به Hadi Golestani دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶:
ازلطف ومحبت شما سپاسگزارم🌹🙏
سیدعلی (رضا) ساقی در ۲ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۵۲ در پاسخ به فاطمه یاراحمدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:
ازلطف ومحبت شما سپاسگزارم🌹🙏
سیدعلی (رضا) ساقی در ۲ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۴۵ در پاسخ به عارف دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:
ازلطف ومحبت شما سپاسگزارم🌹🙏
سیدعلی (رضا) ساقی در ۲ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۴۴ در پاسخ به کابِر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:
ازلطف ومحبت شما سپاسگزارم🌹🙏
تورج توجی در ۲ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
شرح بیت ۸ غزل ۱۲
مدرس تورج توجی
سیدعلی (رضا) ساقی در ۲ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۲۶ در پاسخ به حمید دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳:
ازلطف ومحبت شما سپاسگزارم🌹🙏
سیدعلی (رضا) ساقی در ۲ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۱۶ در پاسخ به @daroon_shenasi دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲:
ازلطف ومحبت شما سپاسگزارم🌹🙏
استاد.میراحمدی در ۲ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴:
آنانی که اهل ذکر مدام هستند معنای این بیت را میدانند و تجربه کرده اند
استاد.میراحمدی در ۲ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴۴:
آنهایی که اهل ذکر مدام هستند معنای این بیت به ویژه مصراع اول را میدانند و تجربه کرده اند
استاد.میراحمدی در ۲ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲:
در اثر ذکر مدام حالتی به ذاکر دست میدهد که دیگر نمیتواند ذکر را بر زبان بیاورد و ادامه ذکر را در دل میگوید
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
آنهایی که اهل ذکر هستند میدانند معنای این بیت چیست
بر سر این رباعی مشکوک هستم که از آن خیام باشد
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴:
بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴
ای چشمِ تو مِهمیز جنون، وحشیِ رَم را
ابرویِ تو معراجِ دگر، پایهٔ خَم راگیسویِ تو دامیست که تحریرِ خیالَش
از نال به زنجیر کشیدهست، قلم رابا این قد و عارض، به چمن گر بخَرامی
گُل تاج به خاک افکنَد و سَرو عَلم رااسرارِ دهانَت، به تأمّل نتوان یافت
از فکرْ، کَسی پِینبَرَد راهِ عدم راعمریست، که در عالمِ سودایِ محبّت
از نالهٔ من، نرخ بلند است الم راچندان نرَمیدَم ز تعلّق، که پس از مرگ
خاکَم به بَرِ خویش کِشد، نقشِ قَدَم رااز آهِ اثر باختهام باک مدارید
تیغَم عوضِ خون، همهجا ریخته دَم رامینایِ من و الفتِ سودایِ شکستن
حیف است به یاقوت دهم، سنگِ ستَم راتا چند زَنی بالِ هوس، در طلبِ عیش
هشدار که از کف ندَهی، دامنِ غم رایک معنیِ فرد ایم، که در وهم نگنجد
هرگه به تأمّل نِگری، صورتِ هَم راخورشید ز ظلمتکدهٔ سایه برون است
تا کِی، ز حدوثْ آینه سازید قِدَم را؟بیدل، چو خَزَف سهل بوَد گوهرِ بیآب
از دیدهٔ تَر، قطع مکن نسبتِ نَم را
استاد.میراحمدی در ۲ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:
در نهایت مهمترین بخش این بیت همان تصویر شگفتی است که دارد.
دستان دعایی که برافراشته شده و منتظر عنایت و نظری است تا همین دستان دعاگو به دستانی برای در آغوش گرفتن دوست تبدیل بشود
اگر هر شارحی این تصویر را نفهمد و به مخاطب نشان ندهد کم سواد و ناقص است در کار حافظ پژوهی ؛چه برسد که دیگر کل بیت را بخواهد غیر عرفانی بداند
شناخت تصویر شعری بسیار مهم است
چون خیلی اینها تصویری و تخیلی است اساسا
اما شارح ناشی فقط کلمات و معنای کلمات و نهایت یکی دو تا نماد را میشناسد
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:
بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳
بر طاق نِه، تبَختُرِ جاه و جلال را
چینی سلامکرد به یک مو، سفال راعالم، ز دستگاهِ بقا طعمهٔ فنا ست
چون شمع، ریشه میخورد اینجا نهال راپرگشتن و تهیشدن از خوابَش، عالمیاست
آیینهکن، عروج و نزولِ هلال رابر شیشههای ساعت اگر وارسیدهای؟
دریاب، گردِ قافلهٔ ماه و سال رامحکومِ حرص و پاسِ مراتب، چه ممکن است؟
با شرم، کار نیست زبانِ سؤال راتصویرِ حسن و قبحِ جهان تا کشیدهاند
بر رنگ دیدهاند مقدّم، زُگال رایاران در این چمن، به تکلّف طرب کنید
اینجا خضاب هم، شبِ عیدیست زال راطاووسِ ما، اگر نه پَرافشانِ نازِ او ست
رنگِ پریده ی که؟ ، چمنکرد بال رادر درسگاهِ صنع، ز تعطیلِ ما مَپُرس
با شغلِ خانه، نسبتِ خشکیست نال رامَه شد هزار بار هلال و هلال بدر
دیدیم، وضعِ عالمِ نقص و کمال راخارا، حریفِ سعیِ ضعیفان نمیشود
صد کوچه است در بّنِ دندان، خلال راشاید خطی به نَم رسد از لوحِ سرنوشت
جهدیست با جبین، عرَقِ انفعال رابیدل، به سرمه نسبتِ هر کَس درست نیست
مژگان شمردن است، زبانهایِ لال را
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲:
بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲
بهار اندیشهٔ صَد رنگ عشرت کرد، بسمِل را
کفِ خونی، که برگِ گل کند دامانِ قاتِل راز تأثیرِ شکستن، غنچه آغوشِ چمن دارد
تو هم مگذار، دامانِ شکستِ شیشهٔ دِل رانَمِ راحت از این دریا مَجو، کز دردِ بیآبی
لبِ افسوس، تبخالِ حباب آورد ساحل رادر این وادی، حضورِ عافیت واماندگی دارد
مدِه از کف به صد دستِ تصرّف، پایِ در گِل راتفاوت در نقاب و حسن، جز نامی نمیباشد
خوشا آیینهٔ صافی، که لیلی دید محمِل راچه احسان داشت یارب، جوهرِ شمشیرِ بیدادَش
که در هر قطره ی خون، سجده ی شُکریست بسمِل رانفَس در قطعِ راهِ عمر، عذرِ لنگ می آرَد
نصیحت پیشرُو باشد به وقتِ کار، کاهل راچو ماهِ نُو مکُن گردنکَشی، گر نیستی ناقص
که اینجا جز سپرداری، کمالی نیست کامل راعروجِ چرخ را عنوان عزّت خوانده ای، لیکن
چنین بر باد نتوان داد، اِلّا فردِ باطل رادلِ آسوده، از جوشِ هوسها نالهفرسا شد
خیالِ هرزه تازی، جاده گردانید منزل راسراغِ سایه از خورشید نتوان یافتن، بیدل
من و آیینهٔ نازی، که میسوزد مقابل را
سیدعلی (رضا) ساقی در ۱ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۲۲ در پاسخ به زهرا مرادی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰: